یکشنبه / ۱۷ اسفند ۱۳۹۹ / ۰۹:۱۵
سرویس : دفتر مطالعات
کد خبر : ۱۴۹۶۰
گزارشگر : ۲۳۷۷۳
سرویس دفتر مطالعات

نشست‌های تخصصی بررسی مسائل و مشکلات نشریات محلی « آذربایجان شرقی وغربی - سیستان و بلوچستان - خراسان رضوی،شمالی و جنوبی- کردستان »

(یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹) ۰۹:۱۵

گزارش تکمیلی نشست تخصصی بررسی مشکلات نشریات محلی ویژه نشریات استان‌های آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی

نخستین هم‌اندیشی تخصصی" بررسی مسائل و مشکلات رسانه‌های محلی" با تاکید بر نشریات استان‌های آذربایجان غربی و شرقی روز 19 آبان ماه از ساعت 10 الی 11:30 در دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد. در این نشست که با حضور آقایان :اسد فلاح، مدیر نمایندگی جراید کثیرالانتشار استان آذربایجان شرقی ،ابراهیم آقازاده، مدیر مسئول روزنامه آراز آذربایجان و دکتر گیتا علی آبادی، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها انجام شد مسائل و مشکلات  رسانه های محلی مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.

در ابتدای نشست دکتر گیتاعلی آبادی ضمن سپاس از حضور میهمانان اظهار داشت:

در نظر داریم با توجه به مشکلات نشریات محلی در استان‌های کشور با همکاری کارشناسان مربوطه و در حد توان به انعکاس آن مسائل بپردازیم.بدین جهت نشست امروز به بررسی مشکلات نشریات محلی، به ویژه آذربایجان غربی و شرقی اختصاص دارد و بدین منظور از نظرات کارشناسی آقایان اسد فلاح، مدیر محترم نمایندگی جراید کثیرالانتشار آذربایان شرقی وابراهیم آقازاده مدیر مسئول محترم روزنامه آراز آذربایجان غربی بهره خواهیم برد.

از آنجا که رسالت نشریات محلی شکل دادن افکار عمومی، مسائل اجتماعی جامعه بومی، فرهنگ سازی و به نوعی بیان و بررسی، نقد و تحلیل و تفسیر مسائل است و ورود تکنولوژی‌های نوین ارتباطی نیز در تسریع انتشار آن مطالب و وقایع و رویدادها در اقصی نقاط کشور نیز دخیل است، پس این نشریات در تعریف خط مشی، تفسیر و تحلیل و اظهارنظر و پیش‌بینی برخی رویدادها و تمهید مطلوب و متناسب آن استان‌ها بسیار مؤثرند. به ویژه استان‌هایی که تعدد ادیان و اقوام از جمله دغدغه‌هایشان است. چرا که این استان‌ها خواه ناخواه مشی متفاوتی از دیگر استان‌های با جمعیت همگون خواهند داشت. در این میان نقش نشریات محلی در ایجاد انسجام و همدلی در محیط اجتماعی مذکور بسیار مهم است. حال با این مقدمه در خدمت دو فعال مطبوعات محلی استان‌های آذربایجان شرقی و غربی هستیم و منتظر شنیدن دیدگاه‌ها و تجربیاتشان در امر اهمیت بومی سازی و هویت سازی نشریات محلی. از ایشان خواهش می کنم بفرمایند اگر به این حوزه  ورود پیدا کردند، چگونه و در امر نیازسنجی و مخاطب شناسی چه راهکارهایی ارائه کرده اند و مطالب منتشره تا چه حد مخاطب خود را به دست آورده است.

پس از صحبتهای ابتدایی دکتر علی آبادی ، ابراهیم آقازاده مدیر مسئول محترم روزنامه آراز آذربایجان غربی گفت: برخی از استان‌ها همچون آذربایجان غربی که با تعدد اقوام و تکثر ادیان و مذاهب رو به رو هستند و از طرفی هم مرزی با چندین کشور را دارند، بالتبع با مشکلات عدیده مطبوعاتی مواجه خواهند بود.

در خصوص بومی‌سازی و هویت‌بخشی باید گفت نشریات محلی در صورتی می‌توانند به این حوزه ورود پیدا کنند که قادر به ارائه محتواهای لازم همچون گزارش‌های محلی و تحلیل‌های مناسب محلی باشند. به تاریخ و زبان اقوام محلی بپردازند ارزش‌های خبری از جمله ارزش همجواری آذربایجان شرقی و غربی با کشور آذربایجان به لحاظ اشتراکات فرهنگی و قومی و به دور از تعصب را زمینه کار خود قرار دهند که این مهم بدون آموزش ممکن نخواهد بود. یکی از مهم‌ترین آسیب‌های محلی از قبل، فقدان آموزش است. حلقه مفقوده‌ای که شاید یکی از بزرگترین ارکان آسیب رسانه‌های انسانی بالاخص آذربایجان غربی است و باید اذعان داشت که یک پایه آموزش به مسائل مالی برمی گردد ومتاسفانه ضعف بنیه مالی به تشدید این موضوع می‌انجامد و باعث بی‌بهره شدن مطبوعات محلی از نیروهای متخصص خواهد شد.

اسد فلاح، مدیر نمایندگی جراید کثیرالانتشار آذربایان شرقی ضمن تایید گفته‌های آقازاده گفت: رویکرد و کارکرد نشریات محلی در مقایسه با رسانه های سراسری، صاحب قدرت اند و بیانگر جایگاه و نقش موثر فعالیت‌های نشریات محلی در طول تاریخ هستند. در راستای کلام آقای آقازاده اشاره خواهم کرد که مطبوعات محلی در بحث پیگیری هویت بخشی فرهنگ بومی کشور بسیار موثرند و منادی و مبلغ فرهنگ بومی در جامعه هستند و آقای آقازاده اشاره خوبی به بحث زبان داشتند. نشریات محلی ما از ویژگی عمده حداقل دو زبانه بودن برخوردارند و در گستره مرزهای جغرافیای کشور به وسیله ماموریت‌های فرهنگی و اجتماعی، ظرفیت‌های کشور را به کشورهای همسایه منعکس می‌کنند. مسئله اصلی که در بحث هویت رسانه‌های محلی ایجاب می‌کند، بازنمایی هویت محلی و بومی این استانهاست که عمدتا نشریات محلی ما تا حدودی از این ماموریت خود فاصله گرفتند که ریشه در مشکلات مالی دارد. به عبارتی اقتصاد رسانه در نشریات محلی در شرایط حادی است و مستلزم حمایت ، و طرق حمایتی و اشکال آن منظور اصلی بنده نیست. مورد دیگر متاسفانه نشریات محلی ما به عادت یا آفتی گرفتار شدند که 90 درصدشان علاقمند به سبک و سیاق رسانه های سراسری هستند و بعضا موضوعاتی را پیگیری می کنند که بیشتر سراسری و ملی است که باعث کم رنگ شدن نقششان در ماموریت رسانه‌ای به عنوان نشریه محلی می‌شود و هر چقدر این حالت تشدید شود، رفته رفته جایگاه خودشان را از بین می‌برند و با ریزش مخاطب مواجه خواهند شد و از رسالت اصلی خود فاصله می‌گیرند.

دکتر علی آبادی در ادامه گفت:شمابه موضوع ملی و موارد ملی اشاره کردید. سوژه یابی یا انتخاب سوژه در نشریات محلی به چه شکل است؟ برای مثال در موضوع درگیری آذربایجان و مشکل قره باغ و خسارت دیدن ناخواسته روستاهای مرزی، با توجه به مسائل تجزیه طلبی، موضوع جداسازی بخش‌هایی از استان‌ها  شاید در ذهن برخی وجود داشته باشد و برخی هم مخالف تجزیه طلبی باشند. در حال حاضر نقش و وظیفه نشریات محلی به عنوان نقش برتر چیست؟ و چگونه در جلوگیری از چنین اتفاق‌هایی ایفای نقش می کنند و در یکپارچگی بیشتر کشورمان تلاش می کنند؟ نشریات در حفظ بیشتر انسجام و ممانعت از نشر ذهنیت‌های موجود چه کمکی می‌توانند داشته باشند؟ انتخاب سوژه برای نشریات محلی تا چه حد مهم است؟ با توجه به اینکه مطالب روز را می توان از رادیو و تلویزیون و سایر رسانه‌ها پیگیری کرد. صفحات دیگر نشریات بایدبه چه سوژه‌هایی اختصاص پیدا کنند؟ اسد فلاح در پاسخ به سوال‌های دکتر علی آبادی اظهار داشت:

یکی از فرصت‌های خوب ایجاد شده برای بارز شدن نقش نشریات محلی، درگیرشدن کشور به مناقشات کشور همسایه بود. مسئله عمده‌ای که عمدتا رسانه‌ها و نشریات ما خیلی بیشتر مد نظر قرار می‌دهند، اهتمام به نگاه ملی است که بدین دلیل شاید ماموریت های حرفه ای خود را شایسته و بایسته نتوانند انجام دهند و بیشتر منتظر اعلام نظر رسانه ها و خبرگزاری‌های دولت و ستاد واحد هستند. اولویت بعدی مراجعه به مسئولین محلی و دوستان حوزه امنیت ملی است. به نظر من رسانه‌های آذربایجان شرقی در این بحث اخیر با مراعات آنطور که توضیح دادم شاید نتوانستند به لحاظ حرفه‌ای و به طور صد در صد ایفای نقش کنند ولی با توجه به منویات کشورمان به لحاظ موقعیت سیاسی در این موضوع، همکاری متناسب داشتند و آگاهانه رفتار کردند.

ابراهیم آقازاده ضمن تایید گفته های  مدیر نمایندگی جراید کثیرالانتشار آذربایان شرقی افزود:

از نظر مخاطب شناسی و سوژه یابی باید مردم بومی و محلی احساس کنند که رسانه، زبان گویای جامعه است و این مهم می‌طلبد که رسانه از هرگونه تزویر به شدت پرهیز کند. رسانه پل ارتباطی مردم و مسئولین است. با طرح مسائل افراطی پشت واژه هایی چون هویت ملی، زبان مادری مثل قضیه جنگ قره باغ که برخی گردهمایی‌ها که در برخی شهرهای آذربایجان با خط دهی از آنسوی مرزها به وجود آمد، مطبوعات محلی و مسئولین استان‌ها می توانستند با شیوه صحیح مسئله را مدیریت کنند به طوری که مردم محلی و آذری‌نشین همجوار با جمهوری آذربایجان، احساس نکنند که مسئولین ما حقایق را از مردم پنهان می‌کنند. البته مطبوعات محلی رسالت بیان آگاهی بخشی و اطلاع رسانی برای مردم را دارند در غیر اینصورت در بحث همجواری که یکی از ارزش‌های مهم خبری است ملاک زمان و لحظه مقتضی انتشار خبر است و فردا قطعا تاریخ می شود و اگر آیندگان بخواهند فعالیت امروز رسانه های محلی را رصد کنند یکی از منابع پژوهشی، نشریات مکتوب محلی گذشته خواهد بود و این مورد هم لحاظ شود که مطبوعات محلی با تکیه بر منافع ملی مطالب و مسائل منطقه ای را مطرح می کنند.

در ادامه مدیرکل دفتر این سوال را مطرح کرد که:تا چه اندازه نشریات منطقه شما در مقطع زمانی اوایل سال 99 با توجه به موضوع کرونا، در سوژه یابی موفق بوده اند و در این سوژه ها به طرح چه موضوعاتی پرداختند؟

اسد فلاح پاسخ داد:

تعداد رسانه‌های آذربایجان شرقی مؤید همه ظرفیت‌ها و پشتوانه رشد کیفیت رسانه‌های ماست. ما 485 رسانه داریم که 15 مورد روزنامه است و انتظار اطلاع رسانی از روزنامه ها نسبت به سایر نشریات با ترتیب انتشارهای دیگر خیلی بیشتر است. بخشی از روزنامه‌ها تقریبا به طور حرفه ای به سوژه یابی در خبر و عرضه مناسب به مخاطب موفق‌اند. ولی نیمی از روزنامه‌های ما در استان حالت مصرف کننده دارند. روزنامه‌ای را در سطح کشور داریم که حدود 70 یا 80 درصد تولید محتوای روزانه‌اش از خودشان است و از اقبال خوبی هم برخوردار است و مخاطب خودش را هم دارد و به لحاظ درآمدزایی از محل آگهی و تک فروشی استقلال مالی دارد و در حال حاضر به سمت فضای مجازی رفته و با توجه به مقتضیات زمان حال از این ابزار بهره می‌برد. یکی دو مورد از روزنامه‌های آذربایجان شرقی در بحث پرداختن به موضوعات روز عملکرد خیلی خوبی داشتند و با توجه به انبوه مشکلات خصوصا در رسانه‌های غیرپایتخت از جمله مشکلات مالی، اقتصاد رسانه در استان‌ها، نه تنها در شرایط کرونا بلکه در شرایط و موضوعات دیگر هم سنگ تمام گذاشتند و در بحث موضوعات اجتماعی، بهداشتی، مباحث مربوط به همدلی بسیار مؤثر بوده اند. موردی که در این مدت نشریات ما را بسیار آزار داده است، بی‌توجهی مسئولین به خواسته‌ها و ماموریت‌های اصحاب مطبوعات محلی در قیاس با روزنامه‌های سراسری و مشهور بود به گونه‌ای که نشریات محلی و اکثریت اصحاب رسانه‌ای محلی مظلوم واقع شدند. از جمله زمانی که وقت گرفتن اطلاعات جدید به صورت حضوری به دلیل رعایت پروتکل بهداشت امکان نداشت دریافت اطلاعات از طریق تلفن به علت درگیری مسئولین در جلسات ممکن نبود و دورکاری هم باعث می‌شد که اطلاعات با یک یا دو روز تاخیر تهیه شود و این عوامل دستیابی به خبر روز را مختل می کرد و زحمات دوستان هدر می‌رفت. در برگزاری نشست‌ها هم اولویت به رسانه‌های رسمی و سراسری داده می‌شد در صورتی که حدود 64 هفته‌نامه و دو برابر این رقم نشریات دیگر و روزنامه های سراسری هم داریم. برای مثال موضوع محلی استان را رسانه‌های سراسری نشر می‌دادند و وقتی از آن‌ها می خواستیم که خبرهای مربوط به استان را در اختیار  نشریات  محلی استان  قرار دهند و ما را منفک نکنند و خواستار حفظ سهم رسانه‌ای استان در بُعد کشور بودیم، تا این مزیت از بین نرود، می فرمودند یا از طریق سایت، ایمیل یا رسانه، خبر به شما خواهد رسید. این مسائل باعث می‌شد رسانه‌های استانی بعضا پشت خط بمانند و در خبرهای دست‌چندم ازآن‌ها استفاده شود.هرچند بچه‌های دیگری هم که درخط مقدم بودند،از منتخبین مسئولین عزیزمان بودند. امیدواریم این عارضه کنترل شود تا بچه‌های مطبوعات در زمان مقتضی به اهداف رسانه ای خود برسند.

آقای آقازاده:

متاسفانه آذربایجان غربی به لحاظ تنوع اقوام و تکثر ادیان و مذاهب، استان خاصی است. مهم‌ترین چالشی که در آذربایجان غربی با آن مواجهیم، بحث مدیران ناکارآمد است که فضا را به دلیل مسائل قومیتی، امنیتی جلوه می دهند و مدیریت کردن، در فضای امنیتی، خیلی راحت نیست. به همین دلیل اطلاعات پیرامون که باید به افراد بومی منتقل شود را در یک بستر مشخص حرکت می‌دهند و در نشست‌های خبری به آن می‌پردازند. سال‌های گذشته با چند اتفاق خاص  مواجه بودیم مانند سقوط هواپیمای مسافربری یا هواپیمای شبه نظامی، که به اعتقادم اگر مسئولین با علم اینکه خبرنگار یا صاحب رسانه از فیلترهای متعدد عبور کرده به نشریات به عنوان نامحرم نگاه کنند باعث می‌شوند که رسانه‌ها آن طورکه بایدوشاید در کسب اخبار در زمان مقتضی وارد عمل نشوند که متاسفانه در هر سه واقعه، نشریات محلی استان، حتی خبرگزاریها نتوانستند آن طور که باید این موارد را از مسئولین دریافت کنند و اخبار موارد ذکر شده از آن طرف مرزها پوشش داده شد و با شروع موج سواری مسئولین به فکر شفاف‌سازی افتادند. منظورم این است که برخی از مسئولین ما در آذربایجان غربی مرز را تهدید تلقی می کنند تا فرصت. در حالیکه در این چهار تکه از استان باید از جنبه اطلاع رسانی واقعیت را تا آنجا که منافع حکم می کند واقعیت را در اختیار افکار عمومی قرار دهند. حتی در بحث کرونا طبق فرمایشات آقای فلاح، آذربایجان غربی و شرقی از استان‌های قرمز محسوب می‌شدند حداقل اقداماتی که باید انجام می‌شد، به دور از هرگونه التهاب زایی، به صورت واقعی به افکار عمومی اطلاع رسانی می‌شد. همانطور که می‌دانیم اگر اخبار به صورت گزینشی به مردم انتقال یابد، قطعا موجب سلب اعتماد مردم خواهد شد .

دکتر علی آبادی با تاکید بر گفته های میهمانان اضافه کرد که:

رسانه‌ها و مطبوعات به مطالبه‌گری تکیه دارند و این مهم را یکی از وظایف خود می‌دانند تا به عنوان رابط بین دولت و مردم محسوب شوند و در جهت تبیین بعضی از مسائل جامعه فعالیت کنند. حال سوال این است موضوع مطالبه‌گری تا چه اندازه در رسانه‌های استان شما منعکس می‌شود؟ و تا چه اندازه به این موضوع در نشریات توجه شده؟ آیا رسانه‌های شما مطالبه گری را به عنوان یکی از وظایف خود، تلقی می کنند و بُعد مطالبه گری را در ارائه محتوای نشریات در نظر می‌گیرند؟ آیا بهتر است این مطالبه گری در سطح استان انجام گیرد یا در سطح کلان‌تر هم قابل طرح است؟ آیا در نشریات محلی یک سلسه مراتبی وجود دارد و کارها در داخل انجام می شود و در صورت عدم پاسخگویی به منابع دیگر مراجعه می‌شود و یا آن رویداد آنقدر محلی است که در سطح استان برطرف می شود؟

آقازاده:

مطالبه‌گری وآگاهی‌بخشی یکی از اجزای رسالت مطبوعات، به خصوص مطبوعات محلی است، در رابطه با پروژه‌های علمی شاید یک نشریه محلی در آن حد مطلوب نتواند در ارتباط با منافع ملی یا پروژه‌های مهم ملی در سطح کشور از مسئولین مطالبه گری داشته باشد و همانطور که گفتم به خصوص پروژه هایی در سطح استان با جنبه علمی وجود دارد و استان تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند آن پروژه‌ها را به اتمام برساند. برای مثال احداث پل میان گذر دریاچه ارومیه و احیای دریاچه ارومیه با وجود اینکه یک پروژه منطقه‌ای محسوب می‌شد در سطح ملی واکاوی می‌شد. چندی قبل که با یکی از استانداران اسبق ملاقات داشتم و در ارتباط با عدم احداث پل میانگذر ارومیه گلایه کردم، ایشان گفتند این پل را ما شروع نکردیم که به اتمام برسانیم و بودجه استان کفاف این موضوع را نمی‌داد. در  حالی که مردم این مطالبه را از مسئولین محلی دارند و این وظیفه مطبوعات محلی است که این قضیه را برای مردم روشن کنند که چون این گونه پروژه‌ها در سطح کلان و ملی است، در این سطح هم باید مطرح و بررسی شود و تا زمانی که در این سطح مطرح نشد پل میان گذر هم به بهره برداری نرسید. زمانی که با کمک مسئولین توانستیم این موضوع را به صورت گسترده رسانه‌ای کنیم و روزنامه‌های سراسری در سطح کشور هم به موضوع ورود پیدا کردند، توانستیم حساسیت موضوع را برای نشریات یومیه سراسری روزانه بیان کنیم و آنها با انتشار موضوع حساسیت آن را سنجیدند و این پروژه در سطح ملی مطرح شد که کماکان بحث احیای دریاچه ارومیه که هم اکنون باز هم اصلاح پل میان گذر و احیای دریاچه ارومیه مطرح است که همه این موارد از مطالبات مردم آذربایجان غربی است که باید توان مطرح کردن مسائل در سطح ملی را داشته باشیم تا عایدات آن هم شامل مردم کشور و هم مردم ارومیه شود.

فلاح در ادامه افزود:

در استان آذربایجان شرقی در طول هشت ماه سال 1399 موضوعاتی ک با آن درگیر بودیم، کم نبود. جدای بحث کرونا که در کل دنیا و کشور دچار پاندمی است با توجه به وفور موارد به اهم موضوعات اشاره می کنم. برای مثال در تابستان گذشته در هنگام وضعیت کرونا با افت فشار و قطعی آب مواجه بودیم که به همشهری‌ها و هم استانی‌ها به خصوص در مرکز کلانشهر خیلی آسیب زد و باعث شد علاوه بر مسئولین محلی و برگزاری نشست‌های متعدد و پیگیری‌های خاص از مرکز، دوستان در سطح وزارتخانه هم مامور شدند و این بحران را به شکلی مدیریت کردند و این مسئله برطرف شد. اگر از این مسئله فاکتور بگیریم اشاره به بودجه لازم آبرسانی استان داشته باشیم که با همکاری رسانه‌ها و مشارکت مردم، مسئولین و رسانه‌ها بخشی از بودجه لازم تخصیص پیدا کرد. روند و پروسه کار تشریح شد که در این مورد شاهد و مدیون تاثیرگذاری جریان رسانه بودیم. مورد دیگر در بخش صنعت و برخورداری از مزیت مس ارزگان که با مشکلات محیط زیستی وسیعی مواجه بودیم و اگر بخواهیم این موارد را به بخش‌های مختلفی مثل رویدادهای اجتماعی، بهداشتی، کمبود داروهای خاص مثل انسولین اضافه کنیم باید بگویم که رسانه‌های ما به خصوص رسانه‌های محلی خیلی خوش درخشیدند و تلاش به موقعی در ایفای نقش در حد بضاعت خود داشتند. آنها توانستند با توجه به فقدان نیروهای آموزش دیده، سعی کردند که پابه پا همراه باشند. موضوع مهم تاثیرگذار دیگر که باعث قوت پیدا کردن رسانه‌ها شد، مطرح شدن سامانه سوت زنی و ورود آقای رئیسی در قوه قضاییه و ایجاد جریانی در رسانه‌ها شد به طوری که توانستند با دل و جرات بیشتری  به سمت نقد بروند و مطلعید که اگر نقادی از رسانه جدا شود، یکی از ماهیت‌های اصلی رسانه از دست خواهد رفت که این مهم تقویت شد و رسانه ها به دور از هرگونه بی پروایی با رفتار آگاهانه در قبال مناقشات قره باغ و ورود به هنگام مسئولین استانی و مصاحبه گرفتن سریع دوستان حضور محترم نماینده ولی فقیه و امام جمعه در استان، فرماندار و استاندار پای کار، معضل تا حدودی کنترل شد. به نظر کرونا و مجموعه حوادث باعث شد تا حدودی رسانه‌ها از پیله مطرود بودن رها شوند و دوستان متوجه استعانت رسانه‌ها به جریان توسعه بیشتر منطقه و استان، شوند. در بحث گرانی کالا، وضعیت نان و ارز، دوستان مطبوعاتی همچون یک لشگر یک نفره با مراجعه به وزارت صمت و دیگر مباحث ورود پیدا کردند. در بحث ورزش، موضوع بازی تراکتورسازی با وجود ممنوع الورودی به ورزشگاه، پوشش خبری به طرفداران فوتبال به صورت دورادور انجام شد. ما حدود 200 پایگاه خبری فعال در فضای مجازی داریم که بعضا تعدادی از آنها در حد حرفه‌ای کار می‌کنند که زیاد هم شناخته شده نیستند ولی در آینده متوجه خواهیم شد که در آذربایجان شرقی و تمام کشور رسانه‌هایی در بخش پایگاه خبری به فعالیت مشغول اند که واقعا در حد یک خبرگزاری ایفای نقش می‌کنند و فرصت را مغتنم شمردم تا بدین وسیله به بخش خدمات همکاران ساعی اشاره ضمنی شود.

آقازاده: برخی سوژه‌ها و پیگیری‌ها، مسائل متنابه مشترک بین دو آذربایجان است همچون کمبود نان که در مقطعی در استان هم شدید شد و با همت خبرنگاران و با بازنمایی خبر ارسال آرد از ایران به ارمنستان، به این مهم توجه ویژه شد. منتها قبل از رخ دادن این اتفاقات از مسئولین انتظار دارم که وضعیت را ارزیابی کنند و علت کمبودها را برای مردم تشریح کنند. ولی متاسفانه در پاره‌ای موارد تنویر افکار عمومی را تهدید تلقی و از در اختیار گذاشتن اطلاعات جامع و مانع امتناع می‌کنند و بعد از پیش آمدن بهره‌برداری غیراصولی از کمبودها از طریق رسانه‌های خارج از کشور، با برگزاری نشست های خبری وارد عمل شده و موارد را بیان می کنند.

دکتر علی آبادی:

مورد دیگر مسئله اقتصاد رسانه‌ها است که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. با وجود مشکلات تامین مالی در وضعیت فعلی، تا چه اندازه نشریات محلی توان استقلال دارند و با توجه به مشکلات زنجیره ای از جمله کرونا تا چه اندازه نشریات محلی مناطق شما ثبات مالی خود را حفظ کردند؟ چرا که مطلع شدیم در برخی استانها، نشریات با توجه به شرایط فعلی، دچار مشکلات مالی در حد تعطیلی شدند. نشریات منطقه شما برای این معضل چه تمهیدی داشته اند؟ آیا پذیرش آگهی تا حدی قادر به تاثیرگذاری در این زمینه هست؟

آقازاده:

آذربایجان غربی بیشتر استانی کشاورزی است و وضعیت در این استان نوپاست. قبل از کرونا هم با وجود حدود 40 عنوان نشریه در قالب روزنامه، هفته نامه، ماهنامه و پایگاه خبری قادر به پذیرش آگهی نبودند و برخی از نشریات محلی ما به دلیل وضعیت و شرایط بد اقتصادی چه در کرونا و چه قبل از کرونا، مشمول ماده 16 شدند. عمده درآمد نشریات محلی ما، آگهی های دولتی، ثبتی و دادگستری است که اخیرا با دستور جناب آقای اژه‌ای ممنوع شد و باری مضاعف بر دوش نشریات محلی گذاشت. فاکتور حرکت مالی مستقل، تکیه بر آگهی است که متاسفانه وضعیت همه نشریات در این استان چندان مناسب نیست.

فلاح:

ضمن تشکر از شما که این فرصت را به وجود آوردید و باعث اشتراک گذاشتن درد و دلمان با دوستان می شوید، باید اعتراف کنم توجه شما به برنامه‌های استانی، به ما احساس بودن در بخشی از بدنه وزارت ارشاد را می دهد. واقعیت این است که دخل و خرج مطبوعات محلی ما توجیه اقتصادی ندارد و در این زمینه گریزی هم به بقیه دوستان خواهم زد، چرا که بحث اقتصاد رسانه هم شیرین است و هم پر درد و دل. خاطرم هست در دوره خانه مطبوعات از طریق یکی از دوستان در مدرسه بازاریابی به اهمیت بحث اقتصاد رسانه اشاره کردم و مورد استقبال واقع شد و حضور یافتند و دوره بازاریابی با معرفی اساتید و تقبل هزینه‌های خودشان شروع شد. دوستان شرکت کننده در کلاس خواستار تلخیص بیشتر عناوین و منابع و فاکتورهای اساسی آموزشی بودند که این امر را ناممکن دانست. در طول یک سال کامل به عنوان نماینده روزنامه سراسری کل آگهی که در استان به من تخصیص داده شد یک فقره آگهی دو نوبتی بود که کل ارزش وجهش یک میلیون و پانصد و بیست هزار تومان می‌شد و با کسر پورسانتش این مبلغ کمتر خواهد شد. ما با دوستان، آقایان، معاون محترم وزیر جناب آقای خدادی و دوستان دیگر مکاتبه کردیم و نتیجه‌ای مشخص نشد. صدور فله‌ای مجوز نشریات محلی، رسانه‌ها را به یک کالای تزیینی تبدیل کرده و دوره ای هم با هجوم گسترده بخش‌های اداری مواجه بودیم که با توجه شغل اصلی ایشان به روزنامه داری روی آوردند و هیچکدامشان موفق به نشر نشدند. ولی بعضا مشاهده می‌کنیم که در بعضی از تشکل‌ها رکن هستند. نشریات محلی مورد حمایت، ضعیف و نظارت ضعیف‌تر هستند و جولانگاه کارمندان اداراتی بودند که در آمارهای کمی هم محاسبه می‌شدند. در استان ما بعضی از مدیران مسئول هم روزنامه استانی دارند و هم سراسری. برای مثال نه تنها آگهی از خوزستان و ... می گیرند بلکه علاوه بر این امتیاز، با دریافت نمایندگی روزنامه سراسری، آگهی این قسمت  هم شامل حالشان می‌شود. با این وضعیت خواهان نگاه و توزیع عادلانه هستیم. پیشنهادم این است که هر کس در باکس خودش از طرف ارشاد حمایت شود. وزارت ارشاد به واسطه آگهی دولتی کمک چشمگیری نخواهد داشت. با افزایش تعداد روزنامه‌ها و هفته‌نامه این معضل دو چندان خواهد شد. در حال حاضر روزنامه ای داریم که با امتیاز سراسری از چاپخانه تهران استفاده می کند، در صورتی که تبریز با توجه به سابقه و قدمت دیرینه‌اش در بحث چاپ روزنامه، پایگاه این صنعت بوده است و یا ارومیه خاستگاه یکی از روزنامه های خیلی قوی بوده است.

با افزایش قیمت کاغذ و زینک و دیگر ابزار انتشار روزنامه، با مشکلات بزرگی دست به گریبانیم ولی می‌شنویم که روزنامه‌های ما با تیراژ کم به چاپ دیجیتال روی آوردند چون فروش و مخاطب کمتری دارند و شبکه توزیع مناسبی ندارند. وقتی در تشکل حضور داشتم یکی از دوستان پیشنهاد راه اندازی شبکه توزیع توسط بخش دولتی را دادند. به نظرم اگر بخش دولتی در بحث توزیع نشریات به ویژه نشریات محلی ورود پیدا کند آن روز برای نشریات محلی، روز مرگشان خواهد بود. خودشان باید آستین همت بالا بزنند و با تشکیل کنسرسیوم و یک نماینده، مأمور رسیدگی و ساماندهی توزیع معرفی کنند. نبود توزیع مناسب، فقدان محتوا و تبدیل شدن به مصرف کننده صرف و بهره بردن از مطالب copy paste و در نتیجه مشابه شدن محتوای نشریات و فقدان نیروی کافی و ماهر و عدم استقبال مردم از نشریات، معضلات در هم گره خورده شده را دو چندان کرده است. قصد دارم از این فرصت استفاده کنم و از شما بخواهم که مواردی را که پیشنهاد کردم، در صورت سازگاری با سیاست‌ها و مقدورات وزارت ارشاد، مطرح کنید تا بانی این شروع مثبت باشید.

به نظرم می‌رسد که باید سیاست‌های تشویقی‌مان را برای حمایت از مطبوعات محلی مورد بازنگری جدی قرار دهیم. سیاست تشویقی یعنی با تقسیم‌بندی کل کشور به شش قسمت و تشکیل اتحادیه‌های منطقه‌ای مطبوعات محلی در استان‌ها و تجمیع نشریات ضعیف و تشکیل یک بنگاه اقتصادی با صاحب امتیاز واحد و بهره برداری از کمک 30 درصد مازاد در بحث یارانه‌های ارشاد استفاده کرد تا بدین ترتیب هم باعث تجمیع و کاهش مشکلات ، هم آزاد شدن انرژی  و هم می‌توانند بهتر از حمایت ارشاد بهره مند شوند.

در بحث بودجه همه نگاهمان به ارشاد است و برای مثال دفتر مطالعات برنامه آموزشی بگذارد و ارشاد یارانه بدهد. باید بخشی از بودجه‌های فرهنگی که به بعضی از دستگاه‌ها مثل شهرداری  می رود، ساماندهی شود. شهرداری در استان ما از برنامه‌های ارشاد تمکین نمی‌کند و آگهی‌هایش را به هرکس که دوست دارد می دهد. اولا لازم است این مورد تعیین تکلیف شود و دوم با توجه به داشتن بودجه فرهنگی شان فضای تبلیغاتی حدود 50 کیوسک مطبوعاتی، ایستگاه‌های اتوبوس و بدنه‌هایشان که در تبریز فعالیت می‌کنند را به مدت یک سال در اختیار یک رسانه بگذارند و از دو مزیت معرفی رایگان و کسب درآمد از تبلیغات بهره مند شوند.

بهره‌مندی دوباره از تجربه تشکیل مجتمع رسانه‌ای برای بهره‌مندی از دفاتر رایگان، جهت کاهش هزینه‌های مطبوعات بسیار مفید و مناسب است.به هر شکل اقتصاد رسانه مستلزم عنوان کردن این مسائل است.

دکتر علی آبادی در ادامه افزود:

پیشنهادهای مطرح شده شما نشان از سابقه درخشان و طولانی در حرفه مطبوعاتی دارد و امیدوارم با انتقال این پیشنهادها شاهد اجرایی شدن آن هم باشیم.

آقازاده :

مورد خرید و فروش قانونی نشریه در استان ما به یک آفت تبدیل شده و متاسفانه شاهد ظهور افرادی بودیم که به صورت قانونی نشریه را واگذار می کردند و بعد از واگذاری با همان نوع نشریه، همان زمینه و همان ویژگی نشریه قبلی، درخواست جدید مجوز نشریه از هیئت نظارت بر مطبوعات داشتند. گرچه موفق نشدند منتها قانون را دور زدند و از استان‌های دیگر نشریه را به استان ما آوردند. این دوستان اگر توانایی اداره نشریه را دارند، به نگهداری نشریه خودشان بپردازند. این نمی‌شود که مجوز نشریه را بگیرند و به شخص دیگری واگذار کنند و او هم با تغییر نام فعالیت را شروع کند و مالک اولیه نشریه هم به دنبال کار خودش برود. متاسفانه در این زمینه شاهد دست به دست شدن چندین تشریه محلی از طریق این روش بودیم. درخواست ما از دوستانمان در وزارت ارشاد، جلوگیری از این موارد و ممانعت از صدور مجوزهای فله‌ای با توجه به ظرفیت مشخص و محدود آذربایجان غربی است. ما هنوز توانایی حفظ اقصاد رسانه های موجود را نداریم اما شاهد صدور مجوزهای متعدد هستیم.

مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها در انتها ضمن تشکراز مشارکت میهمانان گفت: امیدوارم با انعکاس مطالب به مرور در مورد پیشنهادها، طرح و برنامه ریزی شود و از مشکلات استان ها بیشتر مطلع شویم.

در ارتباط با آموزش برای تامین نیروی متخصص، دوره‌های آموزش آنلاین را ایجاد کردیم و سعی داریم که به صورت کارگاهی به موضوعات متنوع آموزشی همچون بورس و ... بپردازیم و با توجه به دسترسی آسان از طریق شبکه‌های آنلاین خوشحال خواهیم شد که دوستان ساکن در استانها از این امکانات بهره ببرند. بیشتر علاقه داشتیم که برگزاری کلاسهای حضوری را داشته باشیم و از نزدیک با اصحاب رسانه این استانها آشنا شویم اما شرایط فعلی حکم می کند از ابزار آموزش آنلاین بهره ببریم.

اگر شما در استانتان با اعلام نیاز نشریات در برگزاری کارگاه یک روزه یا دو روزه و یا دو یا سه ساعته مواجهید، با اعلام زمان مقتضی در خدمت این عزیزان خواهیم بود و با اعلام درخواست شما حتما ترتیب اثر خواهیم داد تا به تأمین آموزش نیروی انتسانی متخصص بپردازیم.

فلاح :

ضمن تشکر از شما و استاد بزرگوارم آقای آقازاده، باید بگویم حوزه آموزش که حوزه تخصصی شما محسوب می‌شود با پدیده یا به نوعی آفت به شکل مدرن مواجهیم و آن ظهور متولی‌های مختلف در آموزش‌های رسانه ای است در صورتی که کل آموزش‌های رسانه‌ای ما باید از طریق دفتر مطالعات رسانه‌ها باشد و قبلا به کسانی که بر مسند مسئولیت شما تکیه زده بودند، این مورد را اشاره کردم و اظهار داشتند موضوعات آموزشی ما متفاوت از قبل است و هر قسمت مدرک خاص خود را منتشر می کند. می‌خواهم بگویم مرکزی دایر شده و قرار است در امر آموزش رسانه اقدام کند. هر جایی متولی خاص خود را دارد و خواهش می‌کنم این مهم را مدیریت کنید. تبریز و آذربایجان ما به استناد آمار موجود در وزارت ارشاد از نظر تعداد و کثرت رسانه قطب دوم محسوب می شود و قطب دوم مستحق نیست که فاقد دانشکده تخصصی هنر و رسانه باشد.

لطفا مساعدت فرمایید و این فرصت و محمل از طریق دفتر مطالعات و بخش‌های آموزش کانالیزه شود و در صورت ضرورت، با ایجاد وبنیار و محول کردن بخشی از این ماموریت به بنده به صورت داوطلبانه و با افتخار در امر نیازسنجی در جهت تامین نیروی زبده مشارکت داشته باشم.

استان ما در بخش های مختلف این ظرفیت را دارد و در حوزه اقتصاد، خبرنگاران بحران به جای تفاهم نامه با هلال احمر در صورت انسجام و کانالیزه شدن امور می توانستند دفتر مطالعات و وزارت ارشاد را جایگزین کنند. بنده

خواهش می کنم ظرفیت بخش آموزش تبریز کانالیزه شود تا همه از این تمهید خوشحال و خرسند شویم.

 

گزارش تکمیلی نشست نشریات محلی استان سیستان و بلوچستان

 

 

دومین هم‌اندیشی تخصصی" بررسی مسائل و مشکلات رسانه‌های محلی" با تاکید بررسانه‌های استان سیستان و بلوچستان 3 آذر ماه از ساعت 10 الی 11:30 در دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به صورت ویدئو کنفرانس برگزارشد.در این نشست که با حضور آقایان دکتر محمدتقی رخشانی،مدیر مسئول روزنامه زاهدان،محمود براهویی نژاد؛رئیس خانه مطبوعات استان سیستان و بلوچستان و دکتر گیتا علی آبادی، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها انجام شد ابتدا دکتر گیتا علی آبادی ضمن خوش آمد گویی خدمت مهمانان برنامه به موضوع نشست پرداخت و گفت:

دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها قصد دارد با برگزاری مجموعه نشست‌هایی در خصوص نشریات محلی به بررسی مشکلات، دیدگاه‌ها و نظرات روزنامه‌نگاران این مناطق بپردازد. سیستان و بلوچستان از جمله استان‌هایی است که 49 نشریه محلی با ترتیب انتشار و گرایش‌های مختلف را به خود اختصاص داده است که بدین منظور می‌بایست به واکاوی مصائب این نشریات پرداخت. در این خصوص از مهمانان برنامه به عنوان کارشناسان مطبوعات محلی دعوت کردیم تا دیدگاه خود در مورد بومی‌سازی، هویت‌بخشی نشریات محلی، راهکارهای کاربردی جهت نیازسنجی و مخاطب‌شناسی، لزوم تغییر سبک روزنامه‌نگاری با توجه به نقش برجسته شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های مختلف در فعالیت نشریات را بیان کنند.

نخستین سخنران آقای رخشانی، مدیر مسئول روزنامه زاهدان:

نکاتی که شما خانم دکتر عنوان کردید در مطبوعات محلی از درجه اهمیت بالایی برخورداراست. همانطور که می‌دانید جایگاه مطبوعات محلی در استان‌های مختلف متفاوت است و ویژگی‌ای که مطبوعات محلی استان سیستان و بلوچستان را از دیگر استان‌ها متمایز می‌کند جلب اعتماد مردم این استان در فعالیت 24 ساله‌اش است. شایان ذکر است که وضعیت مطبوعات استان در ادوار گذشته از باب کیفیت و انتشار بسیار مطلوب بوده و هست ، به ‌طوری که تأثیرگذاری زیادی بر تحولات اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی عمرانی دارد و به نوعی مرجع خبری مردم محسوب می‌شود. نکته‌ای که باید در ارتباط با مخاطب‌شناسی گفت آن است که این استان به لحاظ آماری بیشترین مجموعه بیسواد کشور را دارد که از مشکلات پیش روی مطبوعات سیستان و بلوچستان است. به علاوه به عنوان پهناورترین و بزرگترین استان،مشکل توزیع و ارسال نشریات محلی را هم به خود اختصاص داده است. مورد دیگر فقدان امکانات تولید و چاپ و ... که بهره‌مندی از امکانات استان‌های همجوار جهت رفع این معضل، مشکلات دیگر را به‌وجود می‌آورد. در دوره‌ای که سرعت معنایی ندارد و فاصله یک اتفاق تا انتشار و رسیدن به مخاطب کمتر از چند ثانیه است، ما به چاپ و توزیع نشریه می‌پردازیم. گرفتاریهای مذکور از معدود سختی‌های اولیه تولید است. حال مشکل تولید محتوا مبحث گسترده‌و مهمی است که در زمان دیگری به آن می‌پردازم و اجازه می‌خواهم در بخش دیگری از گفت‌وگو به تحول روزنامه‌نگاری و سبک کار بپردازم.

 

علاوه بر شرایط موجود و درگیری همه نشریات با مشکلات کشوری و عمومی، محدودیت‌‌های ایجاد شده برای نهادها، اشخاص و صنف‌های ویژه و موضوعاتی که مطبوعات را با ابلاغ‌های ارشاد محدود می‌کند، معضل بعدی خودسانسوری ناشی از باورها و اعتقادهایی است که عامل جاذبه مطبوعات بین‌المللی است. همچون خشونت و سکس که ما به لحاظ باورها و اعتقادات به طور طبیعی از این ابزارجذب مخاطب بی‌بهره‌ایم. بخش دیگر مسائل خاص مانند ناامنی که به‌نوعی به  این استان پیوند خورده است. به‌طوری که با 23 سال قدمت روزنامه‌نگاری صفحه‌ای به نام حوادث نداریم که به دلیل وقوف به مظان اتهام و ناامنی به شکل ویژه به این معضل دامن خواهیم زد چون صفحه حوادث برای مخاطب جذاب و خواندنی است و فقدان این صفحه ما را با کاهش مخاطب مواجه می‌کند. بخش دیگر از مشکلات مربوط به سیستم اداری است. مدیران ایرانی غالباً در نقدپذیری از آستانه تحمل پایینی برخوردارند تا آنجا که اگر مطلبی در نقدشان درج شود منجر به قطع اشتراک و لو یک تک شماره از نشریه و محرومیت از آگهی می‌شود و ادامه این روند خودسانسوری و عدم انعکاس مشکلات استان و سیستم را در پی خواهد داشت. مسائل خاص قومی و مذهبی هم محدودیت‌های دیگری است که ناگزیر به رعایت و خودسانسوری هستیم. مورد دیگر قابل توجیه نبودن بحث‌های حمایتی ارشاد است. عدم تناسب حمایت‌های ارشاد با شرایط خاص و ویژگی‌های استان‌ها علی‌الخصوص استان محروم سیستان و بلوچستان است. روزنامه‌ای در استان با توجه به کرونا حداقل 6-3 نسخه در هفته چاپ می‌شود ولی حمایت‌های ارشاد به نشریات هشتاد درصد چاپ تعلق می‌گیرد. پس حمایت‌های ارشاد از مطبوعات باید متناسب با شرایط نشریه با رعایت عدالت نسبی باشد و اگر قرار به عدم حمایت است این مهم شامل همه نشریات شود. مشکل درونی دیگر فقدان دانش و تبحر کادر روزنامه در به عهده گرفتن مسئولیت حرفه‌ای مطلوب نشریه تخصصی است. مورد دیگر مشکلات مالی است. نشریه ملزم به پرداخت کامل بیمه کادر پاره وقت توزیع نشریه است که از پس آن بر نمی‌آید. بنابراین از مجموع 46 نشریه نامبرده ،آقای برآهویی‌نژاد در خانه مطبوعات استان به تعداد منتشره آنها اشاره خواهد کرد.

آقای برآهویی‌نژاد ،مدیرخانه مطبوعات استان سیستان و بلوچستان ؛ضمن تایید صحبت های رخشانی گفت:

حال که قرار است به‌طور تخصصی مشکلات مطبوعات استانمان بررسی شود، خیلی شفاف باید گفت که: تأ‌ثیرگذاری نقش رسانه‌ها بر کسی پوشیده نیست. عدم تناسب وسعت استان و موقعیت استراتژیک آن با تعداد رسانه و گرایش آن در مقایسه با دیگر استانها بسیار عیان است. از 118 مجوز رسانه 59 مورد مکتوب و از این مجموعه 20 مورد ضریب انتشار صفر دارند. 41 رسانه از 118 مورد دانشگاهی هستند که 5 مورد آن دولتی است. یکی از شاخص‌های بومی بودن نشریات محلی علاوه بر موضوعات و محتوا، پرداختن به زبان و فرهنگ استان‌ها است که در مقایسه با دیگر استان‌ها تعداد نشریات به زبان محلی کمتری را به خود اختصاص داده است. در حال حاضر مجموع 10 نشریه فارسی، بلوچی دارای مجوز،شامل 2 فصلنامه، 2 ماهنامه، 3 هفته‌نامه، 2 روزنامه و 1 پایگاه خبری است. با در نظر گرفتن کل 118 نشریه متوجه می‌شویم که ضریب انتشار فقط یک رسانه بالای 50 درصد است و 117 مورد دیگر کمتر از 50 درصد هستند که اکثراً به 12 درصد هم نمی‌رسند یا به نوعی صفر درصد هستند. و رسانه‌های فارسی، بلوچی هم1 مورد بالای 50 درصد است و بقیه صفر درصد هستند. هدف از بازگویی این اعداد و ارقام توجه به مشکلات فاجعه‌بار استان است. به گونه‌ای که یک رسانه با رانت دولتی توانسته ضریب انتشار بالای 50 درصد را داشته باشد و ادامه انتشار دهد. مشکلات استان معمولاً به سه عامل برمی‌گردد. 1. فقدان منابع ملی جهت انتشار چرا که این استان با توجه به مرزهای طولانی و موقعیت جغرافیایی اش مناسب اسپانسرشدن بخش خصوصی نیست. 2. فقر تولید محتوا بیانگر آن است که اکثر مطالب منتشره معدود رسانه‌های نیمه فعال، کپی شده از اینترنت است که این معضل به دو عامل برمی‌گردد که همان فقر منابع مالی و ناتوانی در جذب نیرو برای تهیه امکانات تولید محتوا و3- عدم وجود نیروی آموزش دیده و متبحر و متخصص تا آنجا که در دانشگاه‌های استان رشته خبرنگاری و روزنامه‌نگاری وجود ندارد و شرایط استان به گونه‌ای است که موسسه معرفی شده حائز شرایط عنوان شده دفتر مطالعات نیست. با توجه به این محرومیت‌ها نگاه به استان سیستان و بلوچستان و رسانه‌هایش باید متفاوت از دیگر استان‌ها باشد. ما نه‌تنها در بخش رایانه بلکه در تمام جوانب همچون بیمه پایگاه‌های خبری،با تغییر بخش‌نامه بیمه معافیت 5 نفر از نیروی کار از سهم کارفرما هم، دچار زیان شدیم. متاسفانه شرایط استان محروم را مثل استان برخوردار رقم می‌زنند. وجود مرزهای طولانی به عنوان یکی از استان‌های پهناور و هم‌مرزی با دو کشور مسئله‌دار و بندر اقیانوسی و فرهنگ مشترک با آن طرف مرز که برای ما هم فرصت است و هم تهدید. چه تلاش‌های موفقی در حوزه دیپلماسی فرهنگی داشته‌ایم؟ چگونه رسانه‌ای که در انعکاس محتوا و اخبار روزش درمانده می‌تواند ابزار نیل به اهداف دیپلماسی فرهنگی باشد؟ آیا آن رسانه توان گسترش زبان بلوچی، فارسی با چندین گویش و بیشترین قرابت با فارسی پهلوی را دارد؟ چقدر در فعال شدن فرهنگ و زبان مشترک چندین میلیون فارسی‌زبان در کشورهای افغانستان، پاکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و حوزه خلیج فارس که ریشه فرهنگی مشترک دارند، موفق بوده‌ایم؟ نشریات و رسانه‌های استان به علت عدم توان مالی و عدم نیروی متخصص و ناتوانی تولید محتوا و برقراری ارتباط در رسیدن به این مهم ناموفق‌اند. در طول فعالیت حدوداً 30 ساله خودمان، برای مسائل کوچک به دادگاه احضار می‌شویم. شاید غیرقابل باور باشد که به دلیل وجود تعصب‌های قومیتی، از ستون کاریکاتورو طنز محرومیم و بیشتر کاریکاتوریست‌ها آثار خود را در مسابقات کشوری و بین‌المللی ارائه می‌دهند و موفق هم هستند. مسئولان ما تا آنجا ظرفیت نقدپذیری ندارند که با وجود مستندات محکم نمی‌توان فساد را در جراید منعکس کرد چون رفتار عادلانه‌ای با اصحاب مطبوعات نمی‌شود و هیئت منصفه و دادگاه مطبوعات وجود ندارد. در کل همه چیز در این استان با دیگر استان‌ها متفاوت است. تا نگاه‌های امنیتی و سیاسی تغییر نکند چیزی عوض نخواهد شد. مردم سیستان و بلوچستان بیشترین تعلق خاطر را به سرزمینشان ایران دارند و خود را اعم از بلوچ، سیستانی یا فارس خود را بیشتر از همه چیز ایرانی می‌دانند. هر کس که به این استان مهاجرت کرده به علت تعلق خاطر این مردم به ایران، ماندگار شده است. نگاه‌های امنیتی، زبان بلوچی را عامل تجزیه‌طلبی و ارتباط با آن طرف مرزها می‌پندارند. بر خلاف استان‌های دیگر که احزاب و جریانات تجزیه‌طلب با نماد و پرچمی خاص به فعالیت می‌پردازند، در سیستان و بلوچستان این جریانات وجود نداشته و پرچم شکل گرفته اصلاً جا نیفتاده است. ولی با این تفاسیر اگر روزنامه ایران به موضوع چاپ نزاع در زندان زنجان بپردازد کمتر برجسته می‌شود تا نزاعهای سیستان و بلوچستان. متاسفانه این نگاه در همکاران ما اینگونه است چه برسد به دیگر نهادها.

استان ما به لحاظ جاذبه‌های گردشگری و طبیعی بسیار غنی است به‌طوری که بیشترین آثار تمدنی، تاریخی، استعدادهای کشاورزی، صنعتی، تجارت، مرز و بندر اقیانوسی را در خود جای داده است ولی فقدان توان و تبحر نشر رسانه و آموزش مسیر تأثیرگذاری را ناممکن می‌کند. تا زمانی که نگاه کلی تغییر نکند و آن سه عامل محرومیت برطرف نشود، وضعیت استان به همین منوال خواهد بود. ما برای رفع عوامل محرومیتی اول و دوم طرح و برنامه داریم و رفع فقدان آموزش متوجه دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌هاست. قریب دو سال از مکاتبه موضوع تقاضای افزودن یکی دو مورد آموزش به فعالیت‌های مؤسسات مطبوعاتی می‌گذارد ولی پاسخی دریافت نکردیم. شاید آن افراد شرایط لازم را نداشتند ولی منابع انسانی ما با توجه به شرایط استان در همین بضاعت است. من و آقای رخشانی توان متقاعد کردن بهترین و تحصیل‌کرده‌ترین استادهای دانشگاه جهت سرمایه‌گذاری در رسانه را نداریم و فعالان این عرصه، نه برای فرصت‌های شغلی و مالی بلکه عاشقانه و از سر علاقه ادامه مسیر می‌دهند و نیاز مبرم به کمک‌های ارشاد دارند. ارشاد باید با نگاهی متفاوت جهت رفع مشکلات استان تلاش کند. با توجه به گستردگی عرصه مجازی و فقدان فیلتر و محدود کننده‌ها خواستار کمک‌های بیشتر ارشاد در رفع مشکلات رسانه‌ای هستیم تا خلأ رسانه‌های محلی و بومی بستر مناسب گسترش فعالیت‌های رسانه‌های خارجی با آن توان مادی بالا نشود.

نشریات غیردولتی تجهیزات استاندارد رسانه را ندارند. من و آقای دکتر رخشانی به‌عنوان قدیمی‌ترین روزنامه‌نگاران این استان یک نفر را نمی‌بینیم که قادر به انتشار هر روز نشریه اش باشد. دستان ما با وجود پتانسیل،منتظر حمایت و رفع آن سه مشکل و تأمین منابع مالی است. در منابع مالی که از یارانه، آگهی، تبلیغات و فعالیت‌های جانبی مثل فضای مجازی به‌دست می‌آید، فاقد برنامه‌ریزی هستیم. برای مثال شاهدیم که یارانه تعلق گرفته از طریق ضریب کیفی پایگاه خبری سیستان، دقیقا برابر است با یارانه ضریب کیفی کرمان؛ در حالی‌که استان سیستان و بلوچستان جزو استان‌های مشمول یارانه2 یا 3 برابر است.

آنقدر که رسانه‌های ما از دستورالعمل‌های حمایتی وزارت ارشاد در رابطه با امنیت، وحدت، همبستگی و تمام آیتم‌های وزارت ارشاد در تولید محتوا تبعیت کرده، شاید دیگر استان‌ها به این اندازه نباشند. در سیستان و بلوچستان خانواده‌ای نیست که شیعه و سنی در کنار هم زندگی نکنند. کجای کشور این همه همبستگی، هم‌قومی، هم‌مذهبی و اینقدر تعلق خاطر و عشق به وطن وجود دارد؟

دکتر علی‌آبادی در ادامه این نشست اظهار داشت:

هدف از برگزاری این نشست‌ها جمع‌بندی و آشنایی با مشکلات ، معضلات و ارزیابی موفقیت‌های مطبوعات استانی است. در رابطه با مؤسسات مطبوعاتی که دفتر حوزه آموزش را بر عهده دارد باید بگویم در برنامه‌های آتی یک سیستم جدید یکپارچه در وزارتخانه برای دریافت مجوزهای آموزشی در حال آماده شدن است. تا فعال شدن آن سیستم باید منتظر ماند. دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه‌ها سالهای متمادی است که از منظر آموزش و تحلیل محتوا با استان سیستان و بلوچستان همکاری دارد و تا آنجا که توان دارد در امر آموزش هم در خدمت خواهد بود. در حال حاضر به دلیل شرایط کرونا قصد ما آن است که آموزش‌ها به صورت کارگاه‌های آنلاین برگزار شود.

در ارتباط با مسائل و رویدادهای محلی مطرح شده، به پتانسیل‌های این استان واقفیم.حال سؤال این است کارهای متوقف شده به دلیل امنیتی از طریق رسانه‌‌ها مطالبه می‌شود؟آیا رسانه‌ها به اخبار توسعه برای فعال‌کردن مناطق چابهار و تولید واشتغال می‌پردازند؟

آقای برآهویی‌نژاد در پاسخ ،سوال دکترعلی‌آبادی گفت:رسانه‌ها در زمینه ظرفیت‌های کشاورزی، گردشگری، صنعت، معدن، مسائل و مشکلات را چه در رسانه‌ها محلی و چه در رسانه‌های سراسری به‌خوبی پوشش می‌دهند و از این حیث بسیار مطالبه‌گر هستند.

پس از وی ،آقای دکتر رخشانی گفت:

در تأیید صحبت‌های آقای برآهویی‌نژاد به ادامه بازگویی مشکلات استان می‌پردازم. کاهش تیراژ نشریات از 7000 نسخه به 1000 نسخه نشان از درگیری فضای استان با مسائل و مشکلات است که یکی از این موارد روزنامه زاهدان در استان سیستان و بلوچستان دو میلیون نفری است که قبلاً تیراژ 7000 نسخه داشته و در حال حاضر کمتر از 1000 نسخه منتشر می‌شود.

فقط حدود 10 تا 15 درصد از توان مطبوعات صرف مطبوعات می‌شود. چرا که با توجه به مشکلات که ذکر کردیم فضای کافی وجود ندارد.

در بخش مطالبه‌گری باید گفت یکی از ویژگی‌های مطبوعات استان نگاه مطالبه‌گری ضمن حمایت از مجموعه دولت است و همان‌گونه که به انعکاس خدمات دولت می‌پردازند، مطالبه‌گر و تأثیرگذارند. برای مثال با مطرح شدن موضوع پتروشیمی نسبت به جانمایی نامناسب و آسیب به دریا با عنوان‌کردن این عارضه در رسانه‌ها در منصرف‌کردن دولت از آن جانمایی مؤثر بودند. امروز در بحث اجرای پروژه 4600 هکتاری سیستان ، مشکلات عدیده‌ای وجود دارد که مسئولان در صدد پنهان‌کاری هستنند اما رسانه‌ها با ایستادگی خواهان اجرای پروژه در جایگاه و تعریف خاص خود هستند. اینکه این پروژه با زیر خاک بردن لوله‌هایی که کشاورزان را دچار خسارات جبران‌‌ناپذیر می‌کند، افتتاح شود، وزیر کشاورزی و دیگر مدیران توسط رسانه‌ها مورد عتاب و خطاب مطبوعات قرار می‌گیرند تا به ساماندهی کاری مطلوب بینجامد.

بحث منطقه آزاد سیستان تا آنجا مطالبه مطبوعات و رسانه‌های سیستان بود که به مطرح شدن در مجمع تشخیص انجامید و امیدواریم با مصوبه مجلس و بازگشت آن از شورای نگهبان به گونه‌ای به جمع‌بندی برسد که صاحب منطقه آزاد مناسبی در مجموعه کلی شویم.

بحث‌های معیشتی استان بسیار اساسی است. واقعیت این است که فقط به لحاظ وضعیت موجود نه به لحاظ پتانسیل با استان عقب‌مانده‌ای روبه‌روییم. بالاترین نرخ بیکاری، بیسوادی، کم‌وزنی نوزادان، زایمان‌های غیربهداشتی در منازل، ایدز و سل را داریم که استان را در وضعیت هشدار قرار داده و می‌بایست ویژه در نظر گرفته شود. متأسفانه رسانه‌ها در دوره‌ای که می‌توانند تحولات استان را بسیار مؤثر رقم بزنند با بی‌اعتنایی مسئولان مواجهند و احساس می‌کنند کاربرد فراگیری ندارند. وقتی تیراژ روزنامه‌ای از 7000 به کمتر از 1000 نسخه کاهش یابد، حکایت از کاهش برد آن رسانه دارد.

بنده طی 23 سال روزنامه‌نگاری با احضار چهل و ششمین بار در شش ماه گذشته به طور متوسط سالی دو بار به دادگاه رفته‌ام. خوشبختانه در هیچ مورد محکوم به عدول از اصول نشدم و هیئت منصفه رأی به رسانه‌ای بودن فعالیتم دادند اما هر شش ماه یک بار به دادگاه احضار شدن متضمن هزینه زمان و اخلال در کار خواهد بود. امروز آنچه که ما را در فعالیت رسانه‌ای مقاوم کرده عشق و علاقه به مطبوعات در جهت مطالبه و رفع مشکلات استان است.

خانم علی‌آبادی

با توجه به همه‌گیری کرونا و تاثیرات آن، مطبوعات سیستان و بلوچستان تا چه حد متاثر از این معضل است؟

آقای دکتر رخشانی

از طرفی کرونا، استفاده از نشریات کاغذی را محدود کرده است و از طرف دیگر با توجه به ضریب رتبه‌بندی ملزم به تولیدمحتوای 80 درصدی نشریات کاغذی می‌شویم که در این شرایط دچار یک پارادوکس هستیم. چرا که نگرانی این همه‌گیری به گونه‌ای در خانواده و اداره رسوخ کرده که به صراحت می‌گویم نشریه زاهدان درب ارشاد استان سیستان و بلوچستان تحویل گرفته نشد.

خانم علی‌آبادی

با توجه به وجود دستورالعمل‌های جلوگیری از انتقال ویروس در استفاده از روزنامه و سطوح کاغذی و عنوان کردن این مورد با دیگر همکاران در صدد رفع معضل عدم تحویل روزنامه خواهیم بود. تا اینجا مشکلات و پیشنهادهاارائه شد، چه راهکاری در رفع مشکلات در نظر دارید و رسانه‌های استان‌های همجوار تا چه حد در طرح و بیان مشکلات استان نقش دارند؟

آقای برآهویی‌نژاد

استان‌های همجوار به‌خصوص خراسان جنوبی، کرمان و هرمزگان بسیار تأثیرگذارند چه بسا در چند ماه اخیر، ارتباطات خوبی با خانه‌های مطبوعاتشان داشتیم و از طریق تشکیل گروه‌های واتس‌اپ، تلگرام و عضوگیری همکاران در استان‌های شرقی کشور به انتقال تجربیات در زمینه سواحل مکران که مستقیماً بر استان هرمزگان و غیرمستقیم بر استانهای کرمان و خراسان جنوبی تأثیرگذار است. برای مثال راه‌آهن چابهار به مشهد اثرات مطلوبی بر استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی خواهد داشت.

از مزایای ارتباط از طریق گروه‌های مجازی با استان‌های همجوار، انتقال تجربیات و انعکاس مطالبات مشترک و غیرمشترک است.

خانم علی‌آبادی

در سفری که قبل از همه‌گیری کرونا داشتم متوجه شدم که استان هرمزگان هم از وجود چاپخانه محروم است و از استان همجوار کمک می‌گیرد. دلیل آن چیست؟ هزینه‌های بالا باعث عدم درخواست چاپخانه می‌شود یا دیگر مشکلات؟

آقای برآهویی‌نژاد

متأسفانه عدم تمکن مالی استان،برای تشکیل تعاونی، تنها عامل ناکامی ما در تأسیس چاپخانه است. چه بسا کرمان با توجه به امکانات مالی در این راه موفق شد. بارها ارشاد آمادگی حمایت از تأسیس چاپخانه را اعلام کرد اما متأسفانه افرادی کاسبکار با دریافت میلیاردها تومان تسهیلات و یارانه و امکانات به راه‌اندازی چاپخانه‌هایی با هزینه‌های بالا، تجهیزات قدیمی و کیفیت چاپ پایین اقدام کردند به طوری که ارسال نشریه به تهران جهت چاپ هم بسیار مقرون به صرفه‌تر بود. این گرانی نسبت به تهران و استان‌های همجوار، همچون مشهد، کرمان و بیرجند، تا آنجا پیش رفت که منجر به بدون استفاده شدن چاپخانه زاهدان شد.

خانم علی‌آبادی

یکی از عوامل توجه ویژه به فرهنگ کاهش سودجویی است به گونه‌ای که فعالیت رسانه‌های محلی تسهیل شود و می‌دانیم در این میان، نقش نشریات محلی بسیار برجسته است چرا که از نزدیک و به‌صورت بومی با مسائل درگیرند و بومی‌سازی یکی از پایه‌های هویت‌بخشی است. در حال حاضر این موضوع در نشریات شما تا چه اندازه مصداق دارد و در استان چند روزنامه فعال چاپ می‌شود؟

آقای برآهویی‌نژاد

در حال حاضر روزنامه آقای کرد با 52 درصد محتوای تولید و تا حدودی روزنامه آقای دکتر رخشانی، گروه زاهدان و روزنامه روچ فعال‌اند. به طوری که روزنامه روچ که دو هفته از فعالیتش می‌گذرد توانسته این 8 صفحه رامنتشر کند.

خانم علی‌آبادی

با توجه به پایین بودن سطح سواد در این استان، امکانات شبکه‌های اجتماعی و میزان دسترسی مردم به آن تا چه حد است؟

آقای برآهویی‌نژاد

خوشبختانه علی‌رغم محرومیت استان در بخش‌های دیگر، دسترسی به اینترنت و زیرساخت‌های آن مناسب است و از این حیث در محرومیت نیست. به جز روستاهایی که دسترسی به اینترنت پرسرعت ندارند، در سایر بخش‌ها وجود دارد. بیشتر مناطق استان دسترسی به اینترنت دارند و بسیار مورد استقبال مردم است به گونه‌ای که روی آوردن به فضای مجازی، وب‌سایت، شبکه‌های اجتماعی و فالو کردن خوانندگان را به عنوان راهکار رسانه‌های استان مطرح کرده‌ام. ولی به‌لحاظ عدم آموزش لازم در تولید محتوا و نیروهای مطبوعاتی و تمکن مالی جهت راه‌اندازی سایت دچار مشکل‌اند. از این رو بیشترین فعالیت در فضای مجازی متعلق به رسانه‌های غیرمجاز است به‌طوری که افراد غیررسانه‌ای و غیرحرفه‌ای فضای مجازی را پوشش می‌دهند. بحث عدم تمکن مالی تا آنجا با استان عجین بوده و هست که توزیع نشریات را هم تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. برای مثال توزیع به موقع نشریات در استان مستلزم وجود فرودگاه و پروازهای منظم است که این‌گونه نیست. پس بهترین راه در این شرایط فعال شدن سایت‌ها جهت جبران هزینه‌های چاپ است.

 

استمرار این نشست‌ها به‌صورت ماهی یکبار و طرح مسائل به‌صورت رو در رو، مفید و اثرگذارترخواهد بود، به‌طوری که در تبادل نظر با همکاران پیشنهادها و راهکارها را دوچندان خواهد کرد و ارائه آن به‌صورت مکتوب رسیدگی شما را می‌طلبد.

از کارشناسان تکمیل پنجره واحد آموزشی در وزارتخانه خواستاریم که شرایط استان ما را متفاوت ببینند و در بحث افزایش فعالیت آموزش،این موضوع رادر شرایط اساسنامه موسسات مطبوعاتی لحاظ کنند تا با همکاری شما و استادانتان و یا استادان مجرب استان و اعلام موضوعات مورد نیاز خدمت شما یا خانه و موسسات مطبوعاتی هر چه زودتر به برگزاری دوره‌های آموزش حضوری یا غیرحضوری و یا به صورت وبنیار نائل شویم.

متاسفانه پیشنهادهای راجع به موضوع یارانه و دیگر مسائل به همکاران در معاونت مطبوعاتی ارائه کردیم که با توجه به مشکلات عدیده استان‌های دیگر به مرور زمان به فراموشی سپرده شد. خواهشم این است که با برگزاری نشست اختصاصی سیستان و بلوچستان با حضور شما، همکاران معاونت مطبوعاتی، نمایندگان خانه مطبوعات و استان در جمع‌بندی مطلوب برای فائق آمدن بر تمام مشکلات رسانه‌های استان تلاش کنیم.

صادقانه باید گفت وقتی در استان فقط یک نشریه بالای 50 درصد منتشر می‌شود وضعیت اسفباری است و عملاً رسانه‌ای نداریم و در این شرایط متذکر شدن قصور ما و حمایت وزارت ارشاد بسیار ضروری است تا افراد ذی‌صلاح با دریافت مجوز نشریه فضای مطبوعاتی جدیدی ایجاد کنند. مطمئناً تقویت این فضا، برای خارج از مرزهای کشور و استان‌های همجوار سودمند و مؤثر خواهد بود.

خانم علی‌آبادی

امیدوارم در حد توان به همکاران رسانه‌ای در استان سیستان و بلوچستان  کمک کنیم و گفت‌وگوی‌های این نشست‌ها،فرصت‌هایی جهت تبادل تجربیات، آشنایی و دریافت پیشنهادهای دوستان و اثرگذاری تا حد عمل را به همراه داشته باشد.

متأسفانه به علت قطع اینترنت از ادامه گفت‌وگو با آقای دکتر رخشانی، در زمینه موضوع تغییر سبک در حوزه روزنامه‌نگاری با توجه به فعالیت گسترده شبکه‌های اجتماعی، محروم شدیم.

 

گزارش تکمیلی نشست تخصصی آسیب‌شناسی نشریات خراسان

 

سومین هم اندیشی تخصصی" بررسی مسائل و مشکلات رسانه های محلی" با تاکید بر نشریات استانهای خراسان (شمالی،جنوبی و رضوی) روز 2 دی ماه از ساعت 10 الی 11:30در دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد

در ابتدای نشست دکتر گیتا علی‌آبادی مدیر کل ضمن سپاس از حضور میهمانان اظهار داشت:با توجه به سلسله نشست‌های برگزار شده پیرامون بررسی مشکلات نشریات محلی، این جلسه اختصاص دارد به بررسی مشکلات نشریات خراسان که با توجه به محورهای از قبل ارسال شده برای دوستان بحث را آغاز می‌کنیم.

به نظر شما چگونه بومی‌سازی ایجاد می‌شود ؟و نشریات محلی در این موضوع چه نقش و کمکی می‌توانند داشته باشند؟ با توجه به مسئله کرونا و مشکلاتش چه راهکارهایی در جهت مخاطب‌شناسی و نیازسنجی نشریات به دست آورده‌اید؟ در پوشش اخبار محلی، رسانه‌های محلی تا چه اندازه نقش دارند و در این میان به چه نکاتی بیشتر توجه می‌شود؟این توجه ویژه بیشتر شامل توسعه، عمران و مسائل سیاسی روز است یا مسائل بومی و منطقه جغرافیایی و پوشش خبری جهت بهره‌برداری مخاطب؟ نقش آگاهی‌بخشی و مطالبه‌گری تا چه اندازه در نشریات بومی و محلی خراسان شمالی، رضوی و جنوبی مطرح است؟ با توجه به آماری که در اختیار دارم خراسان شمالی 30 رسانه فعال دارد و خراسان رضوی با 320 نشریه در حال انتشار، رتبه سوم بیشترین نشریات را بعد از تهران و اصفهان به خود اختصاص داده است. خراسان رضوی نیز با 79 پایگاه خبری، 35 سرپرستی روزنامه و 15 خبرگزاری و 5 روزنامه به فعالیت مطبوعاتی خود می‌پردازد.

با توجه به این‌که خراسان جنوبی 93 عنوان نشریه دارای مجوز را به خود اختصاص داده، چند عنوان از این تعداد، فعال هستند و در شرایط کنونی آیا از وضعیت کاغذی خارج شده‌اند؟ چه مشکلاتی باعث توقف بعضی از رسانه‌ها شده است؟

پاکباز خسروشاهی مدیر مسئول مؤسسه مطبوعاتی رسانه‌گستر نخست ،ضمن خیرم مقدم به دوستان به علت مشکلی که برایم پیش آمده خیلی سریع به موضوع می‌پردازم.

در حال حاضر در کشورهای توسعه یافته توجه به نشریات محلی خیلی بیشتر شده چرا که انتشار اخبار محلی و بومی در نشریات سراسری آنچنان اهمیت ندارد و برای نشریات محلی مثل خراسان شمالی و خراسان رضوی که محدوده‌هایی کوچک‌ترند، مردم بسیار علاقمندند که از اخبار محلی و منابع محلی خودشان به لحاظ درجه اهمیت بهره ببرند و می‌دانند که اخبار پوشش داده شده از منابع موثق دریافت شده است. به همین دلیل این نشریات رونق خاصی به‌دست خواهند آورد. برای مثال تخریب جاده بر اثر سیل، میزان شیوع ویروس کرونا در مناطق شهری قاعدتاً از موارد بسیار مهم پوشش خبری روزنامه‌های محلی است تا نشریات کشوری. به همین دلیل نه‌تنها الزام وجود نشریات محلی در ایجاد هویت مطرح خواهد شد، بلکه باید دارای برند منطقی باشند، به‌گونه‌ای که مردم بتوانند اخبار روز را از این منابع موثق خود بگیرند. به‌نظر من نشریه محلی می‌تواند خود به ایجاد هویتش کمک کند، چرا که همانطور که نشریات سراسری بیشتر به رویدادهای کشوری و بین‌المللی می‌پردازند ما هم که عهده‌دار نشریات بومی هستیم باید به گونه‌ای به انتشار اخبار کشوری بپردازیم که به عبارتی در انتها برای مردم بومی ما اهمیت بسیار داشته باشد. اگر ما دنباله‌رو نشریات کشوری باشیم مخاطب از چرایی تکرار خبر در نشریات بومی انتقاد خواهد کرد و اینجاست که وظیفه حکم می‌کند خبر را رنگ و بوی محلی بدهیم و این مورد هویت و بومی‌سازی ما را جلوه بهتر می‌دهد. در مورد راهکارهای رسانه محلی جهت نیازسنجی و مخاطب‌شناسی بهترین اهرم را در اختیار دارند و آن حضور ملموس و نزدیک در میان مردم است که رسانه‌های محلی علیرغم وجود سرپرستی، توان حضور در مرکز را نخواهند داشت و کاری که نشریه بومی در همه مناطق مختلف می‌کند و سریعاً خبرنگار، عکاس، فیلمبردار و گزارشگر حاضر در صحنه دارد و به‌راحتی نیازها و مشکلات مردم را مشاهده و منتشر خواهند کرد و راهکار را از مسئولین دریافت خواهند کرد خود برگ برنده‌ای در دستشان خواهد بود. رسانه‌های محلی و خبرنگاران با حضور در مناطق با مردم و مسئولین راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند چرا که کوچک‌بودن مناطق، دسترسی رسانه‌ها را آسان‌تر خواهد کرد و این ارتباط دوسویه و نزدیک باعث نیازسنجی و مخاطب‌شناسی بهتر و دقیق‌تر خواهد شد. برای مثال در مناطق کشاورزی قطعاً رسانه‌های بومی، بیشتر می‌توانند مشکلات کشاورزان را پیدا و منتشر کنند یا در شهرهای صنعتی که بیشترین ساکن کارگر دارند و معضلات کارگران مطرح می‌شود، یا در شهرهای کوچک که نیاز به اطلاعات بنگاه اقتصادی خاص و معدن است، رسانه بومی بهتر می‌تواند پاسخگویی را بر عهده بگیرد. در عین حال باید میان رسانه‌های بومی و تخصصی تفاوت قائل شویم. برای مثال ممکن است که رسانه‌های تخصصی، اطلاعات مخصوص یک رشته شغلی را دقیقاً انتشار دهند و زندگی آن مردمی که بر آن شغل استوار است را روایت کند. اما نگاه نشریه تخصصی با نشریه بومی بسیار متفاوت است و با درآمیختن نگاه تخصصی و نیازهای آن منطقه به قیاس و چاپ اخبار می‌پردازد اما نشریه تخصصی کلی و همه جانبه مطالب را انتشار خواهد داد.

در رابطه با راهکار رسانه‌های محلی نسبت به پوشش اخبار محلی باید گفت: نگاه خبرنگار روزنامه محلی با خبرنگار روزنامه سراسری کاملاً متفاوت است. دقت و ریزبینی خبرنگارهای روزنامه‌های محلی قائدتاً در روزنامه‌های سراسری وجود ندارد. خبرنگار محلی اخبار را با جزئیات بیشتر می‌بیند و تأثیرات دقیق آن را بر مردم بیشتر بررسی می‌کند و به مردم انتقال می‌دهد در حالی که بسیاری از این جزئیات برای خبرنگار سراسری بی‌اهمیت است. نشریات محلی خیلی واجد‌ شرایط خبر هستند و خبرنگار سراسری فاقد اهمیت خبری. برای مثال قطعی آب و برق در منطقه تربت، گناباد و ... آن‌گونه که برای رسانه‌های بومی مهم است، برای رسانه سراسری دارای اهمیت نیست. و اینجاست که نقش خبرنگاران محلی با سراسری در پوشش خبری متمایز می‌شود و طبیعتاً خبرنگاران سراسری به دنیال اخبار سیاسی کشورند و خبرنگاران محلی به دنبال اخبار یک منطقه خاص.

در رابطه با محور آگاهی‌بخشی و مطالبه‌گری باید گفت که مبحثی که مغفول مانده عدم پشتیبانی مالی رسانه‌های محلی است و همه چیز اعم از اختصاص آگهی دولتی، غیردولتی به لحاظ مرکزیت تهران به روزنامه‌های سراسری تعلق می‌گیرد و طبیعتاً امکان جذب آگهی و رپرتاژها برای نشریات محلی بسیار محدود و اندک و خود باعث کاهش نشریات قومی و محلی می‌شود. در ابتدای کلام، به اهمیت نشریات محلی در کشورهای توسعه‌یافته اشاره داشتم ولی متأسفانه اینجا اینگونه نیست. همه چیز محدویت دارد. این عوامل باعث می‌شود که نشریات برای ادامه حیات خود جزو دسته‌بندی‌های خاص شوند و استقلال نشریه به خطر بیفتد و قدرت مطالبه‌گری و آگاهی‌بخشی که لازمه رسالت رسانه محلی است که باید با قوت انجام شود به دلیل کاهش بنیه مالی در اکثر رسانه‌های محلی تحت‌الشعاع قرار گیرد. وقتی رسانه‌های محلی به واسطه وابستگی‌های مادی از سازمان‌ها و دستگاه‌ها آگهی می‌گیرند و خود را وامدار آنها می‌بینند، چگونه می‌توانند مطالبه‌گر آنها باشند و آگاهی‌بخشی کنند؟

دکتر  علی‌آبادی در ادامه این سؤال را مطرح کرد که: علاوه بر بحران‌ها و محورهای مذکور، بحران زلزله چگونه پوشش خبری داده شد؟

علی جعفر مقدم، مدیرمسئول روزنامه آوای خراسان از استان خراسان جنوبی دو موضوع زلزله و کشفیات مواد مخدر را از اهم معضلات استان خراسان جنوبی دانست و گفت:کشفیات مواد تا به آنجا افزایش یافته که سعی می‌کنیم کمتر پوشش دهیم. روز گذشته طی نامه‌ای از معاونت اجتماعی پلیس خواهش کردم که این اخبار را منتشر نکنند تا در حوزه مطالبات دچار آسیب نشویم. برای مثال در رابطه با مطالبه جاده‌ها، نامشان را جاده‌های مرگ گذاشتیم که در جذب گردشگر دچار آسیب شدیم یا در طرح کم آبی، با فرار سرمایه‌گذاران مواجه شدیم.

نکته دیگر در مورد خراسان جنوبی به این واقعیت رسیدیم که از محل ارتباطات با مدیران ملی و ارائه مشکلاتمان در سطوح ملی شاید بتوانیم برای حوزه‌های منطقه‌ای خودمان کمک بگیریم که الحمدا... در چند سال گذشته این استان، در حوزه‌های حاکمیتی خودش توانسته اتفاقات خوبی را رقم بزند. در حوزه رسانه‌ها هم تمام تلاشمان این است که که این اتفاق رخ دهد. در بحث جایگاه نشریات مکتوب و رسانه‌های محلی در فضای فعلی، مناسب و موفق است چراکه رسانه‌های محلی می‌توانند به مراتب در یافتن جامعه مخاطب خود به نسبت رسانه‌های ملی موفق‌تر عمل کنند و این موفقیت تا بدانجاست که  رقیب رسانه‌های بین‌المللی هستند. رسانه‌های محلی با نقطه قوت بومی خیلی بهتر و پویاتر از رسانه‌های ملی با گستره داخلی عمل خواهند کرد. ولی در حال حاضر دغدغه اصلی ما بیشتر توفیق رسانه‌ها در فضای مجازی است. در این زمینه به چند نکته اشاره خواهم کرد. در تمام محورهای لحاظ شده در مکاتبه دعوتنامه فصل مشترکی به نام نشریات محلی وجود داشت و نشان از تأثیر رسانه محلی در کل چهار مؤلفه داشت. من از طریق این تریبون و به واسطه شما قصد دارم صدایمان را به وزارتخانه  برسانم و چند نکته‌ای که به قوام رسانه‌های محلی و سیاست‌گذاری کمک می‌کند را عرض کنم. در سالهای گذشته شاهد سیاست‌های مختلف در وزارت ارشاد بودیم. برنامه‌هایی که آقای انتظامی شروع کرد اگر به شکل درست اجرا می‌شد می‌توانست توفیقاتی را به دنبال داشته باشد ولی تغییرات و عدم استفاده از تجارب مدیریتی و ... مانع از رقم خوردن مناسب آن سیاست‌گذاری‌ها شد. در بحث آزادی مجوزها، همین امروز که در حال صحبت با شما هستم، فضای رسانه‌ای استان به گونه‌ای است که هر کسی با هر انگیزه‌ای می‌تواند با مکاتبه سریع با ارشاد، مجوز یک رسانه را دریافت کند و یک یا دو هفته تبلیغات بگیرد، هر وقت استطاعت مالی داشت چاپ کند و اگر نداشت هیچ تعهدی نسبت به جامعه نداشته باشد و به هر شکلی با یک آگهی‌نامه فضای رسانه‌ای و اقتصاد رسانه‌های پایدار را هم به هم بریزد و هیچ کس هم از وی پرسشی نخواهد کرد و اگر مجوزش باطل شد خیلی راحت در فاصله 6 ماه مجوز دیگری به نام شخص دیگری دریافت و فعالیت را شروع کند و اینها آسیب‌هایی است که در این پروسه به رسانه‌های پایدار وارد خواهد شد.

نکته بعدی موضوع بحث نوع نگاه وزارتخانه به نشریات محلی است. همیشه و خیلی راحت گفته می‌شود که از نشریات محلی حمایت می‌کنیم و جالب اینجاست که بنده ادعا می‌کنم که شما در حوزه توزیع و سرانه مطالعه نشریات محلی در هیچ جای ایران مثل خراسان مخاطب نخواهید دید.طی اطلاعات و آماری که با عضویت در خانه مطبوعات به طور دقیق و رسمی به دست آوردم در شهر بیرجند از هر 13 خانه و واحد مسکونی مطمئناً یکی از آنها مشترک رسانه هست.یعنی از هر 13 خانه یک نفر در سبد اقتصادی و خرید اشتراک یک روزنامه را قرار داده است. در مشهد شهرآرا به‌صورت دوره‌ای و رایگان در محلات توزیع می‌شود و در سطح مشهد خیلی توفیق دارد ولی وزارتخانه به این موضوع نیم‌نگاهی هم ندارد و آمارهای تیراژ ما که سال گذشته به وزارتخانه رسیده بود، را غیرممکن دانستند و به کاهش آمار پرداختند و بی‌اعتمادی مجموعه وزارتخانه به توان رسانه‌های محلی را نشان دادند. ما ادعای تیراژ 500000 نسخه نداریم ولی به‌راحتی 800 نسخه در خراسان جنوبی را بنده منتشر می‌کنم و اعلام می‌کنم که این منطقه فضای این پذیرش را تا آنجا داراست که سال گذشته همکارانم در حوزه اشتراک اعلام کردند اگر کسی تخفیف خواست و یا در پرداخت تعلل کرد، پرداخت هزینه اشتراکی‌اش را قطع کنید چرا که برایم هزینه کاغذ، توجیه اقتصادی جهت اعطای نسخه اشتراک ندارد ولی باز هم گرانی و برخورد سلبی ما به لحاظ دلخور شدن تعدادی از مشترکین، مخاطب دوباره برگشت و این نقطه قوتی است که اگر در استان پایلوت این قضیه تقویت شود، بسیار خوب است. برخلاف رسانه‌های دیگر که بیشتر به کاهش تیراژ می‌پردازند به دلیل سطح مخاطبم به کاهش صفحات رسانه‌ام روی می‌آورم چون مخاطب را ثابت دارم ولی وزارت ارشاد اجازه کاهش صفحه نمی‌دهد چرا که محرومیت از دریافت آگهی‌های دولتی را برایم رقم می‌زنند و این سیاست‌گذاری به مخاطب‌شناسی آسیب خواهد زد و برداشت من این است که این نگاه در اتاق فکرهای وزارتخانه وجود ندارد که واقعا دغدغه رسانه‌های محلی در استان‌ها چیست؟

موضوع بعدی ضعف آموزش است. سعی کردیم در برنامه‌های متنوع در سطح وزارتخانه و دفاتر شما که در استانها برگزار شده، شرکت کنیم. ولی در این حوزه چند آسیب داریم. در سطح رسانه‌های محلی گاهی یک خبرنگار داریم که تمام سرویس‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دریافت آگهی و ... را پوشش می‌دهد. در چنین فضایی نیاز داریم در نوع مفاهیم دروس آموزشی و برگزاری کلاس‌ها به فضای واقعی رسانه‌ها نزدیک‌تر شویم و دیگر اینکه همیشه تایم به‌خصوص حضور استاد به ما تحمیل می‌شود. برای مثال حضور همکارم در تحریریه و محدودیت پرواز اساتید با هم تداخل پیدا می‌کند و امکان حضور و بهره‌گیری از آموزش را از ما می‌گیرد. نکته بعد در بحث توانبخشی رسانه‌های محلی و تقویت در حوزه‌های مجازی، ضعف آموزشی بسیار داریم. با توجه به بررسی‌هایی که انجام داده‌ام، رسانه  استان بیشترین فعالیت در حوزه مجازی، حدود 16000 تا 17000 کاربر واقعی و حدود 3000 تا 4000 مخاطب نظاره‌گر در پست‌هایش دارد. در صورتی که این تعداد مخاطب از طریق یک روزنامه مکتوب در حوزه شهرستان به‌خوبی قابل تأمین است که با 2800 دانلود واقعی، نشان از مرجعیت نشریات محلی حتی در فضای مجازی دارد. لازم به ذکر است مرجع بیشتر اخبار منتشره در فضای مجازی، رسانه‌های مکتوب است. پس اگر در این میان اهتمامی در حوزه رسانه‌های مجازی لحاظ شود بسیار نیکوست. لازم است تشکر کنم از دوره تربیت مدرسی که چند سال پیش در تهران برگزار کردید و باعث شد، با شرکت در آن دوره آموزشی به پرورش و انتقال آن آموزه‌ها در تمام شهرستان استانمان بپردازم و حداقل خروجی آن تربیت خبرنگار شهرستانی برای نشریه‌ام بود. حال اگر این موضوع در دیگر حوزه‌ها هم تعمیم یابد و حداقل دوره‌های تربیت مدرس برای استان‌ها ایجاد شود تا در فضای استانی خودشان پیاده‌سازی کنند بسیار مطلوب است.

نکته بعدی تفاوت در بحث حمایت حقوقی از رسانه‌هاست. وقتی به‌صورت کلان به کشور نگاه می‌کنیم نشریه‌ای مثل کیهان اگر به نقد بپردازد، حتی رئیس‌جمهور هم نمی‌تواند شکایت کند چرا؟ چون هیمنه سیاسی دارد. اما در سطح منطقه یا محلی کافی است یک رسانه نقد جدی‌تر کند، انبوه احضاریه به دادگاه شروع می‌شود. بارها متذکر شدیم که دریافت احضاریه یعنی ریزش در نیروی انسانی رسانه‌ها، یعنی اگر این احضاریه به درب منزل یک خبرنگار شهرستانی ارسال شود، از کار استعفا خواهد داد. چراکه وضعیت اقتصادی خبرنگاران در استان به حدی وخیم است که حدود دریافتی‌شان 500000 تومان است. که با این مبلغ نمی‌توان نفس کشید و به عنوان شغل دوم یا سوم برای امرار معاش محسوب می‌شود و وقتی همراه با آسیب‌های حقوقی هم باشد و دغدغه ارائه سند برای رفع بازداشت در دفاع از خود را هم داشته باشد، دچار بی‌رغبتی نسبت به کار رسانه‌ای می‌شود و در نهایت آسیب‌های جدی‌ای به مطبوعات محلی وارد خواهد شد. کمک در حوزه اقتصاد رسانه هم از دیگر موارد پراهمیت است. در حوزه مطالعات نشریات شهرستان‌ها باید توجه داشت که کاغذی که بناست برای چاپخانه بیرجند برده شود، باید حداقل یک ماه و نیم جهت هم‌دمایی و هم‌رطوبتی با امکانات چاپ شهرستان، دپو و چاپ شود و این به آن معنی است که منابع مالی ما حداقل دوماه در حوزه کاغذ راکد خواهد ماند تا به مرحله چاپ برسیم. در صورتی‌که در اقتصاد رسانه‌های ملی این معضل حس نمی‌شود. روز گذشته برای انتقال کاغذ از تهران به بیرجند، در هر بند کاغذ، حدود 10500 تومان هزینه متحمل شدم. چرا که بعضاً در شهرستان کاغذی که بتواند کار چاپ را به‌خوبی به اتمام برساند، یافت نمی‌شود. در حوزه تسهیلات اخیر برای شرایط کرونا، که وزارت ارشاد وام قرض‌الحسنه صدمیلیونی اعطا می‌کرد، در نشریه‌ بنده نه‌تنها درمان درد نخواهد بود بلکه مصاحبه‌های هر دو هفته یکبار مدیران و معاونین و اعلام اعطای تسهیلات n میلیون تومانی جهت کمک به رسانه‌ها، آسیب را دو چندان خواهد کرد و با این روش فضای مطالبه‌گری ما را هم به هم ریختند. وقتی مدیرکل اعلام می‌کند به رسانه‌ای صد میلیون تومان کمک کرده، مخاطب من فکر می‌کند که چقدر خوب و حرف جای دیگری را خواهد زد نه حرف مرا. از این رو اطلاع‌رسانی‌های حوزه وزارتخانه‌ها باید ملزم به رعایت این موارد شوند.

از دیگر دغدغه‌ها ما این است که در طرح ارزیابی،نسبت به رسانه‌های محلی، نگاهی متفاوت دارند و آن را باور ندارند.من در استان خودم مؤکداً اعلام کردم که آنچنان در جلب مخاطب نسبت به موضوع اعلام شده تلاش خواهم کرد که فردا شب، نقل محافل 80 درصد خانواده‌ها در شهرستان‌ها و استان‌ها شود، تا توان رسانه‌های محلی دیده شود، بعد از حمایت‌های صد میلیاردی رسانه‌های کشوری با توجه به ارتباطات، مطلع می‌شویم. رسانه کیهان با توجه به تیراژ 25000 نسخه‌ای که می‌دانم 3000 تا بیشتر چاپ نمی‌کند و به عنوان رسانه ملی مورد توجه در سطح کشور، حتی یک نسخه در استان ما نمی‌آید و متاسفانه شاهد اختصاص یارانه‌های تجارتی به آن هستیم و نشریه من که روزنامه‌ای با 25 سال سابقه است و حجم بسیار زیاد مخاطب، در سایت ارزیابی در زمره رسانه های کیفیت کار پایین قرار می‌گیرد. در این میان تناقض فاحشی را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. چرا که از طرفی آنها را اغنا کرده ولی از نظر وزارت ارشاد امتیاز پایین گرفته و من باید برای مخاطبم توضیح دهم. اگر قرار بود من هم مانند رسانه‌های یک روزه و دو روزه تعداد صفحه را با موضوعات گرافیکی و کاریکاتور افزایش دهم تا به تناسب پارامترهای ارزیابی، از امتیاز بیشتری برخوردار شوم، نمی‌توانستم با افزایش کیفیت اخبار محلی، جامعه مخاطبم را تا به این سطح افزایش دهم.

راهکاری که می‌توانم ارائه دهم، تقویت تشکلها با استفاده از ظرفیت‌ها در نقد حوزه اقتصاد و آموزش است، به گونه‌ای که از ظرفیت‌های استانی هم آگاه شوند.

دکتر علی‌آبادی:

نکته‌ای که باید در حال‌حاضر به آن اشاره شود، میزان تأثیر فضای مجازی بر نشریات چاپی محلی و استانی است، به این معنی که با توجه به مشکلات عدیده در امر کاغذ و چاپ، تمایل به انتشار غیرکاغذی در نشریات بیشتر شده است، یا همچنان با انتشار مکتوب یا فعالیت در کانال، سایت و پایگاه‌های خبری به ایفای نقش می‌پردازند و آیا غیرکاغذی شدن نشریات، اقبال مخاطب و مردم را به دنبال خواهد داشت و یا مخاطبان ترجیح بر دریافت نشریه کاغذی و چاپی دارند؟

جعفر مقدم:

پاسخ شما را با یک مثال شرح می‌دهم. با توجه به کار آماری‌ای که در حوزه مخاطب انجام دادیم و انتشار یک اطلاعیه کاملاً تبلیغاتی، که سطح مخاطب و ساعت استفاده‌ از رسانه را مشخص می‌کرد، مشخص شد، با توجه به انتشار نسخه مجازی روزنامه‌ام در ساعت 10 و نسخه کاغذی حدود ساعت 5 صبح و توزیع آن قبل از شروع بار ترافیکی، برای یک آگهی حدود 40 درصد مخاطبان صبح و 60 درصد شب واکنش نشان دادند و نشان داد که روزنامه در توزیع مجازی خود نیز موفق عمل کرده و با هر دو روش و به‌صورت موازی می‌تواند بستر خود را داشته باشد. کما اینکه مشترکینی داریم که به هر شکلی که روزنامه منتشر شود طالب مطالعه آن هستند و هر کدام از دو روش فرصت و گاه در حوزه منابع مالی تهدید هستند. اگر در نسخه مجازی تقویت شویم در توسعه کار بسیار موثر خواهد بود. به گونه‌ای که مرجعیت و جایگاه آن در رسانه‌های محلی در هر دو صورت حفظ خواهد شد و باید گفت یکی از پربازدیدترین پست‌ها، تصویر صفحه اول روزنامه‌ها در کانال‌های خبری و پایگاه‌های خبری در فضای مجازی است.

دکتر علی‌آبادی:

آیا استفاده از برند کشاورزی محصولی مانند زعفران و برند صنایع فرش دستبافت که گاهی به نام دیگر کشورها است، رسانه‌ها محلی در مطالبه‌گری نسبت به این موضوع و بسته‌بندی محصولات کشورمان در کشورهای همسایه و توزیع با نام آن کشورها، مؤثرند و در تثبیت برند زعفران ایران در جهان تلاش کرده‌اند؟

جعفر مقدم:

90 درصد زغفران دنیا که از اسپانیا توزیع می‌شود، زعفران خامی است که از منطقه ما فرستاده می‌شود و در این خصوص در رسانه‌هایمان بسیار مطالبه‌گری کردیم و جالب اینکه رسانه‌های افغان هم نسبت به این مطالبه‌گری واکنش نشان دادند به‌گونه‌ای که در مقاله‌ای که از رسانه‌های افغان ارسال شده بود در جواب به این دغدغه اظهار داشتند که زعفران شما بی‌کیفیت است و دنیا باید زعفران را به‌نام افغانستان بشناسد و واقعا وقتی اعلام جنگ رسانه‌ای می‌شود ما واقعا با مصادیقش پیش می‌رویم. در حوزه زعفران، سیستم افغانستان با حمایت آمریکا در قالب یک طرح رسانه‌ای زعفران‌اش را با عنوان برند جهانی ثبت کند. مطالبه‌گری تا آنجا بود که در جلساتی که اخیراً با جهاد کشاورزی داشتیم، مسئولین را متوجه این امر کردیم. هرچند برای تمایل اقتصاد به این سمت، نیازمند تلاش بیشتر در بحث فرآوری این محصول هستیم.

 

واقعیت این است که متاسفانه کشاورزان زعفران، زرشک و انگور کمترین سود را می‌برند چرا که معمولاً این محصولات ارزشمند به صورت فله‌ای و کیسه‌ای تقدیم کشورهایی همچون اسپانیا و ... می‌شوند و در آن‌جا با بسته‌بندی‌های شکیل به چندین برابر قیمت اولیه و ارزش افزوده با برند آن کشور وارد بازار جهانی می‌شوند.

دکتر علی‌آبادی:

امیدوارم این محصولات که ریشه در تاریخ ایران دارند و کشورهای دیگر همچون ترکیه، افغانستان، هند و چین به‌تازگی خود را وارد این عرصه کرده‌اند، با مطالبه‌گری‌های رسانه‌های محلی و منطقه‌ای و دقت نظر سیاست‌گزار‌ها،بتوانند دوباره جایگاه و رتبه جهانی خود را به دست آورند.

متأسفانه آقای خادمی طی پیامی اعلام کردند که با توجه به پیش آمدن جلسه‌ای ضروری امکان حضور در این ویدئوکنفرانس را نداشتند و متاسفانه نتوانستیم از نقطه نظرات ایشان در مورد معضلات و مشکلات رسانه‌های محلی خراسان شمالی مطلع شویم.

لازم است در این میان به برگزاری کلاس‌های آموزش به‌صورت آنلاین اشاره کنم که در صورت اعلام نیاز دوستان در آن استان نسبت به برگزاری برخی از دوره‌ها و مواد درسی در ساعات مقتضی در هفته و در قالب کارگاه‌ها و دوره‌ها، اهتمام ورزیم. تا به این شکل بر مشکلات پرواز و محدودیت زمان و حضور استادان فائق شویم.

مورد دیگر اعلام نیاز نسبت به موارد آموزشی متناسب ظرفیت‌های آن استان است، تا بدین‌وسیله عناوین درسی و آموزشی مطلوب خود را بیان کنند. اگر در این زمینه نیازسنجی‌ای انجام داده‌اید و بدان وسیله بهتر با محیط آشنایید، در جهت برطرف کردن آن نیازها ما را یاری فرمایید تا مشکلات و کاستی‌ها را تا حدودی برطرف کنیم.

اگر نکته و توصیه و خواسته‌ای دارید که بتوانیم آن رامنعکس کنیم، بفرمایید.

جعفر مقدم:

اولاً از شما دعوت می‌کنم که زمانی را جهت بازدید از این خطه اختصاص دهید و فضای استانی ما را از نزدیک نظاره‌گر باشید. افتخاری است که در خدمت شما تلمذ جوییم.

دربحث آموزش در زمانی که مسئولیت خانه مطبوعات را عهده‌دار بودم و با شرکت در دوره‌ای که شما در تهران برای ما برگزار کردید، در برگشت به استان و انتقال مفاهیم آموزشی و الفبای عهده‌داری یک رسانه به دوستان در شهرستان‌ها، متوجه علاقه دوستان به داشتن رسانه شدم.

در زمینه دریافت مجوز، میزان هزینه کاغذ و زینک و پرورش خبرنگار و حداقل فضا و نیروی انسانی و میزان اعطای خدمات دولت و تلاش در جذب حمایت‌ها به‌واسطه خود رسانه، آموزش‌های مبسوطی داشتم که انتقال این مفاهیم جهت تقویت رسانه‌های شهرستانی و فضای محلی بسیار مفید بود، اگر در بحث تجاری آموزش‌ها، این امکان برای مجموعه شما وجود داشته باشد که هر سال گروهی از اساتید فعال رسانه‌ای جهت آموزش دیدن در قالب یک پکیج آموزشی آنلاین با احتساب هزینه و با موضوع ورود رسانه‌های محلی به فضای مجازی، کارکردهای رسانه‌های محلی در آن فضا به صورت تخصصی، را در نظر بگیرید، مطمئنم رسانه‌های محلی علاقمند به استفاده از تجربیات دوستان موفق در این زمینه‌ها هستند از طرفی برای مؤسسه نشرآوران هم برنامه و منبع اقتصادی خوبی ایجاد خواهد شد و از طرف دیگر رسانه‌های محلی از آموزش‌های تخصصی روز در تایم متناسب بهره خواهد برد.

دکتر علی‌آبادی:

ممنون از حضورتان. امیدوار هستیم شما فعالان محلی رسانه‌ای که در آن منطقه ساکنید و با محیط و نکات بومی آشنایید، بیشتر و بهتر به تبیین فضا بپردازید چرا که در کارهایی که قرار است انجام دهیم و آنچه خواسته‌اید می‌توانیم به هر شکلی بهتر جوابگو باشیم و مشکلات را مرتفع کنیم تا با همکاری صمیمانه دوستان حوزه رسانه از آموزش و تسهیلات و امکانات بیشتر بهره‌مند شوید.

 

خیلی متاسفم که در خدمت دوستان دیگر نبودیم به‌خصوص خراسان شمالی و مشکلات رسانه‌های محلی‌اش که با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رویند و علاقمند به واکاوی آنها بودیم که امکان‌پذیر نشد.

جناب مقدم باز از حضور شما متشکرم و امیدوارم به انعکاس مطالب عنوان شده به نحو مطلوب و در حد امکان بپردازیم و دوستان را از خواسته‌هایتان مطلع کنیم.

گزارش تکمیلی نشست تخصصی بررسی مسائل و مشکلات رسانه‌ها‌ی محلی-نشریات کردستان

" بررسی مسائل و مشکلات رسانه‌های محلی" چهارمین هم‌اندیشی تخصصی باتاکید بر نشریات استان‌ کردستان روز سه شنبه 30 دی ماه از ساعت 10 الی 11:30 در دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها به صورت ویدئو کنفرانس برگزار شد

این نشست که با حضور:-هژیر ا... مرادی ؛ مدیر مسئول روزنامه روژان، فرشاد سلیمی ؛ سردبیر خانه کتاب کردی، هوشیار بابایی ؛ مدیر مسئول هفته‌نامه دنگی کوردستان و دکتر گیتا علی آبادی، مدیر کل دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها  این محورها مورد بحث و بررسی قرار گرفت:

 

- اهمیت بومی‌سازی و هویت‌بخشی به نشریات محلی

- راهکارهای رسانه‌های محلی برای نیاز‌سنجی و مخاطب‌شناسی

- بررسی نقش رسانه‌های محلی در پوشش اخبار محلی

- آگاهی‌بخشی و مطالبه‌گری رسانه‌های محلی

 

در ابتدای این نشست ابتدا دکتر گیتا علی آبادی ؛مدیرکل دفتر مطالعات و برنامه ریزی رسانه ها ضمن خوش آمدگویی به میهمانان گرامی اظهار داشت:

همان‌گونه که مطلعید با توجه به برگزاری سلسله نشست‌های بررسی مشکلات نشریات محلی، این جلسه به نشریات محلی کردستان اختصاص دارد و سعی ما بر آن است تا با ارتباط با همکارانمان در نقاط مختلف کشور از نیازها و مشکلات نشریات، پایگاه‌های خبری و ... آگاه شویم.

باتوجه به اعلام قبلی از محورهای جلسه بحث را شروع می‌کنیم. مهم‌ترین مسائلی که در استان‌ها بسیار رایج است بومی‌سازی و هویت‌بخشی است. به‌خصوص در برخی از استان‌ها با توجه به تنوع قومیت‌ها و مذاهب و تشخصات بومی و هویتی علیرغم وجه اشتراک ایرانی‌بودن، یک سری مطالبه‌گری‌هایی وجود دارد و قصد داریم از موارد مشمول مطالبه‌گری و میزان موفقیت در این زمینه آگاه شویم و نکات مدنظر نشریات محلی در مخاطب‌شناسی را عنوان کنیم.با توجه به محور های نشست نشریات استان کردستان  در این راستا به چه اصولی روی آورده‌اند؟ و از چه ابزاری بهره برده‌اند؟ چه اقداماتی جهت مفیدتر بودن باید انجام داد تا رسانه‌های محلی اعم از مکتوب یا غیرمکتوب و پایگاههای خبری در امر جلب مخاطب، مرجعیت، و اعتماد مخاطب موفق‌تر عمل کنند؟

پس از سخنان ابتدایی مدیر کل دفتر ،هوشیار بابایی ؛ مدیر مسئول هفته‌نامه دنگی کوردستان گفت:ضمن عرض سلام و تشکر از برگزاری نشست جهت طرح مشکلات و مسائل، باید صریح بگویم که من با این دسته‌بندی محلی و غیرمحلی مشکل دارم و همانطور که فرمودید ایران از تکثر اقوام و مذاهب تشکیل شده است و زیبنده است فایل‌ها را بر اساس این پارامتر دسته‌بندی کنیم. برای مثال با داشتن مطبوعات و رسانه‌های کرد به دسته‌بندی مناطق کردی می‌رسیم که در کل برعکس آن چیزهایی که متخصصین حوزه ارتباطات و جامعه‌شناسی می‌گویند و به اهمیت نشریات محلی تأکید دارند، متأسفانه این حوزه همچنان مغفول مانده و جایگاه واقعی خود را به دست نیاورده و اعتراف می‌کنم که بخشی از این نقصان متوجه کارکرد و عملکرد ماست و بخش دیگر به نهادهای دست‌اندرکار مثل وزارت ارشاد و نهادهای دیگر که تکلیفشان با خودشان و مطبوعات استان‌ها مشخص نیست و نحوه تقویت و حمایت‌شان آنچنان که باید و شاید در خور توجه نیست. به همین دلیل فکر می‌کنم فعلاً تا حصول جایگاه واقعی، با این موضوع مشکل دیرینه خواهیم داشت. مطبوعات و رسانه‌های کردی دارای سنت، پیشینه و تاریخچه خاص خود در کردستان و مناطق کردنشین هستند. برای نمونه قبل از انقلاب مجله ای به نام سروه داریم که از سال 64 به مدت 25 سال چاپ شده و اگر بتوانیم در یک مسیر خطی مطبوعات کردی را بررسی کنیم و با وجود یک سلسله کارها و عملکردها و بر اساس آن سنت‌ها می‌بایست به پیگیری مطبوعات کردی در یک فایل جدا و متمایز بپردازیم. البته با زبان کردی که زبان مطبوعات ماست و هویت و پیشینه فرهنگی و سیاسی ما، این کار تا حدودی سخت و متمایز می‌شود. به همین دلیل اگر قرار است بعد از صبغه از سنت حرفی به میان آید، روزنامه‌هایی همچون آبیدر و روزنامه‌هایی که بعداً منتشر شدند از جمله نشریات باکیفیتی بودند که مسئولیت اصحاب مطبوعات کردستان برای نشر مطبوعات جدید را سخت‌تر می‌کند. در واقع سلیقه، نگاه و هوش و ذائقه مخاطب ما در قیاس با استان‌های دیگر بسیار متفاوت خواهد بود چرا که سره را از ناسره تشخیص می‌دهند. به همین دلیل فایل ویژه رسانه‌های کردی در کردستان، ضرورت می‌یابد و از خودمان بیشتر توقع خواهیم داشت. در حال حاضر برخی از نشریات محلی خیلی بالاتر از نشریات سراسری هستند. نشریاتی مثل زریبار، بیر و هرز ، از نظر تشکیل حلقه فکری و پرونده و کارنامه‌شان می‌توانند همراه اندیشه‌های پویا باشند. متأسفانه آن‌طور که باید و شاید رسانه‌های کردی خوانده نشده و چرا سرنوشت پیش روی نشریات کردی به هر دلیل تعطیل و بسته و به سرنوشت غم‌انگیز توقف دچار می‌شوند؟ به همین دلیل تأکید دارم که ما باید به‌صورت ویژه و مشخص بر مطبوعات و رسانه‌های کردی زوم کنیم

در ادامه فرشاد سلیمی ؛ سردبیر خانه کتاب کردی افزود:

با تشکر از صحبت‌های جناب آقای بابایی و تأکید بر مباحث مطرح شده ایشان باید بگویم که مسئله اصلی ما از پایه و بنیان، طرح ناکارآمد و ناصواب است. علیرغم 15 سال تجربه در فضای دانشگاهی نه‌تنها در حوزه رسانه‌ها بلکه در حوزه طرح مباحث علوم انسانی و اجتماعی در ایران با عنوانی به‌نام محلی نتوانستم ارتباط برقرار کنم. این مسئله همواره در گام اول این تصور را به ذهن متبادر می‌کند که ما چه در سطح دانشگاهی و منظر تخصصی و حرفه‌ای و چه در سطح اجتماعی، با زدن این لیبل و برچسب،و با یک نگاه تقلیل‌گرایانه روبه‌روهستیم به گونه‌ای که این تصور به ذهن خطور می‌کند که این مسئله را از حیث اهمیت و ارزش بایسته و شایسته خود ساقط می‌کند. از این رو با این نقد نیاز به یک مسئله اساسی در این زمینه مطرح می‌شود و آن بازتعریف این رسانه‌ها و مشکلات و معضلاتشان است که بایستی با نگاه دیگری، با دست به گریبان شدن با تمام مسائلی که از سر گذرانده‌ایم از تکرار آن اشتباهات جلوگیری کنیم و این حوزه را متفاوت‌تر بنگریم و زاویه دیدمان را نسبت به این مسائل تغییر دهیم. چنانچه آقای بابایی هم اشاره کردند ما نشریاتی را در سطح کردستان و مناطق کردنشین داشتیم که بنا بر تجربیاتم نشریه مثل بیروهر‌ز یا زریبار و ... هیچ کم و کسری‌ای از نشریات ملی که مدعی هستند، ندارند. تمام آن کیفیت و یا بالاتر از آن را که در نشریات فرهنگ‌امروز و سیاست‌نامه می‌بینیم، در نشریه‌ای مثل بیروهر‌ز هم شاهدیم. و مستحضرید که نشریه بیروهرز و نشریات فعال دیگر در حوزه‌های کردنشین متحمل چه مسائل و مشکلاتی شدند. مسئله دیگر اگر این جلسه با توجه به عنوان اصلی هم‌اندیشی و بررسی و مسائل و مشکلات نشریات محلی است، باید محورها بر اساس هم‌اندیشی در ارائة راهکار بقا و احیای نشریات باشد نه راهکار ارتقا و رشد. چرا که در حال حاضر مسئله رسانه‌ها بقا و احیاست. بی‌تعارف باید بگویم به میزان تلفات ناشی از کرونا، یک کرونازدگی هم در حوزه نشریات داشتیم. مطمئناً مطلعید که 16 عنوان نشریه پرسابقه و فعال در چند ماه گذشته در استان کردستان به علت عدم نظم در انتشار لغو مجوز شدند و همه می‌دانیم که لغو امتیاز و مجوز به دلیل کم‌کاری و بی‌علاقگی دوستان فعال در این زمینه نبوده و شاهد بودیم که دوستان چگونه با چنگ و دندان در حفظ نشریات تلاش می‌کردند. متأسفانه به‌دلیل مسائل مالی و گرفتاری‌های اداری و مشکلات متعددی که برای شما هم ناآشنا نیست مجبور به ترک فضا و تن در دادن به این تقدیر ناصواب شدند. امروز خلأ ناشی از عدم حضور این نشریات را به وضوح حس می‌کنیم. به همین دلیل علاقمند بودم که در محورها به شرایط بقا و امکان احیای نشریات در استان کردستان و استان‌های مشابه کم‌برخوردار اشاره شود. صحبت در موضوع بومی‌سازی، هویت‌بخشی، نیازسنجی مسائلی است که اگر در یک سیکل نیاز آن را تعریف کنیم، مربوط به شرایطی است که ما با نشریاتی فعال، کارآمد و پرتوان در سرپانگهداشتن خود، روبه‌رو باشیم و بعد میزان تأثیرگذاری آنها را در فضای اجتماعی، فرهنگی ترسیم و تدوین کنیم ولی متاسفانه امروز نشریات به‌طور جدی بیشتر با معضل امکان بقا روبه‌رویند. نشریاتی که هنوز سرپا هستند، ناشی از عرق و علاقه به‌عنوان یک فرزند مورد توجه قرار می‌گیرند. این مسئله بسیار جدی است که مسئولین امر و دست‌اندرکاران جهت رفع مشکلات راهکار و تدبیر فوری داشته باشند.

دکتر علی‌آبادی اظهار داشت:

بسیار سپاسگزارم. متأسفانه مشکلات پس از کرونا در همه عرصه‌ها بسیار تأثیر گذار بود به‌خصوص رسانه‌ها، روزنامه‌ها و نشریات را بیشتر دچار آسیب کرد و سعی می‌کنیم در قسمت‌های بعدی به آنها بپردازیم.

هژیر ا... مرادی ؛ مدیر مسئول روزنامه روژان در ادامه افزود:دوستان به مورد ظرفیت‌های کردستان و امکانات موجود و  روزنامه‌های تعطیل شده به خوبی اشاره کردند و جناب آقای سلیمی هم مشکلات را به‌درستی عنوان کردند. در تمام دنیا دو نوع نشریه در قیاس با نشریات سراسری بیشتر رو به رشد هستند. یکی نشریات تخصصی به جز نشریات بین‌المللی همچون خانه کتاب کردی و دیگری نشریات محلی. نشریات سراسری از بعضی جوانب نمی‌توانند بعضی از موضوعات را اطلاع‌رسانی کنند. برای مثال قطعی آب یک منطقه و مشکلات کوچک سطح شهر ورود نشریات محلی را می‌طلبد تا نشریات سراسری و وظیفه نشریات محلی است که موج اولیه را ایجاد کنند. متاسفانه دولت در این دوره و دوره قبل اعطای مجوز به نشریات محلی را همچون کارآفرینی و به شرط مشغول به کار شدن ده نفر در نظر گرفته است و در این میان بدون در نظر گرفتن حمایت‌های دیگر فقط اعطای مجوز شده و ناتوانی برخی از دوستان در چاپ نشریه آنقدر شرایط را سخت کرده که تمام توان خود را  در حفظ حیات نشریه به کار بسته‌اند. با مقایسه آسیب‌های استان‌های اصفهان، یزد، شیراز و حتی استان‌های شمالی با کردستان، پی به وضعیت وخیم این استان خواهید برد. استان‌های یاد شده نهایتا با مشکل آلودگی هوا روبه‌رو هستند در صورتی‌که موضوع کولبری، پوشش چندین کانال معاند تلگرامی و مجازی در استان کردستان، تهدید بزرگی است.

در محافل دوستانه همه به این موضوع باور داریم که هنوز جنگ تحمیلی در منطقه کردستان به پایان نرسیده است و این منطقه درگیر تبعات مشکلات جنگ است.

در مجموع اگر واقعاً قصد بررسی و حمایت دارید، باید گفت که حمایت از نشریات محلی و نواحی مرزی نه تنها هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است.

در هر صورت حمایت از نشریات محلی به لحاظ اینکه در استان کم‌برخوردارتری هستیم و این استان از لحاظ توسعه اقتصادی ضعیف است و فاقد کارخانه و مصادیق رشد اقتصادی است و بیشتر به چند کارگاه کوچک محدود است و وسع مالی پایینی دارد، حمایت در این مناطق امری بسیار ضروری است. اما در استانی چون اصفهان شاید اصلاً نیازی به ورود و حمایت دولت نباشد و آنقدر دست بخش خصوصی و ادارات دولتی‌شان باز است که می توانند از پس مشکلات خود برآیند. اما متأسفانه در استان ما به هر جا نظر کنید متوجه وضعیت نابسامان خواهید شد. با این حساب نشریه‌ای که در کردستان مجوز می‌گیرد بیشتر از استان اصفهان احتیاج به مراقبت و حمایت دارد.

دکترعلی‌آبادی :

هر استانی در کشور با مشکلات خاص خود مواجه است و باید با توجه به مشکلات و شرایط آن منطقه در صدد رفع آنها باشیم.

هوشیار بابایی ؛ مدیر مسئول هفته‌نامه دنگی کوردستان :بهتر است از موارد تئوریک بگذریم و موارد عملی را واکاوی کنیم. چرا که شایسته است با توجه به این تریبون مشکلات خاص خبرنگاران و روزنامه‌نگاران عنوان و از آنها دفاع شود. پس در نظر دارم تا همین جا حوزه تئوریک تمام و فصل و حوزه عملی مطبوعات بیان شود.

همانطور که دوستان فرمودند بحث ما نوع نگاه به مطبوعات و رسانه‌های کردی است و کلیتش این است که آن نگاه مرکز پیرامونی برداشته شود و در واقع قائل به این مهم باشیم که استان کردستان دارای شاخص‌ها و ویژگی‌های خاصی است. اگر به‌واقع خواهان هویت‌بخشی و بومی‌سازی این استان هستیم، باید رویکرد کدخدامحوری و عقاید کلان را که در نظام سیاسی، فکری کلان کشور رسوخ کرده و معتقد به یک روایت کلان است، برداریم و همانطور که فرمودید با توجه به زندگی در کشوری که از تنوع قومی و مذهبی برخوردار است، باید به نسبت تکثر هویت‌های دیگران را محترم شماریم و الزاماً باور داشته باشیم که نه‌تنها هویت‌ها و قومیت‌ها خطری در انسجام و یکدستی ما ایجاد نمی‌کنند، بلکه عدم تعلق خاطر آن‌زمان مطرح می‌شود که هویت، زبان و فرهنگ و نوع نگاه جهان‌بینی من به‌نسبت دنیا و سیاست دنیا محترم شمرده نشود. در اصل فکر می‌کنم که تکثر هویت در کشوری چون ایران نوعی فرصت است که باید غنیمت شمرده شود. بحث این است که اگر واقعاً قصد هویت‌بخشی در حوزه نشریات محلی داریم، ابتدا باید نوع نگاه به مسائل هویتی را عوض کرد و زمانی می‌توان به توفیق رسید که وارد گفتمان هویت شویم و این هویت را از دل و جان بپذیریم نه آن که از روی تحمیل آن را بپذیریم که مشخصا جامعه ما را پس خواهد زد. اگر می‌خواهیم در حوزه نشریات موفق باشیم باید بر اساس خواسته‌ها و نیازهای جامعه گام برداریم، در غیر اینصورت موفق عمل نکرده‌ایم و همانطور که قبلاً عرض کردم در راه نیل به اهداف فوق باید نشریات ما به‌عنوان یک فایل جداگانه مورد بررسی قرار گیرد و باید در تقسیمات انجام شده رسانه‌های کردی خاص‌تر مورد توجه و نظر قرار گیرد. ما قصد نداریم خود را تافته جدابافته بدانیم، اما تاریخچه مطبوعات و قدمت رسانه‌های کردی نیاز به اهتمام بیشتر دارد. بدین جهت در بحث آماری 73 مجوز نشریه، 32 مجوز پایگاه‌های خبری و 1 مورد خبرگزاری خود گواه این موضوع است. جالب است که از 73 نشریه چاپی استان حول و حوش 20 عنوان منتشره 20 عنوان نظم انتشار ندارند و آنهایی که نظم انتشار دارند 4 صفحه‌ای چاپ می‌شوند و این موضوع نشان از وضعیت اسفبار تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری دارد که نشریات در این وضعیت افراط و تفریط فعالیت می‌کنند. به گونه‌ای که معاون مطبوعاتی قبلی به هرکس که درخواست نشریه داشت، بدون در نظر گرفتن زیرساخت‌های استان کردستان مجوز اعطا می‌کرد ولی در شرایط فعلی نشریات به‌صورت فله‌ای یا در حال تعطیلی هستند یا لغو مجوز می‌شوند و ما متوجه قرار گرفتن درست این سیاست‌ها نمی‌شویم. در این شرایط نامطلوب وضعیت نشریات باید در خصوص حوزه‌های زیربنایی و روبنایی مطبوعات و تقویتشان بیشتر اندیشه شود و به قول آقای سلیمی، در حال‌حاضر موضوع اصلی بودن و وجود نشریات ماست که در معرض خطر است.و مشکل عدم تفویض اختیار به نشریات استان  ما هم از عمده مشکلات مشهود است که باید مد نظر واقع شود. تصور بفرمایید قبلاً دست و بال اختیارات مدیران ارشاد استان ‌ها باز بود ولی در حال حاضر به گونه‌ای است که ایشان هیچ اختیاری در ورود به حوزه یارانه و حمایت‌های ارشاد و ... را ندارند که سعی می‌کنم در ادامه بحث به این موضوع بیشتر اشاره کنم.

دکترگیتا علی‌آبادی:

همانطور که دوستان اشاره کردند بسیاری از استان‌های ما به ‌خصوص در بخش نشریات و بخش فرهنگی که در فرهنگ‌سازی و جلب افکار عمومی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مرجعی مؤثرند، با معضل مشکلات اقتصادی حاکم بر کشور مثل تحریم، رکود اقتصادی به علت کرونا دست به گریبانند و متاسفانه عمق مشکلات عدیده تا آنجاست که فقط توان حفظ حیات و بقای نشریه از جمله دغدغه‌هایشان است. حال با توجه به مشکلات باید چه راهکارها و پیشنهادهایی در این مدت اندیشید؟ با توجه به وضعیت رسانه استانتان و اشراف به آن محیط و موقعیت، به جز بحث رسانه که از وظایف ماست، چه پیشنهادهای دیگری می‌توانید داشته باشید؟

هوشیار بابایی ؛ مدیر مسئول هفته‌نامه دنگی کوردستان :اکثر دوستان در گفتمان‌هایی که در تلگرام داریم به نداشتن خروجی این نشست‌هااشاره می‌کنند و به نبودن گوش شنوا اذعان دارند. حال با این تصورات، امید انتقال این مسائل را به مسئولین امر، از طریق شما داریم.

باید این نکات را در نظر داشت که نشریاتمان در وضعیت بحرانی به سر می‌برند. در حال حاضر ما در سامانه ایجاد شده فقط یک عدد هستیم  و من فقط با رمز معرفی می‌شوم و به صورت مکانیکی ارزیابی می‌شوم. در این میان اگر تفویض اختیار به استان‌ها شود قاعدتاً آنها بیشتر از یک عدد دیده خواهند شد و شاهد فعالیت و تلاش‌مان خواهیم شد.

در حوزه یارانه‌ها باید زیربناها درست شود که لازمه درستی روبناها، زیربناهاست. برای مثال اگر من یک فیلمساز مطرح باشم و مکانی برای اکران فیلمم وجود نداشته باشد، ره به مقصد نخواهم برد. حال با توجه به این مثال باید گفت که فقدان زیرساخت‌های رسانه‌ای در همه جا ملموس است از دفترهای  مطبوعاتی که نمودی از دکه مطبوعاتی ندارند تا توزیع و ... بسیار مشکل دارند. آنچه که باید جهت حمایت از نشریات به مرکز منتقل شود، نظرات و پیشنهادات استان است. ولی در حال حاضر اینگونه نیست. مجموعه یارانه‌ای که به سه یا چهار نشریه کردستان تعلق گرفته به اندازه یک نشریه محلی استان همجوار نیست. استانی که همه از آن بسیار متوقع‌اند و سرآمد رسانه‌ها است چرا باید با این وضعیت مواجه باشد؟ محدودیت منابع اقتصادی باعث شده که حتی یک کارخانه نداشته باشیم. مدیریت رسانه و مدیریت اقتصاد باید به گونه‌ای باشد که به ساماندهی مشکلات اعم از رسانه‌ای و غیررسانه‌ای منجر شود. اگر تمام تئوری‌های دنیا را هم بخوانیم کاربردی نخواهد داشت. چرا که هیچ چیز سر جای خود نیست. تئوری‌های اقتصادی و رسانه‌ای با این شرایط جوابگوی مشکلات نخواهد بود. متأسفانه رانت اقتصادی که کل جامعه به آن مبتلاست مانع از سراپا ماندن رسانه‌های مستقل می‌شود. این استان در شرایطی قرار گرفته که عدم توسعه اقتصادی، سیاسی، فقدان توسعه رسانه‌ای را به باور آورده است و با وجود نیروهای متبحر مطبوعاتی به‌خصوص در مطبوعات کردزبان و پرورش نیروهای متخصص خبرنگاری و روزنامه‌نگاری، متأسفانه فقدان بستر متناسب جهت فعالیت آنها، ما را با کوچ انسانی روزنامه‌نگاران این استان مواجه کرده است.

وابستگی مالی بسیار مشهودمطبوعات،تا آنجاست که  قدرت بیان و کلمات جهت تنویر افکار و انعکاس اخبار  را تحت‌الشعاع قرارداده و توان انتخاب راحت را از بین می‌برد ونهایتاً بایکوت می‌شوند و اجازه فعالیت از آنها سلب می‌شود.

فرشاد سلیمی ؛ سردبیر خانه کتاب کردی :جهت ناگفته‌نماندن محورهای از قبل عنوان شده بحث، علیرغم تعریف محورها به گونه دیگر قائل بودم، ولی در مورد محور اول بحث که همان هویت‌بخشی نشریات محلی است، باید به این نکته اشاره کنم که اگر واقعاً قصد هویت‌بخشی در این زمینه داریم، بایستی به بازتعریف موضوع بپردازیم و بدانیم که نشریات کردی نه‌تنها نشریات استانی، منطقه‌ای از بعد داخلی در مناطق غرب و شمال غرب را شامل می‌شوند بلکه نشریات ملی و فراملی هم هستند به گونه‌ای که بخشی از مخاطبانشان را در فراتر از مرزهای ایران به‌درست آورده‌اند. و این مهم هم شامل مخاطبان و هم نویسندگان فعال نیز می‌شود. پس با توجه به این شرایط باید در تعریف هویت نشریات کردی به‌عنوان بخشی از نشریات محلی در ایران تجدیدنظر شود. اگر می‌خواهیم سیاست‌گذاری‌ معطوف به دستاورد داشته باشیم، باید این مسئله را در نظر بگیریم. با توجه به امکاناتی که در فضای مجازی برای نشر و توزیع نشریات و آثار رسانه‌ای فراهم شده  در بخش وسیعی از کشورهای منطقه کردنشین و حتی فراتر از مرزهای منطقه‌ای در خاورمیانه و کشورهای اروپایی شاهد مخاطب و نویسنده هستیم. یعنی اگر شما یک تیم تحلیلی جهت تحلیل محتوای نشریات داشته باشید، متوجه آثار مؤلفینی که در خارج از کشور در این نشریات قلم می‌زنند را به وضوح خواهید دید که این نکته باید در بازتعریف هویت نشریات کردی به‌عنوان محور اول این نشست در نظر گرفته شود. پس ما با نشریات محلی محدود به بخشی از کشور روبه‌رو نیستیم. با نشریاتی مواجهیم که در سطح بین‌المللی فعالیت می‌کنند و این نکته از منظر سیاست‌گذاری به‌خصوص در حوزه دیپلماسی عمومی فرصت کمی برای حضور مؤثر سیاست‌گذاران در فضای اشباع‌شده جهان رسانه‌ای امروز نیست. این فرصت بی‌نظیر باید در نظر گرفته شود وگرنه تاوان‌ها و هزینه‌های گزافی خواهد داشت. بر کسی پوشیده نیست که فقدان حضور نشریات در فضای امروز با ویژگی رشد سریع و بی‌مهابا و گسترده شبکه‌های اجتماعی، میدان را برای چه نشریات و جریانات رسانه‌ای خواهد گشود. باید در مورد این موارد جدی‌تر اندیشید و در سطح بازاندیشی مبانی سیاست‌گذاری رسانه‌ای در حوزه رسانه‌های محلی، قومی تجدید نظر کرد.

در مورد بحث دوم مطرح شده و سخنان جناب آقای بابایی در این زمینه، باید گفت آسیب‌شناسی وضعیت بحرانی کنونی و راهکار برون‌رفت از آن با توجه به عدم استقلال کافی رسانه‌ها که مهم‌ترین آن استقلال مالی است به این نتیجه می‌رسیم که این مسئله ناشی از بحث عدم توسعه‌یافتگی، کم‌برخورداری یا عدم برخورداری از آن سطح امکانات و توانایی است که در کشور ما وجود دارد ولی در استان کردستان  و استان‌های همجوار و مناطق کردنشین به‌طور خاص تبدیل به معضل و مسئله شده است. باید در موقعیتی قرار گرفت که توان آسیب‌شناسی و به‌دنبال آن ارائه راهکار برای خروج از این وضعیت لحاظ شود. متأسفانه در حال احتضار نمی‌توان در راه توانمندی قدم برداشت. نشریات محتضر ما توانایی زنده ماندن از این ماه به آن ماه را دارند و وقتی از چاپخانه بیرون می‌آیند نفس راحتی می‌کشند.

یکی از مسائلی که آقای بابایی به آن اشاره کردند بحث یارانه‌هاست که دوره‌ای استان کردستان به‌عنوان استان کم‌برخوردار امتیازات ویژه‌ای داشت که متأسفانه با توجه به مسائل بودجه و بحران اقتصادی کشور حذف شد. مسئله دیگر بخش درآمدهای حوزه آگهی و رپرتاژ آگهی است که به‌طور خاص در انحصار رسانه‌های سراسری است. با توجه به تعریف‌های حقوقی و قانونی و آنچه که امروز عرف رسانه‌‌ای حاکم در کشور است شامل رسانه‌های سراسری می‌شود و از این حیث رسانه‌های محلی و استانی سهمی ندارند. در حالی که همین میزان کم درآمد از آگهی، روزنه امید کوچکی برای رسانه‌هاست.

مسئله دیگر، این است که همواره فکر می‌کردیم اهالی فرهنگ نباید چشمداشت مالی داشته باشند و این ذهنیت غالب جامعه به‌خصوص جوامع کردنشین است. برای مثال اگر یکی از اهالی رسانه ماشین فاخری داشته باشد به چشم اختلاس‌گر دیده می‌شود. متاسفانه حاکمیت این ذهنیت با امکان بقا و توانمند شدن در شرایط فعلی ناسازگار است. و باید راهکاری اندیشیده شود که توانمندسازی مسئولین، متولیان حوزه رسانه‌های محلی را از این قضاوت‌ها مصون دارد. متاسفانه ذهنیت اقتصادی و تولید پشتوانه مالی در حوزه رسانه‌ محلی بسیار ضعیف است ولی در رسانه‌های مرکز تا حدودی قادر به استفاده از این فرصت هستند. در این راستا کاری که نهادهای متولی می‌توانند انجام دهند، این است کنه دوره‌ها و کارگاه‌هایی در این زمینه برگزار کنند و برای رسانه‌های محلی با توجه به ظرفیت‌های ناچیز و اندک محلی امکانی فراهم کنند تا چشممان به دست اداره فرهنگ و ارشاد و یارانه‌ها نباشد و راهی جهت سرپا نگهداشتن نشریات محلی یافته شود. این مسئله جدی با کلاس‌ها، دوره‌ها و کارگاه‌های عملی و کاربردی ولو اندک، امکان‌پذیر است.

مسئله دیگری که همواره با آن روبه‌روییم، نگاه مسبوق امنیت بر نشریات چاپی است که در حال حاضر هم امتداد دارد، به‌طوری که رسانه چاپی که ملموس و در دست گرفته می‌شود و در کتابخانه قابل نگهداری است، مورد برخورد جدی‌تری در حوزه رسانه و مطبوعات و نشریات قرار خواهد گرفت ولی متأسفانه نگاه ما بر رسانه‌های برخط و آنلاین تبعیضی است در حالی‌که این رسانه‌ها هم مانند بقیه رسانه‌ها نیاز به خبرنگار، سردبیر، تنظیم‌گر، تدوین‌گر و گرافیست دارند و تمام آنچه که نشریات چاپی نیاز دارند به جز چاپ و کاغذ، رسانه‌های آنلاین هم نیاز دارند و این مسئله‌ای است که باید بر آن تجدیدنظر شود. رسانه‌های آنلاین و برخط هم به میزان کمتری متحمل هزینه و مسائل اینچنینی هستند و این مورد را هم باید در برنامه‌ریزی‌ها گنجاند.

دکتر علی‌آبادی:

همانطور که اشاره فرمودید نشریات در هر زمینه‌ای به یک زیرساخت نیاز دارند که باید روزنامه‌های آنلاین، سایت‌ها و پایگاه‌های خبری برای انعکاس بهتر اطلاعات از این زیرساخت‌‌ها بهره ببرند.

هژیر ا... مرادی ؛ مدیر مسئول روزنامه روژان :راهکار اول این است که وزارت ارشاد مجوز نشریه را به جای یک شخص به یک تیم بدهد. یکی از دوستان مطبوعاتی می‌گفت: من ارتش یک‌نفره‌ام چراکه هم مدیرمسئول، هم صاحتب‌امتیاز، هم سردبیر، هم شورای نویسندگان، هم نویسنده سخن روز هر ماه بود و نشریه را با دست خود توزیع می‌کرد و صفحه‌آرا هم نداشت. باید بررسی کرد اصلاً در استان کردستان چندنفر صفحه‌آرا داریم. مجوز به کسی داده شود که حداقل صفحه‌آرا داشته باشد. نکته بعدی ارزیابی کیفی را که وزارت ارشاد از نشریات دارد چگونه است؟ وقتی بعضی از نشریات دوزبانه فارسی، کردی است از مترجم زبان کردی بهره برده می‌شود؟ برای بعضی از مطالب به دلیل متفاوت بودن گویش‌ها نیاز مبرم به مترجم کردی، حروف‌نگار زبان کردی و نویسنده کردی است و به همین دلیل در ارزیابی کیفی که در ارشاد انجام می‌شود نیاز به کارشناس نشریه دوزبانه است و جدای آن ما را با جام‌جم، همشهری، کیهان و اطلاعات در یک ترازو نگذارید. همشهری چند نفر نیرو در کشور دارد و روزنامه استان کردستان  چند نفر؟

نکته بعدی پیرامون ارزیابی کیفی است که باید به‌صورت مجزا و در مقایسه با نشریه‌ای هم‌جنس خودمان باشد نه همشهری و اصفهان و ... برای مثال ارزیابی کیفی نشریه من در مقایسه با همشهری 40 به 90 درصد می‌شود در حالی که قیاس همشهری و نشریه من درست نیست.

نکته بعدی نظم در انتشار است. ما به‌عنوان تنها روزنامه استان کردستان تا به حال توانستیم در بهترین حالت 5 شماره در هفته چاپ کنیم و در بدترین حالت دو شماره یا یک شماره در هفته. دلیلش را خودتان می‌دانید که چاپ یک شماره چهار صفحه‌ای روزنامه بیش از 9000 تومان هزینه دارد و این احتساب شامل چاپ و صفحه‌آرایی و فارغ از هزینه‌های دفتر و خبرنگار است که در جمع شاید 11000 تومان ‌شود، در حالی که فروش ما 1000 یا 2000 تومان است. نکته بعدی علت عدم چاپ 6 شماره در هفته این است که پول چاپ یک شماره روزنامه با حداقل تیراژ 120000 تومان است که 6 تا 120000 تومان حدود 7000000 تومان در هفته هزینه دارد. یک ماهنامه در کل سال 12 شماره چاپ می‌کند در صورتی‌که من در دو هفته 12 شماره را چاپ می‌کنم بعد در ارزیابی‌ها نظم در انتشار ماهنامه 100 درصد و روزنامه من 30 درصد می‌شود و یارانه به ماهنامه تعلق می‌گیرد نه به روزنامه من. ما در دو هفته، کار یکسال ماهنامه را انجام می‌دهیم. با این شرایط یکی از دلایل عدم چاپ 6 شماره در هفته، هزینه 7میلیون تومانی چاپ بدون احتساب هزینه حقوق کارمندان، کرایه دفتر و ...

اداره کل ارشاد به توزیع آگهی می‌پردازد، به‌گونه‌ای که باید هر روز 1200000 تومان به من آگهی بدهد که نیست. در استانی همچون کردستان که از نظر بنیه اقتصادی ضعیف است و نمی‌تواند متحمل هزینه آگهی جهت معرفی تولیداتش شود، آگهی‌ای وجود نخواهد داشت. در این شرایط ما در فشار دو لبه قیچی قرار داریم چرا که از طرفی آگهی نداریم و از طرف دیگر به تنهایی از پس هزینه چاپ روزانه برنمی‌آییم. در نتیجه با کاهش نظم انتشار و عدم تعلق یارانه مواجه می‌شویم.

نکته آخر، وجود کارشناسان مجرب در حوزه ارشاد بسیار ضروری است. آشنایی کارشناسان با زبان کردی بر ارزیابی نشریات دوزبانه و صرف زمان کافی جهت بررسی دقیق  و بدون عجله، بسیار ضروری است. در صورتی‌که کارشناسان با دریافت دو نسخه از یک شماره نشریه در عرض یک هفته به ارزیابی سرسری کل نشریات می‌پردازند. در این راستا باید چند کارشناس از هر استان و اختصاص زمان یک هفته‌ای برای هر نشریه بررسی دقیق نشریات لازم است.

پس با مشکلاتی که عنوان کردم، نمره اختصاص داده شده، با شرایط ارزیابی درستی محاسبه نشده است. هر استانی باید کارشناسان مجرب رسانه داشته باشد. برای مثال در استان کردستان کارشناس تئاتر، مسائل قرآنی، کارشناس کتاب در حد مطلوبی داریم ولی متأسفانه کارشناسی که بررسی نشریات را بر عهده داشته باشد نداریم و دلیل آن جابجایی نابهنگام کارشناسان است کنه از جاهایی غیرمرتبط با این مسئله مهم در نظر گرفته می‌شوند. با توجه به احترامی که برای کارشناس قبلی استانمان قائلم، باید بگویم متأسفانه ایشان کارشناس امور قرآنی بودند که برای ارزیابی نشریات در نظر گرفته شده بودند. تا این نیرو تجربه کافی در این زمینه به دست آورد زمان زیادی از دست خواهد رفت. کارشناسی که در نظر گرفته می‌شود باید از من نوعی استادتر باشد و در زمینه شناخت مشکلات مسائل سیاسی، صنفی، صفحه‌آرایی، اصول خبرنویسی و آیین‌نامه‌ها آگاهی لازم داشته باشد.

حال اگر ارزیابی کیفی با آن شرایطی که عرض کردم درست شود و از کارشناسان مجرب به‌خوبی بهره برده شود، با عدم نظم انتشار به‌واسطه عدم اختصاص آگهی مواجهیم که خود منجر به محرومیت از یارانه می‌شود که راهکارش آن است که به اندازه‌ای که چاپ می‌کنیم یارانه دهید و نهایتاً حضور کارشناس مجربی که به همه امور و ملاک‌های ارزیابی احاطه دارد و با آگاهی از همه آیین‌نامه‌ها و اطلاعیه‌ها در زمان مقتضی ما را مطلع کند، بسیار ضروری است.

دکتر علی‌آبادی:

معضلات را به‌خوبی عنوان کردید و امیدوارم که بتوانم کاری انجام دهم و تا با این وضعیت اقتصادی، حداقل کارهای اولیه و پایه را انجام دهیم و مشکلاتی که دامنگیر بسیاری از استان‌ها است را مرتفع کنیم. امیدواریم با توجه به  مشکلات شما و دیگر استان‌های مرزی به برنامه‌ریزی واحد و مناسبی برسیم.

یکی از ابزارها و منابعی که برای دریافت و ارسال اخبار و رویدادها، مرسوم و متداول شده، شبکه‌های اجتماعی هستند، همانطور که اشاره  فرمودید غیر از تلویزیون وشبکه‌های ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی هم به‌صورت کانال و با روشی تعاملی، مطالب را منعکس می‌کنند و چون این مسیر بسیار پرسرعت و فراگیر و به نوعی آسیب‌زااست، فعالیت رسانه‌های دیگر را مثل سایت، روزنامه و ... مختل می‌کنند. دیدگاه شما در این ارتباط چیست؟ فواید و مضرات این شبکه‌ها تا چه اندازه است؟

هوشیار بابایی ؛ مدیر مسئول هفته‌نامه دنگی کوردستان :در ابتدا باید بگویم نمره قبولی نشریات در گرو میزان جلب رضایت مخاطبانشان است نه امتیازات ارشاد. اما وقتی این امتیازات در حیات و ممات نشریه  و حضور من دخیل است، از این لحاظ بنده هم به بازنگری ملاک‌های ارزیابی معتقدم. در وزارت ارشاد نیروهای متخصص بررسی و ارزیابی وجود ندارد. برای مثال نشریه فاقد کد تولید است اما ضریبش از من که شب و روزم را به پای انتشار نشریه گذاشته‌ام بیشتر است. بحث این است که نگاه حرفه‌ای به مطبوعات در استان‌ها و کشور نگاهی آسیب‌زاست. در تورق مجموعه مجلات چاپ دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها چند شماره به حوزه نشریات محلی اختصاص داده‌ شده است؟ چند کار تحقیق و گزارش پژوهشی در آن وجود دارد؟ واقعا در این حوزه کار تحقیق و پژوهشی انجام شده است؟ پیشنهادم این است این موارد به متخصصین حوزه خودش واگذار شود و در ازای تولید محتوا در این زمینه امتیازی لحاظ شود و کارشناسان حوزه ارتباطات، اجتماعی و رسانه و تحصیل‌کردگان این زمینه به ارزیابی بپردازند. و نه بر اساس سیستم مکانیکی صرف امتیازات محاسبه شود. متأسفانه این سیستم بر اقتصاد رسانه تأثیرگذار است وگرنه همانطور که عرض شد، نمره‌مان را باید از مخاطبان بگیریم. متأسفانه رابطه بین شغل حرفه‌ای و کار حرفه‌ای رابطه‌ای معکوس است. در استان کردستان هر میزان پیکار کنی به همان میزان افت خواهی کرد. برای مثال پایگاه خبری خانه کتاب کردی نه‌تنها در استان و منطقه بلکه در کشور سرآمدند و رفرنس محسوب می‌شوند، ولی نیروهای زحمتکششان از لحاظ اقتصادی اصلاً منتفع نمی‌شوند، در مقابل افرادی باتوجه به هیچ‌گونه کار تولیدی، بیشترین انباشت سرمایه دارند و نسبت به فضای مطبوعاتی بسیار متوقع‌اند. سالهاست که با این دردها مواجهیم و متأسفانه در جهت درمان و مهارش تلاشی نمی‌شود. و مدام تزریق افراد غیرمتخصص باعث لطمه به مطبوعات می‌شوند. اما خوشبختانه عشق و علاقه برخی دوستان رسانه‌ای، توانسته به حیات مطبوعاتمان کمک کند.

در مورد بحث شبکه‌های اجتماعی، با بررسی سوشیال مدیا، تغییر وضعیت از آنالوگ به دیجیتال و تفاوت چشمگیر شرایط را در عصر ارتباطات شاهدیم. قبلاً در مطبوعات چاپی هرکسی جرأت نمی‌کرد هر مطلبی را در نشریات چاپ کند و اگر به ‌ندرت هم چاپ می‌شد، باعث فخر و مباهات بود. اما شبکه‌های اجتماعی، این فضا را فراهم کرده‌اند که هر کسی در مقام کارشناس، صاحب‌نظر، خبرنگار، گزارشگر ایفای نقش کند و از این بعد خبررسانی ما را دچار آسیب می‌کند. اما با این وجود این فضا باز فرصتی است تا تصمیم‌گیرندگان تحت این فشار، فضا را بازتر کنند. اگر خبر یا گزارشی پیرامون مسائل کردستان  چاپ و درج نشود، این خبر در کانال‌های زیرزمینی عرضه می‌شود و وظیفه ما به عنوان یک نشریه منطقه‌ای و رفرنس خبر تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. اگر خبری در شهر سنندج اتفاق بیفتد، باید شهرها و کشورهای دیگر از رسانه من پرس‌وجو کنند نه یک سایت و رسانه‌ای که رسمیت ندارد. این مشکل اساسی است که باعث تهدید رسانه‌های ما از طرف شبکه‌های اجتماعی می‌شود. حالا رسانه‌های محلی و منطقه‌ای را اگر در نظر بگیریم در حال حاضر سه تا شدند و رقیبشان رسانه‌های سراسری است. یکی پایگاه‌های برخط و آنلاین و دیگری فضای شبکه‌های اجتماعی که راهکارش پویایی در حوزه مجازی است که اکثر نشریات آن را مدنظر دارند. حال پرسش این است که به نسبت مکانهای دیگر چقدر دست و بال‌مان برای انعکاس اخبار و گزارش باز است؟ متأسفانه مشکلات زیادی در این فضا داریم. یک سری قوانین دست و پا گیر اجازه فعالیت درست در سایت نشریات را نمی‌دهد. در هر حال از این لحاظ شبکه‌های اجتماعی را تهدید نمی‌بینم اگر به‌درستی فعالیت کنیم. وقتی که خبرها حرفه‌ای و تخصصی باشد، مشکلی حس نمی‌شود. در حوزه فلسفی و اجتماعی و نظری شبکه‌های اجتماعی کاری کردند که نظارت دولت بر مردم برعکس شود و حالا مردم می‌توانند در تمام ارکان اجتماعی حضور داشته باشند. انقلاب اطلاعاتی ویکی لیکس، مرکزیت داده‌ها و اطلاعات را از دست کشورهای بزرگ خارج کرد و خود کنترل هر ساختاری را به دست گرفت. به نظرم در شرایط موجود شبکه‌های اجتماعی، نیاز ضروری به آپدیت رسانه‌ها دارند و بازنگری در این حوزه کاری بسیار لازم است. به‌طوری که دیگر در آن ساختار و فرمت رسانه‌ای چاپی، محدود نباشند و به آن اکتفا نکنند و وام دار و وام‌گیرنده عوامل گوناگون توسعه باشند.

خانم علی‌آبادی

آقای سلیمی با توجه به فعالیت شما در حوزه پایگاه‌های خبری، شبکه‌های اجتماعی را چطور می‌بینید؟

آقای سلیمی

شبکه‌های اجتماعی بالنفسه برای رسانه‌ها، حتی چاپی نه تهدیدند و نه فرصت. یا حداقل تهدید نیستند. این نوع مواجهه ما، این مسیر را روشن می‌کند. نوع مواجهه و برخورد ما تعیین‌گر است. نکته اول این است که بالاخره واقبعیت حضور شبکه‌های اجتماعی و سوشیال مدیا تا جایی است که امروز شخصیتی مثل رئیس‌جمهور آمریکا را در حصر قرار می‌دهد و یک قابلیت غیرقابل‌گریز است. پس در مقابل این واقعیت، جهت‌گیری صرفاً خوب یا بد، نمی‌تواند گره‌گشا باشد. ناچاریم یک مواجهه دقیق‌تر و تعریف‌شده‌تری با موضوع داشته باشیم. به‌نظرم نحوه رویکرد و مواجهه ما با شبکه‌های اجتماعی و مقدار بهره‌برداری در راستای کارهایی که به‌عنوان رسانه‌های حرفه‌ای‌تر و تخصصی‌تر انجام می‌دهیم، بسیار حائز اهمیت است. ولی در مسئله میزان استفاده رسانه‌ها از شبکه‌های اجتماعی، مجموعه‌ای از مباحث و مسائل وجود دارند. همچنان که آقای بابایی اشاره کردند، از این مجموعه بخشی به مسائل حقوقی برمی‌گردد. رسانه‌ها و نشریات ممکن است در بعدهایی برای حضور در شبکه‌های اجتماعی و پوشش برخی از مسائل با ممانعت‌های حقوقی روبه‌رو شوند. در حالی‌که شبکه‌ها، کانال‌ها با شناسنامه‌های غیررسمی و یا بدون شناسنامه نسبت به این مسائل راحت‌تر برخورد می‌کنند و پوشش خبری خواهند داشت. در حال حاضر با شناختی که از شبکه‌های اجتماعی استان‌های خود و استان‌های همجوار داریم، می‌بینیم که پرمخاطب‌ترین شبکه‌های اجتماعی، کانا‌ل‌ها، پیج‌ها و صفحه‌های اینستاگرامی و تلگرامی و ... غیررسمی هستند. در یک شهر 70000 نفری بالای 20000 نفر پوشش دارند و این یعنی پوشش بیش از اجتماع و نفوذ کلام. همه به ابزار دست ارین شبکه‌ها واقفیم. مسئله‌ای جدی است که باید اساسی‌تر فکر و اندیشه شود. یکی از مسائلی که می‌توانیم در ارتباط با شبکه‌های اجتماعی دنبال کنیم این است که نقش‌های غیرحرفه‌ای و آماتور پیدا نکنیم. چرا که در غیر اینصورت همان کالبد و فرم آماتور را خواهیم گرفت و به کارکرد غیرهدفمند و غیررسانه‌ای مبتلا خواهیم شد. مسئله تخصص‌گرایی باید از حیث کارکردی تعریف شود. آنچنان که یکی از دوستان اشاره کردند در دنیای امروز یکی از مسائل جدی حوزه رسانه‌هاکه به یک ضرورت غیرقابل اغماض تبدیل شده است، مسئله تخصص‌گرایی است. اگر به این سمت پیش نرویم، دیگر نمی‌توانیم تداوم کاغذ اخبار میرزا صالح شیرازی باشیم. در دنیای امروز با توجه به تکنولوژیی‌های نوین ارتباطی هر کسی صاحب یک تریبون، خبرنگار و رسانه در خانه است، رسانه باید مواجهه بسیار تخصصی‌تر داشته باشد و این تخصص نیازمند تربیت نیروی متخصص است که متأسفانه باز به آن دور باطل می‌رسیم. امروزه بسیاری از دوستان روزنامه‌نگار، فعالین حوزه رسانه‌ها و نشریات، همچون من و دوستان دیگر، روزنامه‌نگاری را به عنوان کار دوم پذیرفتیم و بهتر است بگویم که بیشتر حوزه علائقمان است تا کاری که اساس زندگیمان بر آن بنا شده باشد و تخصصی به آن ورود کرده باشیم و دغدغه‌مان باشد. اگر در رسانه‌های عمومی و تخصصی به سمت تخصص‌گرای پیش نرویم، دیر یا زود قافیه را به شبکه‌های اجتماعی خواهیم باخت. واقعیتی غیرقابل اغماض است که نیازمند نیروهای حوزه رسانه‌ای حرفه‌ای‌تر،توانمندتر و کارآمدتری هستیم که با تقویت زیرساخت‌های این حوزه دست‌یافتنی است. زیرساخت‌هایی که بعضاً یا وجود ندارند یا خیلی ضعیف و کم‌کارکرد هستند. این یک مسئله بسیار حیاتی است و گرنه رشد روزافزون شبکه‌های اجتماعی را شاهد و قدرت نفوذ فوق‌العاده‌شان را ناظر خواهیم بود. به‌طوری که هر کدام از ما عضو چندین شبکه اجتماعی هستیم و می‌توانیم برای پی‌گیری اخبار شهرمان در کانال شهرمان عضو شویم و پی‌گیر رسانه رسمی یا غیررسمی و یا تخصصی و غیرتخصصی نباشیم. امروز تمام آحاد اجتماع به خبرنگار این رسانه‌ها تبدیل شده‌اند و با کارکردی on time به ایفای نقش می‌پردازند. از طرفی این شبکه‌ها با توجه به فضایی که برایشان مهیاست، و به دلیل نداشتن الزامات حقوقی و قانونی جز یک سری مباحث امنیتی، دست‌شان بازتر است و راحت‌تر در حوزه مسائل مالی و درآمدزایی وارد می‌شوندو قوی‌تر عمل می‌کنند. و آنچنان که آقای بابایی اشاره کردند امروز شق سومی در مقابل رسانه‌های محلی و استانی ایجاد شده است. در حوزه مسائل مالی هم، این مقدار کم ظرفیت موجود در سطح اجتماع هم به سمت کانال‌ها و پیج‌های موجود سرازیر می‌شود. کانال یک نفره‌ای که صرفاً با bot کردن چند master به کانال چندهزار نفره تبدیل می‌شود و درآمد سرشاری به‌دست خواهد آورد که شامل حال ادمین هویت‌بخش و هدایت‌گر کانال می‌شود. در حالی‌که رسانه‌های تخصصی که عمر زیادی را در حوزه مطبوعات صرف کرده‌اند از این شرایط متضرر می‌شوند و فراموش نکنیم که گستره این آسیب در حد من و آقای بابایی و آقای الله مرادی و در حد استان کرمانشاه، کردستان و ... نیست. این مسئله بسیار جدی‌تر و اساسی‌تر، باختن یک قافیه بزرگ بر کسانی است که ناشناس‌اند. افرادی غیرقابل‌کنترل که بعد و عمق نفوذشان در اجتماع خیلی بیشتر از رسانه‌های دارای شناسنامه و دارای گفتمان است. وقتی که مسائل اجتماعی‌مان را از نشریه مقبول بیروئه‌ز  و مسائل فرهنگی را از دست زریبار یا دنگی کردستان درمی‌آوریم و امکان حیات آنها دیگر میسر نیست، مطئن باشید مسائل اجتماعی و فرهنگی بدون متولی نمی‌ماند و متولیانشان به جایی می‌روند که ناشناس و غیررسمی‌اند.

آقای الله‌مرادی

همگی این تجربه را داشته‌ایم که در جایی اتفاقی افتاده و دوست داریم که آن اتفاق را ببینیم. اما ابزار جهت رسیدن به خواسته وجود ندارد. وقتی پدرم به‌عنوان خبرنگار صدا و سیما در حلبچه بود و شاهد آن حجم زیاد مجروحین و شهدای شیمیایی بود آرزو داشت در آن واحد که تصوبرداری می‌کند مردم هم به صورت زنده مشاهده می‌کردند و این فرآیند طولانی تولید که خود متحمل زمان است، کوتاه‌تر بود. پس باید گفت فضای مجازی به‌خودی خود دستاورد مطلوبی است چرا که این خواسته را جامه عمل پوشانده است. اما دلایل مختلفی، عدم موفقیت ما را رقم زده که اولاً یک نشریه مجوزدار نمی‌تواند هر خبری را بدون بررسی صحت و سقم پوشش دهد و باید شرایط خبر و کلیات آن مراعات شود. اما فضاهای مجازی بدون مجوز ملزم به رعایت این شرایط نیستند و با یک عکس و تیتر و به‌عنوان ناشناس به انتشار اخبار می‌پردازند و بابت محتواهای غیرمستند نیز به کسی پاسخگو نیستند. دلیل بعدی عدم اعطای مجوز به افراد ذی‌صلاح و واجد‌الشرایط حرفه رسانه است که در این زمینه تخصص دارند. از نظر من خبرنگار فردی است که باید اولین نفر آنلاین اول صبح و آخرین نفر آفلاین آخر شب باشد. خبرها را در کانال‌ها و سایت‌های خبری چک کند.متأسفانه شاهد دوستانی هستیم که پس از چاپ هر شماره نشریه تا شماره بعدی هیچ حضوری در فضای مطبوعاتی ندارند.

همانطور که دوستان اشاره کردند مسئله بعدی با تنظیم خبرها و تحلیل‌های حرفه‌ای درست، می‌توانیم مخاطبمان را جذب کنیم. با جهت‌گیری و تحلیل‌های درست، خبرهای حرفه‌ای تنظیم می‌شود. شاید عموم مردم را به عنوان مخاطب نداشته باشیم اما مخاطب خاص خود را خواهیم یافت. البته فضاهای مجازی تا حدودی با جوسازی از احساسات مردم  با تهییج مخاطب از افزایش اشتراک‌گذاری بهره می‌برند. اگر به‌صورت دقیق و حرفه‌‌ای در مواضع خود قرار بگیریم، قطعاً در نهایت رفرنس خواهیم شد. تجربه در استفاده از فضای مجازی تا آنجا رسیده که مردم هم تا حدودی در پی آنالیز خبرند و قدرت تمیز نشریات زرد فضای مجازی را از نشریات مجوزدار دارند، هرچند که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

ضمن تشکر از دفتر مطالعات و برنامه‌ریزی و سر کار خانم دکتر علی‌‌آبادی. اگر وزیر در جلسات حضوری یا وبنیار با نشریات و اصحاب رسانه گفت‌وگو کند و پای حرف‌های ما بنشیند. ما که از نزدیک و بسیار ملموس با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنیم بهتر و بیشتر می‌توانیم مشکلات را بیان کنیم. شاید قادر به ارائه راهکار نباشیم ولی در بخش رسانه استان‌های مرزی که هنوز آثار جنگ در آن ادامه داردبه عنوان یک تلاش‌گر بی‌وقفه، با بیان مشکلاتمان و حضور در صحنه در صدد آسان‌کاری و تسهیل امور برآییم که متأسفانه اینگونه حس می‌شود که ارشاد، مطبوعات، به‌خصوص مطبوعات کرد را به حال خود رها کرده‌است.

آقای بابایی

اگر هر چه نشریات استانی، علی‌الخصوص نشریات محلی گفتمان‌سازتر باشند و از گفتمان اصالتی پیروی کنند، مطمئناً در شرایط سخت هم قادر به حضور خواهند بود در غیراینصورت با کاهش روزافزون مخاطب به بوته فراموشی سپرده خواهند شد. در نکته بعدی روی صحبتم با وزارت ارشاد است که باید نگاه و رویکردش را نسبت به نشریات تغییر دهد و همانطور که در ابتدای صحبتم گفتم باید تقسیم‌بندی‌ها بر اساس تکثرهای هویتی باشد تا مطالبات اقلیت‌ها بهتر منعکس شود تا ایشان نیز به تدوین بهتر برنامه‌ها بپردازند. نکته بعدی این است که از حضور نخبه‌های سیاسی و رسانه‌ای بیشتر استفاده شود. تا در جلسات بیشتر به تشریک مساعی بپردازند و با همفکری در خصوص زیرساخت‌های مثمرثمر در بهره بردن استان از مجتمع‌های رسانه‌ای قدیم به نتیجه مطلوب‌تری نائل آیند و در نهایت عذرخواهی از همکاران بابت امکان قصور در زبان گویای ایشان جهت طرح مشکلات معیشتی، بیمه، خبرنگاران، به‌واسطه فرصت و توان بازگویی کم. مطئنم حضور آنها هم در بیان مشکلات بسیار مفید واقع می‌شد.

آقای سلیمی

چند موضوع را تیتروار عرض می‌کنم؛ امیدوارم این رخداد حسنه که امروز شاهدش بودیم یک رخداد مناسبتی و اداری صرف نباشد و بتوانیم در آینده امتداد و نتایجش را ولو در سطح کم ببینیم. اگر واقعاً امروز آسیب‌شناسی جدی حوزه رسانه و نشریات، یکی از دغدغه‌های شما و همکارانتان است که قطعاً اینگونه است، نیازمند ارتباط بیشتر با اهالی رسانه‌ها  است. شاید من امروز از حیث جایگاه سردبیری که بیشتر اوقاتم را به دلیل یک سری مسائل کاری و تحصیلی در استان کردستان  نمی‌گذرانم نتوانسته باشم آنچنان که باید و شاید زبان گویای همه آحاد و اصحاب رسانه باشم که در این صورت شنیدن صدای طیف وسیعی از اهالی رسانه ضرورت می‌یابد تا همه دردها لمس شود و واقعاً توجه به این مسئله نیازمند ارتباط حضوری است، هرچند که شرایط فعلی جامعه به لحاظ کرونا این حضور را ناممکن می‌کند. ولی امیدوارم با رفع محدودیت‌ها، شاهد حضور نزدیک و صمیمی شما و دوستانتان برای ادامه صحبت‌هاباشیم و دیگر اینکه اگر ما خواستار تشریک مساعی و ارائه نظر اهالی رسانه باشیم با یک سری پایش‌ها و درخواست‌ها که امروزه ابزار آن با اطلاعات تماسی و ایمیل فراهم شده خواهیم توانست به مسائل و مشکلات این حوزه اشراف بیشتری داشته باشیم و با تنظیم فرم‌های پایش ساده و پاسخ‌های پانصد کلمه‌ای، حضور برجسته‌تری در بطن مسائل و مشکلات جماعت رسانه‌ای ساکن در یک منطفه و استان  داشته باشیم. نکته دیگر رابطه کارآمد و مثمرثمر، نیازمند تعامل قوی و چندجانبه است که امروز استان کردستان  با تمام مشخصات ویژه خود، فاقد یک رسانه سراسری در ایران است و اینطور به‌نظر می‌رسد که هیچ تریبون تعاملی در فضای کردی نداریم و مسئله بسیار مهم است که این استان  نه‌تنها در منطقه و استان بلکه در رسانه‌های فرهنگی دارای یک تریبون باشد. استان کردستان فاقد چاپخانه است و برای چاپ هر اثری یا باید رهسپار قم شوند یا کرمان، خراسان و ... این معضل عاملی مؤثر بر راندمان کاری این حوزه خواهد بود. مسئله دیگر تقویت نهادهای این زمینه است که اگر مطبوعات و رسانه رکن چهارم دموکراسی در همه دنیاست و بنیان‌ها نظام‌های دموکراتیک بر حضور نهادها و سازمان‌های غیردولتی استوار است، تقویت نهادهای مرتبط چون خانه مطبوعات باید بخشی از سیاست‌گذاری‌ها باشد. اگر دولت به‌دنبال استقلال دادن به رسانه‌ها و عدم‌وابستگی آنها به یارانه‌های دولتی است، باید در راستای توانمندی رسانه‌ها گام بردارد، چرا که بی‌شک این گام‌ها در تقویت نهادهای غیردولتی در بوته رسانه و مطبوعات تأثیر شگرفی خواهد داشت و باید از اولویت‌های سیاست‌گذاری باشد.

 

خانم علی‌آبادی

آنچه که من از کل این گفت‌وگومی‌توانم جمع‌بندی کنم، مسئله سرمایه‌گذاری مطلوب؛ تفویض اختیار، اقتصاد و مدیریت رسانه‌ها؛بنیه مالی و توجه به توزیع آگهی‌ها؛ نحوة اعطای مجوز وعوامل مؤثر در نظم انتشار رسانه‌های با ترتیب‌انتشار مختلف را شامل می‌شود.

 امیدوارم این موارد را به دست‌اندرکاران منتقل کنیم و گشایشی ولو ناچیز جهت انجام امور بهینه ایجاد شود و به تنظیم پایه و زمینه اولیه بیانجامد.

گردآوری و تنظیم:الهه اردلانی

 گزارش تکمیلی نشست تخصصی بررسی مسائل و مشکلات رسانه‌ها‌ی محلی-نشریات کردستان

گزارش تکمیلی نشست تخصصی آسیب‌شناسی نشریات خراسان

گزارش تکمیلی نشست نشریات محلی استان سیستان و بلوچستان

 

    

تعداد بازدید : ۲۶۸
(یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۹) ۰۹:۱۵
ایمیل را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید