سه شنبه / ۲۷ آذر ۱۳۹۷ / ۱۶:۰۳
سرویس : پژوهش
کد خبر : ۱۳۵۳۶
گزارشگر : ۸۱
سرویس پژوهش
به مناسبت بزرگداشت پنجمین سالگرد درگذشت دکتر کاظم معتمدنژاد

نشست تخصصی «تحول مفهوم توسعه» برگزار شد

عنوان این نشست از این نظر مهم است که هیچ مفهومی در جهان امروز ثابت نیست و همه مفاهیم در حال گذر از مرزهای معنایی موجود و ورود به عرصه معنایی جدید هستند

(سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷) ۱۶:۰۳

 نشست تخصصی «تحول مفهوم توسعه» به مناسبت بزرگداشت پنجمین سالگرد درگذشت دکتر کاظم معتمدنژاد روز دوشنبه 26 آذر ماه در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

به گزارش روابط‌عمومی دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها، در این نشست که همزمان با سومین روز از هفته پژوهش برگزار شد، دکتر مهدی فرقانی رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی؛ دکتر رامین معتمدنژاد، استاد اقتصاد دانشگاه سوربن پاریس و فرزند دکتر کاظم معتمدنژاد؛ دکتر سیدمحمد سعید نوری نائینی، دکترای اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی؛ دکتر هادی خانیکی،استاد و مدیر گروه ارتباطات و رئیس کرسی ارتباطات و فناوری یونسکو در دانشگاه علامه طباطبایی؛ و دکتر علیرضا حسینی‌پاکدهی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی حضور داشتند و ضمن طرح نظرات و مباحث مربوط به توسعه و ارتباطات توسعه،به تشریح دیدگاه‌های دکتر کاظم معتمدنژاد در رابطه با این مفاهیم پرداختند.

در ابتدای نشست، دکتر مهدی فرقانی رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، با گرامیداشت یاد و خاطره دکتر کاظم معتمدنژاد، به تشریح اهداف کلی برگزاری این نشست پرداخت و گفت: یکی از اهداف برگزاری نشست امروز، بازخوانی دیدگاه‌ها و نظریات مربوط به توسعه در حوزه ارتباطات است که می‌توان گفت دکتر معتمدنژاد در این زمینه پیشگام بودوی برای اولین بار مباحث مربوط به توسعه، بخصوص توسعه‌بخشی ارتباطات را در برنامه‌های درسی دوره کارشناسی ارشد و دکترای علوم ارتباطات گنجاند و سالها در این زمینه به تحقیق و تدریس پرداخت. امروز طرح این موضوع با سال‌ها فعالیت آموزشی استاد معتمدنژاد در این حوزه پیوند دارد. او نظریات خود در حوزه توسعه را با نقد نظریه توسعه بخشی ارتباطات دانیل لرنر آغاز کرد و اولین مقالات را در این حوزه به رشته تحریر درآورد و به طرح دیدگاه دیگر صاحبنظران حوزه توسعه پرداخت. بسیاری از اتفاقات و فعالیت‌های این دانشکده مدیون ادبیاتی است که معتمدنژاد در این حوزه عرضه کرده است.

وی افزود: . بعنوان این نشست از این نظر مهم است که هیچ مفهومی در جهان امروز ثابت نیست و همه مفاهیم در حال گذر از مرزهای معنایی موجود و ورود به عرصه معنایی جدید هستندبه همین دلیل ما باید از پشتوانه‌های فکری و عملی نظیرآنچه که دکتر معتمدنژاد عرضه کردند، برخوردار باشیم و نگاهمان به آینده و تحولات این حوزه باشد. من فکر می‌کنم یکی از مفاهیمی که در این سال‌ها به سرعت دستخوش تحول شده و در آینده تغییرات بیشتری را تجربه خواهد کرد همین مفهوم توسعه و ارتباطات توسعه است.

وی اظهار کرد: به اعتقاد من در عصر حاضر بخشی از مباحث و نظریه‌های توسعه بهانه‌ای برای پیشبرد و تحکیم سلطه است. به این معنا که در فضای مجازی به رغم دستاوردهای بی‌بدیل، باتوجه به مدیریت راهبردی و تحولات تکنولوژیک به نوعی است که فقط می‌تواند پاره‌ای از اهداف را محقق کند.

فرقانی تاکید کرد: در شرایط حاضر بیش از 90 درصد راهبری فضای مجازی در اختیار آمریکا قرار دارد و پنج شرکت بزرگ اینترنتی نیز متعلق به آمریکا هستند. بنابراین می‌بینیم که این حوزه چه اقتضائات جدیدی را به لحاظ مفهوم‌پردازی و نظریه‌پردازی پیش روی ما قرار داده است و شاید بتوان آن را نوعی استعمار جدید دانست که بدون خدم و حشم و توپ و تانک و هواپیما و بدون احساس تجاوز در حال پیش‌روی است و حتی بسیاری از مردم بدون آنکه مقاومتی از خود نشان دهند، آن را با آغوش باز می‌پذیرند و تمجید و ستایش می‌کنند.

وی در ادامه گفت: قصد من این است که با توجه به این تحولات، نوعی بازنگری در دیدگاه‌های توسعه بر مبنای تحولات و دستاوردهای تکنولوژی‌های ارتباطی داشته باشیم و آن را به بحث و گفت‌گو بگذاریم و توجه داشته باشیم که توسعه زیرساخت‌های ارتباطی و نرم‌افزارها علاوه بر ایجاد امکانات و ظرفیت‌های جدید در کشورهای در حال توسعه می‌تواند مانیتور شدن همه شهروندان را در هر لحظه میسر و عملی کند. حتی هوشمند شدن تحریم‌ها نیز به مدد همین تکنولوژی‌های ارتباطی صورت می‌گیرد. ما باید همانند دکتر معتمدنژاد، این بازنگری را از منظر انتقادی و نظریه‌های توسعه بویژه ارتباطات و توسعه دنبال کنیم.

دکتر رامین معتمدنژاد، استاد اقتصاد دانشگاه سوربن پاریس و فرزند دکتر کاظم معتمدنژاد با اشاره به موضوع بحث خود در زمینه رابطه متقابل نظام سرمایه‌داری حاکم بر ایران و وضعیت مطبوعات گفت: پیش‌فرض من در این مطالعه این است که مطبوعات نقش ساختاری و محوری در ساماندهی شکل اقتصاد و ‌شکل سرمایه‌داری دارند.در توضیح این پیش‌فرض باید گفت در نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و ارتباطی، دو گروه حاکم و گروه‌های تحت حاکمیت وجود دارند که این گروه‌های تحت حاکمیت نیز تحت حاکمیت گروه های قدرتمندتر و سرمایه‌داران قرار دارند.

وی با بیان اینکه زیربناهای اقتصادی و اجتماعی در تعیین روبناها نقشی اساسی دارند، گفت: باید نگاه یکپارچه‌نگری به این دو مفهوم داشته باشم. آن چیزی که این مجموعه را به هم پیوند می‌دهد نقش Intelectual ‌های ارگانیک است یعنی ارگانیکی که به‌نوعی بیان و تبلور دهنده قدرت حاکم است . قدرت‌ها توان و نفوذ ایدئولوژیک خود را از طریق استدلال‌ها، نوشته‌ها و سخنرانی‌های متعدد اعمال می‌کنند که می‌تواند شامل مطبوعات باشد. حال چه خصوصی باشند، چه دولتی.

استاد اقتصاد دانشگاه سوربن در ادامه سخنان خود به بیان چگونگی عملکرد مطبوعات اقتصادی ایران در دوره‌های پس از جنگ پرداخت و گفت: اقتصاد ایران پس از پایان جنگ هشت‌ساله، و در دهه‌های 70 و 80 به لحاظ ایدئولوژیک دارای یک جهش کیفی بود که اقتصاد کشور در این زمان در مرحله انباشت سرمایه قرار داشت. از دهه 80 به بعد پس از وقوع تحولات و شکل‌گیری سرمایه‌داری انحصاری، مطبوعات به‌عنوان اشاعه‌دهندگان اندیشه‌های ایدئولوژیک نظام سرمایه‌داری نقش بسیار مهمی داشتند. به دنبال تحولات نظام سرمایه‌داری در ایران که هم یک سرمایه‌داری انحصاری و هم نئومرکانتی‌ ایسمی است یک نوع فرایند تمرکز بر مطبوعات کشور حاکم می‌شود که هدف آن اشاعه پیوستن به بازار جهانی، اهمیت بازار و فضای کسب و کار است. فضایی که به نفع سرمایه‌داران است. فضایی که امروزه مطبوعات اقتصادی از ریشه‌های بحران اقتصادی به نمایش می‌گذارند منطبق بر واقعیات جامعه نیست. زیرا می‌گویند بحران تورمی است و ریشه تورم نیز افزایش نقدینگی است. در حالی که تورم می‌تواند ناشی از عدم توازن بین عرضه و تقاضای کالاهای حقیقی یا بازارهای مالی باشد که تورم ساختاری است. مطبوعات این دیدگاه ایدئولوژیک را حاکم کرده‌اند و آن را مشروع می‌دانند.

نتیجه‌ای که از این بحث می‌گیریم این است که بجز کره شمالی در دنیا ، ما تنها کشوری هستیم که در آن مطبوعات ، یک صدا را می‌رسانند که آن هم آوای ملی‌گرایی است. حتی مطبوعاتی که وابسته به جناح اصولگرا هستند، مفاهیمی چون خصوصی‌سازی، برون‌سازی و اخراج کارگران را ترویج می‌کنندکه این روند نشان از یک نوع اتفاق نظر که متاثر از ایدئولوژی نئولیبرالی و محافظه کارانه است دارد.

دکتر سیدمحمد سعید نوری نائینی، دکترای اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، محقق و مترجم کتاب‌ها و آثار آمار تیاسن با طرح موضوع بحث خود با عنوان «درآمدی بر نظریه آمار تیاسن درباره توسعه و آزادی» گفت: آمار تیاسن یک فیلسوف و اقتصاددان بنگالی است که در هندوستان درس خوانده و استاد سه دانشگاه بزرگ دنیا دانشگاه دهلی، کمبریج و هاروارد در آن واحد است و پرورش یافته دموکراسی دنیاست. وی در سال 1999 برنده جایزه نوبل در اقتصاد و رفاه شد. چون همیشه دغدغه اصلی‌اش توسعه اقتصادی توأم با رفاه بود. از جمله آثار مهم او کتاب «توسعه» است که چهار ترجمه از آن به فارسی منتشر شده است و من مقدمه‌ای 110 صفحه‌ای بر آن نوشته‌ام که در ایران بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. به نظر تیاسن توسعه شامل همه ابعاد زندگی بشر است که از یک بحث تجربی و یک پشتوانه علمی و نظری قوی برخوردار است. بحث مشترک همه آنها آزادی است.

وی معتقد است تمام تلاش انسان به سوی آزادی است بنابراین توسعه فرایندی پویا در جست‌جوی آزادی بوسیله آزادی و با معیار آزادی است که وسیله و معیار سنجش آن نیز آزادی است.

به عقیده تیاسن، در این صحنه سه عامل مهم و سرنوشت‌ساز انسان، مردمسالاری و ارزش‌ها وجود دارد که نکته کلیدی همه آنها انسان است.

نوری نائینی در توضیح نقش انسان در توسعه گفت: انسان به عنوان یکی از صحنه‌گردانان توسعه تاثیر خاص خود را دارد و از این حیث با دیگری متفاوت است. بر این اساس فردی که می‌خواهد در توسعه فعال باشد، باید یک نقش‌آفرین باشد و در برنامه‌‌های توسعه مشارکت داشته باشد. برنامه‌های توسعه باید بر اساس نیازهای جامعه شکل گرفته باشد. این حضور در چارچوب روابط اجتماعی شکل می‌گیرد که دو مسئول دارد یکی خود فرد و دیگری دولت که هر کدام وظایف خاص خود را دارند.

وی تاکید کرد: حداقل کاری که فرد می‌تواند انجام دهد این است که تسلیم کار اجباری نشود. در اینجا وظیفه دولت است که آلترناتیوهای اشتغال افراد را متناسب با خواست آنها فراهم کند تا افراد به‌طور مؤثر نقش‌آفرینی کنند. زیرا کار اجباری هیچگاه به نوآوری و ابداع منتهی نمی‌شود و از توسعه خبری نیست.

وی افزود: لوئیس معتقد است که هدف توسعه گسترش دامنه انتخاب بشر است. برنامه‌هایی که در ایران تهیه می‌شود، همان برنامه‌های بوروکراتیک وتکنوکراتیک از بالا به پایین و تحمیل شده هستند که در آن به نقش فرد در نظام توجه نمی‌شود.

این عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی دومین عامل نوسعه را نهاد مردمسالاری  عنوان کرد و افزود: به‌طور کلی یک عقیده هست که می‌گوید توسعه باید با کمی استبداد همراه باشد تا بهتر انجام شود و به تعویق نیفتد. اما تیاسن با این عقیده کاملاً مخالف است. مهم‌ترین امتیاز مردمسالاری انتخاب زندگی حال و آینده توسط خود مردم است. هر کس بهتر می‌تواند تشخیص دهد که زندگی الان او چیست و در آینده چه می‌خواهد باشد. همیشه یک سری توانمندی‌های اساسی برای رسیدن به آزادی وجود دارد. در اینجا فقر، بیسوادی، بیماری، احساس کوچکی و فرودستی و عدم امکان مشارکت در بحث توسعه، ناآزادی‌هایی هستند که می‌توانند مانع توسعه شوند.

وی بهترین حالت متصور برای توسعه را آزادی سیاسی و اقتصادی عنوان کرد و گفت: این آزادی‌ها مثل دو تا بال برای توسعه هستند که باید با هم باشند. زیرا با یک بال نمی‌توان پرواز کرد

مترجم کتاب «توسعه» به سومین عامل توسعه یعنی ارزش‌ها اشاره کرد و گفت: باورهای پشتیبان از آموزه‌های سیاسی، اجتماعی، دینی و وابستگی‌های قوی سرچشمه می‌گیرند که باید به یک فهم مشترک منتهی شده و به منافع ملی برسند. این ارزش‌ها یکی از عوامل توسعه هستند و تنها نظامی که می‌تواند آن را درست کند نظام دموکراسی است. تیاسن تأکید می‌کند که عدالت بعد از توسعه امکان‌پذیر نیست و ما با تغییر زمان به ارزش‌های بیشتری نیاز داریم.

دکتر هادی خانیکی،استاد و مدیر گروه ارتباطات و رئیس کرسی ارتباطات و فناوری یونسکو در دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات در این نشست به تشریع توسعه ملی با تأکید بر آراء بنیانگذاران توسعه در ایران پرداخت و گفت: مبحث ارتباطات توسعه نسبت به مباحث توسعه خیلی متاخر است که در ایران از دهه 50 شکل می‌گیرد. در جامعه‌شناسی مردم‌مدار به تأسی از دکتر کاظم معتمدنژاد من می‌خواهم ارتباطات را تقسیم‌بندی کنم. از این منظر چهار حوزه از ارتباطات در ایران قابل تعریف است: حوزه نخست، حوزه ارتباطات کلاسیک است و آن زمانی است که ارتباطات به دانش نزدیک می‌شود و در یک فرایند به سمتی می‌رود که دانشکده یا رشته تأسیس کند. حوزه دوم، ارتباطات اقتصادی است که دکتر معتمدنژاد جزو مؤسسان است. نگاه دکتر نگاهی است که هم در سنت توسعه و هم ارتباطات نگاه انتقادی است. دو حوزه دیگر، حوزه‌‌های ارتباطات سیاستگذار و ارتباطات مردم‌مدار است، ارتباطاتی که سعی می‌کنند در حوزه توسعه و در لایه‌های سیاستگذاری وارد شوند.

وی ادامه داد: توسعه از زاویه ارتباطات یک مفهوم چند بعدی است که سه پارادایم را پشت سرگذاشته است. پارادایم اول پارادایم چپ یا روایت مارکسی از توسعه است که یک فهم هگلی از تاریخ و یک مفهوم داروینی از تعامل دارد. به این دلیل تغییرات کیفی اقتصادی و مالکیت و ابزار کار را دنبال می‌کند. روایت دوم، روایت نوسازی است که مفهوم گذر از سنت به مدرنیته و پذیرفتن الزامات جهان مدرن است. این نگاهی است که نقطه عزیمت دکتر معتمدنژاد هم هست. معتمدنژاد بر الگوی بومی توسعه خیلی تأکید دارد به همین دلیل از سیاست‌های ملی ارتباطی صحبت می‌کند که اصل قضیه این است که آن روایت کلانی که در الگوی نوسازی مطرح است را نمی‌خواهد خیلی دنبال کند. به همین دلیل از یک طرف به امکانات ارتباطی توجه دارد و از طرف دیگر به عوامل عینی توسعه که برمی‌گردد به خود بحث توسعه و ابعاد توسعه. به این اعتبار سعی می‌کند روی فرصت‌هایی که در ارتباطات توسعه دیده نشده تاکید کند.

خانیکی اظهار کرد: بیشترین نقش و سهم معتمدنژاد به جای طرح الگوها و یا طرح برنامه‌های جدید ارتباطی، در نقد طرح‌های غربی است. شاید عمیق‌ترین نقدها از برنامه نوسازی لرنر را معتمدنژاد انجام داده باشد. وی وفادار به سنت انتقادی در ایران و جهان است که بیشترین منشاء خود را از اندیشه‌های چپ می‌گیرد  و به این اعتبار است که می‌توان گفت در نقد ناتوانی و غفلتی که نظریه‌های نوسازی در ارتباطات دارند خیلی موفق عمل کرده و به نظر می‌آید کمتر به نقدهای عالمانه دکتر معتمدنژاد از نظریات نوسازی و در برابر آن طرح الگوهای متناوب و لیبرال پرداخته‌ شده باشد.

وی عنوان کرد: آنچه که به‌عنوان رهیافت دکتر معتمدنژاد مهم است این است که اندیشه و یافته‌های خودش را در دانشگاه محبوس نمی‌کرد و جزو اندیشمندانی است که پا به حوزه عمومی گذاشته است و غیر از سرسختی و نوع علاقه‌مندی، به رغم بی‌میلی‌ها و کم‌توجهی‌هایی که به او شد و حتی تعطیلی رشته‌اش، درایران ماند و این ایده‌ها را از زاویه ارتباطات سیاستگذار وارد مباحثی کرد که امروز آثار آن را می‌بینیم.

دکتر علیرضا حسینی‌پاکدهی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به موضوع بحث خود در زمینه جهانی‌سازی و توسعه با تأکید بر آرای منتقدان گفت: وقتی جهانی‌سازی یا جهانی شدن به معنی حنثی بکارگرفته شود، از آن مفهوم بین‌الملل شدن ، غربی شدن و گاهی تجارت آزاد برداشت می‌شود. تأکید من در اینجا روی مفهوم اخیر یعنی رفع موانع تجاری و مبادلات تجارت آزاد است. در اینجا وقتی مفهوم جهانی شدن را به کار می‌بریم انگار به نوعی مردم کشورهای توسعه نیافته به‌صورت خنثی این‌ها را می‌خواهند تا توسعه پیدا کنند و نو شوند. به همین دلیل سعی می‌شود آن قصد و اراده‌ طرف مقابل نادیده گرفته ‌شود و در نقطه مقابل هم تصور می‌شود که به‌صورت یک پروژه است که به‌صورت مطلق از آن سو گرفته شده است. در این طرف هم هیچ میل و اراده‌ای وجود ندارد و نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم چون در این طرف جریان‌هایی وجود دارند که بنا به دلایل خاص و اشکال مختلف قصد دارند آن گونه شود، پس این دو سویه بودن را مدنظر قرار می‌دهیم.

وی افزود: من اساس کار خود را روی یک مناظره‌ای قرار می‌دهم که در سال 1947 دو اقتصادان برجسته دانشگاه هاروارد آن را آغاز کردند.

وی ادامه داد: از جمله منتقدان نظام اقتصاد نولیبرالیسم یک مناظره‌ای است که میان سوئیتزی و ژوزف شومپیتر، اقتصاددان معروف در دانشگاه‌ هاروارد برگزار شد. اصل مباحثه بر این بود که آینده سرمایه‌داری چگونه خواهد بود؟ این مناظره‌ با توجه به رکود ممتد و رکود بزرگی صورت گرفت که در سال 1929 اتفاق افتاد بود. در این مناظره این بحث مطرح می‌شود که آیا بعد از جنگ جهانی دوم این مسئله برای نظام سرمایه‌داری ادامه پیدا خواهد کرد؟ سوتیتزی می‌گوید مسئله اول برای نظام سرمایه‌داری انباشت سرمایه است که یک مسئله حیاتی است. در نظام سرمایه‌داری کنونی نقش انباشت سرمایه کاملاً نزولی است و بتدریج نزول پیدا می‌کند. وی پیش‌بینی می‌کند برای آنکه نظام سرمایه‌داری انباشت سرمایه‌اش به سرعت کم نشود، مجبور است به خارج پناه ببرد و به ایجاد جنگ‌های مختلف بپردازد. اما شومپیتر که دیدگاه محافظه‌کارانه دارد، گرایش اقتصاد به سوی رکورد را نفی نمی‌کند و می‌گوید این رکورد برای نظام سرمایه‌داری اتفاق خواهد افتاد. وی اشاره می‌کند که مداخله‌هایی که بعد از جنگ جهانی برای بازسازی و نوسازی کشورهای اروپایی و خاورمیانه انجام شده، نه تنها محرک نیست بلکه تضعیف‌کننده اقتصاد هم هست. بنابراین دولت نباید در اقتصاد دخالت داشته باشد. دیدگاه او  این بود که مداخله‌های دولت باید کاهش پیدا کند. 20 سال بعد سوئیترز کتاب سرمایه‌داری انحصاری را می‌نویسد  و بیان می‌کند که نظام سرمایه‌داری بتدریج به طرف انحصاری شدن هر چه بیشتر سرمایه حال حرکت می‌کند و به انحصارهای چند قطبی اشاره می‌کند که به جای رقابت، با هم نوعی همکاری دارند و بازارهای جهانی را میان خود تقسیم می‌کنند.

نکته دیگر افزایش سرمایه مازاد جویای سرمایه‌گذای است. نظام‌های سرمایه‌داری ناچارند این سرمایه اضافی را در جاهای دیگری از دنیا سرمایه‌گذاری کنند. بنابراین میل و گرایش به سرمایه‌گذاری به مناطق دیگر آمریکا افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل دنبال شرایط استثمار در سایر مناطق دنیا هستند و این شرایط استثمار که در دنیا شکل می‌گیرد پایه‌گذار نئولیبرالیزم است که اولین نتیجه‌اش افزایش نابرابری در جهان است.

 

 
دکتر کاظم معتمدنژاد
دکتر کاظم معتمدنژاد
دکتر کاظم معتمدنژاد
دکتر کاظم معتمدنژاد

 

 

 

 

تعداد بازدید : ۴۲۰
(سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷) ۱۶:۰۳
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید