• متن کامل پژوهش «الگوهای غیر‌ معیار در زبان مطبوعات»
  • ۰۹:۵۴ (دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۷)
  • پژوهشگر: دکتر حسن ذوالفقاری با همکاری دکتر حسین بیات و حامد نوروزی
  • چندی پیش , نوید انتشار متن کامل پژوهش "الگوهای غیر معیار در زبان مطبوعات" را داده بودیم . به قول خود وفادار ماندیم و به فاصله اندکی از درج خبر یاد شده, متن کامل پژوهش را برای دسترسی و مطالعه شما گرامیان آماده کردیم. امیدواریم بخش قابل توجه ای از روزنامه نگاران و پژوهشگران رسانه های جمعی این تحقیق را مطالعه کنند و با ارائه نظرات خود در باره روش , محتوی و تقاط قوت و ضعف تحقیق ,در بخش کامنت , موجب روند تکمیلی فرایند پژوهش شوند.
    مقدمه زبان فارسی با تاریخ و فرهنگ و تمدن ما پیوندی دیرینه و ناگسستنی دارد، به‌طوری که امروزه یکی از مهم‌ترین ارکان هویت ملی ما ایرانیان به‌حساب می‌آید. به‌همین دلیل، پاسداشت و تقویت زبان فارسی، ارج نهادن به این میراث ارزشمند فرهنگی و استحکام بخشیدن به بنیان هویت ملی ما تلقی می‌شود.
    علاوه بر این، زبان فارسی زبان رسمی کشور ما و زبان آموزش و ارتباطات فکری و علمی ماست و بخش مهمی از تفکر ما در چارچوب قواعد این زبان شکل می‌گیرد. به‌همین علت، کیفیت ارتباطات فکری و رشد علمی و فنی ما کاملاً وابسته به کیفیت زبان ما یعنی زبان فارسی است. پیچیدگی زبان انسان، زبان‌شناسان را بر آن داشته است تا برای مطالعة بهتر و راحت‌تر زبان، آن را به سه سطح آوایی، دستوری و معنایی تقسیم کنند و مطالعة هر یک را به شاخه‌ای از دانش زبان‌شناسی واگذار نمایند. مطالعة سطح آوایی زبان بر عهدة شاخة «واج‌شناسی» است.
     در واج‌شناسی چگونگی شکل‌گیری نظام آوایی زبان و قوانین و قواعد حاکم بر آن مطالعه می‌شود. قواعد حاکم بر ترکیب واج‌ها و تشکیل هجاها، چگونگی ترکیب هجاها و تشکیل تکواژها و چگونگی تلفظ واژه‌ها از مهمترین مباحث حوزة واج‌شناسی هستند. تلفظ واژه‌ها از دیرباز مورد توجه ادبا و زبان‌شناسان و البته محل نزاع آنان بوده است. واحدهای زبرزنجیری گفتار نیز در زبان اهمیت بسیار دارند.
    منظور از واحدهای زبرزنجیری گفتار، واحدهایی چون «تکیه»، «درنگ» و «آهنگ» است که در زنجیرة نوشتار قرار نمی‌گیرند؛ یعنی با خط و نوشتار نمی‌توان آن‌ها را نشان داد. به کارگیری واحدهای زبرزنجیری گفتار در زبان تفاوت معنایی ایجاد می‌کند و با سطح معنایی زبان و دانش معنی‌شناسی ارتباط می‌یابد. مطالعة سطح دستوری زبان در دو حوزة صرف (ساخت واژه) و نحو صورت می‌گیرد. صرف، ساختمان کلمه و نحو، ساختمان جمله را بررسی می‌کند. مطالعة سطح معنایی زبان بر عهدة دانش معنی‌شناسی است.
     در معنی‌شناسی، روابط معنایی واحدهای زبانی و نیز معنای دقیق واحدهای زبانی ،از تکواژ تا جملة مستقل، بررسی می‌شود. از گذشته‌های دور، دانشمندان بلاغت‌ و ادبای ایرانی و اسلامی،‌ گزاره‌های کلامی را به دو بخش خبری و انشایی تقسیم می‌کردند و برای هر یک اغراض ثانویه‌ای قائل بودند؛ مثلاً از جمله اغراض ثانویة خبر، بشارت، تهدید، تشویق، تنبیه، تحقیر و... است. در این که از یک گزارة خبری معانی دیگری غیر از معنی اصلی برداشت شود، عوامل گوناگونی مانند مخاطب، حرکات سر و دست گوینده، بافت، متن، موقعیت و عوامل دیگر نقش دارند. امروزه بررسی این معانی ثانویه، موضوع یکی از زیرشاخه‌های معنی‌شناسی به نام کاربردشناسی زبان است که با مکاتب فلسفی نظیر فلسفة تحلیلی و فلسفة زبان نیز ارتباط می‌یابد. برای دست‌یافتن به مبانی نظری گستردة این بحث، اجرای طرح‌های پژوهشی مستقلی لازم است.
    از آنجا که هر زبانی، نظام و دستگاه معنایی خاص خود را دارد، روش‌های بررسی سایر زبان‌ها از این نظر چندان برای زبان فارسی ثمربخش نیست و تنها برخی مبانی نظری آنان قابل استفاده است. متأسفانه تاکنون در این زمینه کار پژوهشی درخور توجهی در مورد زبان فارسی صورت نگرفته است.
    با این همه، مطالعة این سطح از زبان نیز از حوزة بحث این پژوهش خارج است. در پژوهش حاضر، به الگوهای غیرمعیار در زبان مطبوعات پرداخته شده است. دربارة‌ اشکال‌ها و ایرادهای زبانی در مطبوعات، تا کنون بسیاری از متخصصان اظهار نظر کرده اند. منتقدان معمولاً همراه با انتقادهای خود، مثال‌هایی از اشتباهات نگارشی، دستوری، رسم الخطی و... آورده و با استناد به این مثال‌ها، انتقادات خود را وارد دانسته‌اند.
     بسیاری از این انتقادها که در جای خود درست هستندـ با ملاحظات تجویزی همراهند؛ یعنی منتقد برای اشکالات دستوری، نگارشی و رسم¬الخطی، الگوی زبانی جانشینی پیشنهاد می‌کند. مثلاً پیشنهاد می‌کند به جای استفاده از «توسط» و «به کاربردن فعل مجهول»، از «فعل معلوم» و «ساختار جملة معلوم» استفاده شود: خبرگزاری فرانسه گزارش داد عده‌ای از تظاهرکنندگان توسط پلیس مجروح شدند. (نادرست) خبرگزاری فرانسه گزارش داد پلیس، عده‌ای از تظاهرکنندگان را مجروح کرد. (درست) همچنین این انتقادها مبتنی بر استقرای ناقص است و منتقد از بسامد الگوهای زبانی به کار رفته در زبان مطبوعات آگاهی کاملی ندارد.
     به عبارت دیگر، پیشنهادهای تجویزی منتقدان بر پایة توصیف دقیق الگوهای زبانی بنا نشده است. زبان مطبوعات (به ویژه در بخش های رسمی تر) یکی از مصداق های زبان معیار است. انتظار می‌رود چنین زبانی خالی از ایراد و اشکال باشد. نخستین گام در راه رفع ایرادهای احتمالی زبان مطبوعات و به کار بستن تجویزات زبان‌شناختی، توصیف دقیق زبانی است که در بخش‌های مختلف مطبوعات به کار می‌رود. داشتن شناخت و توصیف دقیق اشکالات زبان مطبوعات، مقدمة هر گونه تلاش برای ارائة نظرات تجویزی و در نهایت حل مسائل و مشکلات زبانی این رسانه است. ابتدا باید به طور دقیق، علمی و مستند به توصیف دقیق اشکالات زبان مطبوعات پرداخت و آن‌ها را طبقه‌بندی و تحلیل کرد و آن گاه الگوها و ساختارهای معیار را تجویز کرد. چنین توصیفی، مواد خام بسیاری نیز برای اجرای تحقیقات دیگر فراهم می‌سازد. پژوهش حاضر برای آن که راه اجرای پژوهش‌های بعدی در این حوزه را هموار کند، به معرفی بنیادین مباحث نظری برای تحلیل زبان مطبوعات پرداخته است. بنابراین، این تحقیق پشتوانة نظری کامل و ارزشمندی را برای هرگونه تحلیلی در عرصة زبان مطبوعات، فراهم می¬آورد. با استفاده از مباحث نظری این پژوهش، در فصلی جداگانه تعداد مشخصی از جمله های بخش‌های مختلف مطبوعات از نظر اشکالات ویرایشی در حوزه های فنی، زبانی و بلاغی بررسی شده‌اند و ضمن اشاره به مهمترین اشکالات آن‌ها سعی شده است صورت‌های جایگزین و متناسب با زبان معیار فارسی پیشنهاد شود. طرح حاضر بر اساس نیاز رسانه‌‌های و ضرورت های معیارسازی زبان فارسی تعریف، تدوین و اجرا شده است.
     پژوهشگران با درک ضرورت رفع این نیاز، طرح خود را به معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد جناب آقای علیرضا مختارپور ارائه دادند. استقبال معاونت محترم مطبوعاتی و سرعت بخشیدن در مراحل اجرای طرح، ستودنی و نشان دهندة توجه ویژة آن معاونت به زبان فارسی به خصوص در عرصه مطبوعات است. با ارجاع این طرح به دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌ها و مدیریت شایستة جناب آقای شعبانعلی بهرامپور و دلسوزی و سرعت عمل وی، مراحل اجرایی طرح به سرعت آغاز شد. در همین جا سپاس ویژة خود را از این دو بزرگوار اعلام می‌دارم. همچنین لازم است از همکاران خود در به ثمر رساندن طرح حاضر تشکر کنم: آقای دکتر حسین بیات، مدیر گروه مطالعات زبان رسانه در مرکز تحقیقات صدا و سیما برای همکاری در تمامی مراحل طرح به ویژه تدوین گزارش نهایی؛ آقای حامد نوروزی برای همکاری در برگه نویسی و استخراج غیرمعیارهای مطبوعاتی؛ آقای آرمین رسول زاده برای همکاری در برنامه نویسی و تهیه نرم افزار ویرایش؛ آقای علیرضا صفایی برای تهیه جدول‌ها و نمودارها؛ خانم فاطمه خان بیگی برای ورود اطلاعات در نرم افزار. و خانم زینب نورپور جویباری برای صفحه‌بندی نهایی. مجری طرح زمستان 1385 فصل اوّل: کلّیات طرح مسئله و ضرورت و اهمیت تحقیق زبان، پدیده‌ای تأثیرپذیر است و زبان فارسی تحت تأثیر ساخت های زبان‌های بیگانه بیش از حد در حال دگرگونی است و در صورتی که بین تثبیت و تحول آن نوعی تعادل برقرار نشود به مرور زمان سلامت خود را از دست می‌دهد. می‌توان ادعا کرد که مردم ایران در حال حاضر زبان خود را با رسانه‌ها محک می‌زنند و به ویژه جوانان اطلاعات خود را عمدتاً از طریق رسانه‌ها دریافت می‌کنند، در نتیجه زبان رسانه‌ها بلامنازع پذیرفته می‌شود. (سمیعی، ص 61) زبان رسانه‌های گروهی به¬ویژه مطبوعات، گاهی معایب و اشکالاتی اساسی دارد که در لزوم رفع فوری آن‌ها تردیدی نیست.
     این معایب و اشکالات یا ناشی از ناآگاهی از قواعد ساختمان زبان فارسی، و یا ناشی از اشکالات منطقی، بلاغی، تلفظی و بیانی است. رسانه‌ها روز به روز الگوهای زبانی غیرمعیار را بیشتر رواج می‌دهند. بنابراین لازم است این الگوها شناخته و بررسی شوند و در صورت امکان کنترل گردند یا الگوهای معیار جایگزین آن‌ها شود. در این تحقیق برآنیم که زبان تعدادی از روزنامه‌ها و مجلات پرشمارگان را از این دیدگاه بررسی کنیم؛ یعنی الگوهای زبانی غیرمعیار زبان این مطبوعات را جستجو کرده و به جای آن‌ها الگوهای زبانی معیار را مطابق قواعد ساختمان زبان فارسی پیشنهاد و راه های پرهیز از کاربرد الگوهای غیرمعیار را معین کنیم. برای این که تحقیق چند جانبه باشد و نتیجه مطلوب داشته باشد، زبان تعدادی از روزنامه‌ها و مجلات متنوع که از سطوح و گونه‌های مختلف زبانی استفاده می‌کنند، هر یک با استفاده از قواعد و اصول خاص همان گونه زبانی، بررسی خواهد شد. عوامل فرهنگی و اجتماعی باعث شده است که اقشاری از مردم ایران بدون هیچ مانعی زبان رسانه‌هایی چون روزنامه‌ها و مجلات را به عنوان زبان معیار بپذیرند. به هر روی هر جامعه باید زبان معیاری داشته باشد تا بتواند به عنوان مهمترین عامل ارتباطی در میان افراد جامعه به کار برده شود.
    هرچه الگوهای زبانی غیرمعیار رواج پیدا کنند به مرور زمان به عنوان الگوهای معیار پذیرفته می‌شوند. در نتیجه زبان از جنبه‌های مختلف معیوب و ناقص می‌شود و اگرچه در ظاهر بتواند به نقش ارتباطی خود ادامه دهد اما قواعد آن فرو می‌ریزد و صرف و نحو آن دچار تغییر و اشکال می‌شود.
    برای مراقبت از ارکان زبان فارسی و جلوگیری از تحول آن باید الگوهای زبانی غیرمعیار را در مجاری مهم ارتباطی همچون مطبوعات شناخت و مورد تحلیل و بررسی قرار داد. باید شیوه‌های کاربرد این الگوهای غیرمعیار را در لایه‌های سه‌‌گانه زبان کاوید؛ تفاوت گونه‌های گفتاری و نوشتاری را در زبان فارسی بررسی کرد؛ چگونگی و زبان‌های کاربرد الگوهای زبان جاهلی را معین کرد و . . . مبانی نظری تحقیق در مبانی نظری این تحقیق، نظریه‌های «لایه‌های سه‌گانه زبان»، «تغییرپذیری زبان»، «درست و غلط در زبان»، «تناسب زبان با حال و مقام متکلم» و «زبان معیار و معیارسازی» اساس قرار گرفته است. الف) لایه‌های سه‌‌گانه زبان: بحث الگوهای زبانی به شیوه‌های کاربرد لایه‌های آوایی، دستوری و واژگانی زبان مربوط می‌شود. لایه‌های زبان در برابر عوامل مؤثر واکنش یکسان ندارند و مقاومت بعضی لایه‌ها از لایه‌های دیگر بیشتر است. معمولاً لایه واژگان به سهولت تأثیر و تغییر می‌پذیرد و دستگاه آوایی زبان بسیارمقاوم است (ساپیر، ص 249. 289. نجفی، ص 3). ب) تغییرپذیری زبان:
    1. از نظر تاریخی، زبان فارسی در دوره‌های پیشین به دلیل تأثیر عوامل مختلف دگرگون شده است. به عبارت دیگر، عوامل فرهنگی، سیاسی، مذهبی و اجتماعی همواره بر زبان فارسی تأثیر گذاشته‌اند و زبان تحت تأثیر این عوامل هیچگاه ثبات نیافته است و نمی‌یابد (صادقی، ص 100، مدرسی، فصل اول).
     2. میزان گستردگی تنوعات و گوناگونی‌های زبان به ساخت درونی یک جامعه، روابط اجتماعی گروه های مختلف و . . . بستگی دارد. همان‌گونه که همه گویندگان یک زبان از نظر خصوصیات غیر زبانی (طبقه، سن ، جنسیت، قومیت، مذهب و تحصیلات) یکسان نیستند، رفتار زبانی آن‌ها نیز یکسان نیست. بعید است بتوانیم در درک طبیعی زبان پیشرفتی حاصل کنیم، اگر به طور کلی از نقشهای اجتماعی زبان و ویژگیهای آن غافل باشیم (مدرسی، ص 5 به بعد) ج) تناسب زبان با حال و مقام متکلم و مخاطب زبان نظیر سایر اشکال فعالیت اجتماعی، باید با حال و مقام متکلمی که آن را به کار می‌برد و نیز مخاطب تناسب داشته باشد. به عبارت دیگر زبان نه تنها برحسب خصوصیات اجتماعی افراد، بلکه برحسب بافت اجتماعی نیز تغییر می‌کند. مثلاً یک متکلم واحد در موقعیت های متفاوت و برای مقاصد مختلف، از زبانگونه‌های متفاوتی استفاده می‌کند. (سیدحسینی، صص 23.25) و) زبان معیار نوشتاری و معیارسازی:
     1. زبان معیار زبان درس خواندگان و تحصیل کردگان و زبان آموزشی در مدارس و دانشگاه ها است.
     2. زبان معیار وسیله ارتباطی میان افرادی است که در سایر وضعیت ها، به لهجه های محلی و اجتماعی خود سخن می گویند.
     3. زبان معیار نقش وحدت دهندگی، اعتباردهندگی و مرجعیـت دارد. منابع معیارسازی عبارتند از :
     1. زبان کهن فارسی براساس آثار معتبر؛ 2. مراجع علمی و دانشگاهی خصوصاً فرهنگستان زبان و ادب فارسی؛
     3. زبان گفتار و نوشتار امروز طبقه تحصیل کرده جامعه؛
     4. نثرهای معاصر از استادان برجسته زبان فارسی که ملاک و معیار نثر فصیح امروزی است؛
     5. کتاب ها، مقالات و پژوهش هایی که در زمینه ی درست نویسی نگاشته و قبول عام یافته است؛ آنچه زبان را از معیار دور می سازد عبارتند از :
     1. عناصر زبانی متروک و مهجور در سطوح آوایی، صرفی، نحوی و معنایی و عناصر قاموسی و دستوری؛
     2. اصرار در سره نویسی، عربی مآبی و عامیانه گرایی که ضعف و ناتوانی زبان را در پی دارند؛
     3. گرته برداری از زبان‌های بیگانه از طریق ترجمه ، تبلیغات، رسانه ها؛
    4. کاربرد عناصر زبان محلی و محاوره ای و اصرار و افراط در آن؛
     5. استفاده غیرضروری از عناصر ادبی و فرا زبانی؛
     6. کاربرد گونه های صنفی و سبک های اجتماعی در غیرموارد ضروری و بدون تمایز و توضیح؛
     7. شکسته نویسی در غیرموارد ضروری؛ زبان معیار براساس کاربرد آن می تواند گونه های آموزشی، علمی، مطبوعاتی، کودکانه و اداری داشته باشد که لازم است اصول سلبی و ایجابی یاد شده را دارا باشند. اهداف تحقیق
     1. شناختن مهمترین الگوهای زبانی غیرمعیار در زبان مطبوعات؛
     2. طبقه‌بندی و تقسیم‌بندی الگوهای زبانی غیرمعیار؛
     3. بررسی بسامدی الگوهای زبانی غیرمعیار مطبوعات و نتیجه‌گیری از آن؛
     4. ارائه راهکارهایی برای کنترل و اصلاح کاربرد الگوهای زبانی در مطبوعات. سؤالات تحقیق
     1. مهمترین الگوهای زبانی غیرمعیار مطبوعات کدامند؟
     2. الگوهای زبانی غیرمعیار را از جهت زمینه‌های بروز، شکل ها و گونه‌ها و تعلق آن‌ها به سطوح مختلف زبانی، چگونه می‌توان تقسیم‌بندی کرد؟
     3. الگوهای زبانی غیرمعیار در کدام نوع، قالب و موضوعات نشریات و در چه سطوح زبانی بیشتر ظاهر می‌شوند؟
     4. آیا با تعیین مهمترین الگوهای زبانی غیرمعیار مطبوعات و چگونگی طبقه‌بندی و نیز بررسی آن‌ها از جهت بسامدی می‌توان به شمایی کلی از اشکالات زبانی مطبوعات فارسی دست یافت؟
     5. چه راهکارهایی برای کنترل و پرهیز از کاربرد الگوهای زبانی غیرمعیار و اصلاح آن‌ها در زبان مطبوعات می‌توان ارائه داد؟ فرضیه ها
     1. الگوهای زبانی غیرمعیار در بیش از 30 درصد از جمله¬های مطبوعاتی وجود دارد.
     2. بیشترین الگوهای زبانی غیرمعیار مربوط به بخش‌های خبری در موضوعات سیاسی و اجتماعی است.
     3. الگوهای زبانی غیرمعیار در مطبوعات محلی و عامه پسند بیش از مطبوعات سراسری دیده می‌شود.
     4. بیشترین الگوهای زبانی غیرمعیار به ترتیب در حوزه‌های فنی، زبانی و بلاغی دیده می‌شود. پیشینة تحقیق در این حوزه تاکنون منبعی که دقیقا الگوهای زبانی غیرمعیار را در زبان مطبوعات بررسی کرده باشد منتشر نشده است، اما برخی از منابعی که تا حدی در آن‌ها به این موضوع اشاره شده، عبارتند از:
     1. مسئله زبان در وسایل ارتباط جمعی (گفتگو با دکتر سحابی، صفا، رضازاده شفق و محجوب)، تماشا، شماره 4. 2. تأثیر شعر در زبان صدا و سیما، احمد سمیعی، درباره زبان فارسی، مرکز نشر دانشگاهی، 1375. 3. مشکلات زبان فارسی در حال و آینده، سید جعفر شهیدی، مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی زبان علم، مرکز نشر دانشگاهی.
    4. نقش رسانه‌های همگانی در ترویج زبان علم و مشکلات موجود در ترویج زبان علم از رسانه‌ها، توفیق حیدرزاده، مجموعه مقالات سمینار زبان فارسی زبان علم، مرکز نشر دانشگاهی، 1372. 5. تأثیر متقابل زبان رسانه‌ها، مهدی فیروزان، دومین سمینار زبان فارسی در صدا و سیما
     6. خطرهایی که زبان فارسی را تهدید می‌کند، ناصر ایرانی، درباره زبان فارسی ، مرکز نشر دانشگاهی، 1375.
     7. درآمدی بر جامعه‌شناسی زبان، یحیی مدرسی، موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1368. 8. زبان معیار، ناصر قلی سارلی، مرکز مطالعات و تحقیقات صدا و سیما ، 1379. 9. زبان در مطبوعات، عبدالرحمن فرامرزی، 10. شیوه نگارش در مطبوعات، عماد افشار، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1372. 11. روزنامه نگاری نوین، نعیم بدیعی و حسین قندی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1378. 12. مقاله نویسی در مطبوعات، حسین قندی، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، 1372. 13. زبان فارسی معیار درمتن(گزارش طرح پژوهشی ) ،سیماوزیرنیا ،نشریه شماره 485به سفارش سازمان پژوهش وبرنامه ریزی آموزشی تهران 1384 14.زبان در مطبوعات( پایان نامه کارشناسی ارشد)، ‍‍‍‍‍ژیلا ابراهیمی،راهنما علی افخمی،دانشگاه تهران،1379 تعریف نظری مفاهیم اصلی تحقیق 1. زبان معیار: به صورتی از زبان اطلاق می‌گردد که افراد یک کشور که احتمالاً به لهجه‌ها و گویش های محلی تکلم می‌کنند، آن را به عنوان بهترین و موثرترین وسیلة ارتباط در میان خود به کار می‌برند.
    2. الگوهای زبانی: شیوه‌های کاربرد درست یا غلط سطوح آوایی، دستوری و واژگانی زبان . 3. الگوهای غیرمعیار: شیوه‌های کاربرد غلط سطوح آوایی، دستوری و واژگانی زبان.
    4. خطاهای زبانی: کاربرد غلط لایه‌های زبان در نتیجه ناآگاهی از قواعد زبان یا بی‌توجهی به آن‌ها. 5. زبان نوشتاری: به آن گونه از زبان گفته می‌شود که در عصر حاضر وسیلة ارتباط زبانی در کتاب های درسی و نوشته‌های علمی و خبری و برخی از مطبوعات و برنامه‌های رادیو و تلویزیون است. تعریف عملی مفاهیم اصلی تحقیق الگوهای زبانی غیرمعیار: شیوه‌های کاربرد غلط لایه‌های دستوری و واژگانی زبان را الگوهای غیرمعیار می‌نامند، لایه‌های زبان بدین شرح هستند: 1. دستور زبان: از دو بخش صرف و نحو تشکیل می‌شود: صرف به بحث از تغییرات صوری ادوات دستوری(مانند نشانه‌های مفرد و جمع و مذکر و مونث و صورت های بیان اسما و افعال . . .) و نحو به مسائل مربوط به ساخت جمله و روابط اجزای جمله با یکدیگر با به طور کلی قواعد جمله‌بندی می‌پردازد. الگوهای غیرمعیار در لایة دستور زبان:
     1-1. رعایت نکردن تطابق فعل با فاعل در افراد و جمع؛ 2-1. به کار بردن شکل مجهول فعل به جای معلوم (براثر نفوذ زبان‌های بیگانه و از راه ترجمه‌ها) مثلاً «شهر توسط هواپیما بمباران شد» به جای «هواپیما شهر را بمباران کرد»؛
     3-1. آوردن را پس از فعل، به جای آوردن آن پس از مفعول؛
     4-1. کاربرد نابجای فعل داشتن: استعمال افعالی که از مصدر «داشتن» ساخته می‌شوند لطمة شدیدی به سلامت زبان فارسی زده است. به عنوان مثال معانی افکندن، مواظب بودن، حمله کردن، بودن، تماشا کردن و . . . از فعل «داشتن» مستفاد می‌شود؛ 5-1. آوردن صفات نامتناسب با موصوف ؛ 6-1. صرف فعل‌های مرکب به جای بسیط؛ 7-1. کاربرد اسم مفعول به جای فعل شخصی، مثلاً «مردم آمادگی کامل داشته (به جای دارند) و خواهند داشت.» 8-1. حذف بی‌جای فعل؛ مثلاً « نیروی انتظامی مواد مخدر را کشف (به جای کشف کرد) و مجرمان را به دادگاه تحویل داد.»
    9-1. کاربرد زمان حال به جای گذشته، مثلاً «علی از آنجا به خانه برادرش می‌رود و باز می‌گردد.» (به جای رفت و بازگشت) 2. واژگان: مجموع واژه‌های «قاموسی» زبان (مانند اسما و فعل‌ها و صفت¬ها و . . . مستقل از تغییرات صرفی و نحوی) که خود دو وجه مستقل دارد: الفاظ و معانی . به همین جهت مسائل مربوط به بلاغت کلام را در همین لایه بررسی می‌کنیم. این لایه‌ها در عین داشتن روابط متقابل با یکدیگر، هر کدام اصول و قواعدی مخصوص به خود دارند.
    زبان معیار بر اصول و قواعد پذیرفته شدة مربوط به لایه‌های زبان و نیز ارتباط صحیح این لایه‌ها با همدیگر بنا می‌شود. عدول از این اصول و قواعد (الگوها) و تغییر و تحول در آن‌ها باعث دگرگونی‌های کمی و کیفی در ساخت دستگاه زبان می‌شود. بنابراین، الگوهای غیرمعیار، بعد از آسیب رسیدن به لایه‌های زبان و اخلال وارد شدن در رابطه میان آن لایه‌ها، در زبان رایج می‌شوند. الگوهای غیرمعیار در لایه واژگان: 1-2. به کار بردن کلمات و اصطلاحات بیگانه که معادلی درخور در زبان فارسی دارند؛
     2-2. به کار بردن کلمات به اصطلاح سره، که در میان همه طبقات جامعه رواج پیدا نکرده باشد؛ 3-2. گرته‌برداری: در گرته‌برداری، به خلاف واژه‌های عاریتی، دیگر عین کلمه را از زبان خارجی نمی‌گیرند، بلکه صورت ترکیبی کلمات یا اصطلاحات را به اجزای سازنده‌اش تجزیه می‌کنند و به جای هر کدام از این اجزا، معادلی را که از پیش در زبان وام گیرنده موجود است می‌آورند؛
    1-3-2. گرته‌برداری از اصطلاحات و ترکیبات: مثل حمام گرفتن (به جای استحمام کردن)، در جریان گذاشتن (مثل باخبرکردن)، بی‌تفاوت (به جای بی‌‌اعتنا)، نقطه نظر (به جای دیدگاه) و . . . 1-3-2. گرته‌برداری معنایی: مثل جناغ شکستن، بریدن از چیزی (به جای جدا شدن)، بها دادن (به جای ارزش نهادن) . . . 3-3-2. گرته‌برداری نحوی: امروز زیان¬بارترین تأثیر زبان‌های بیگانه را در نحو فارسی می‌توان دید. جمله‌هایی مانند: «تو مرا نمی‌فهمی» ( به جای تو حال یا حرف مرا نمی‌فهمی)، «من روی این کار خیلی وقت گذاشته‌ام» (به جای وقت صرف کرده‌ام) و . . . از آن جمله‌اند.
    4-2. کاربرد بیش از حد کلمات مترادف و درازگویی و حشو؛ مثلاً «خاموشی و سکوت و آرامش همه جا را فرا گرفت» و تکلف علمی کاذب و به کار بردن تعابیر قالبی که از کثرت استعمال، بار معنایی خود را از دست داده است.
     5-2. متناسب نبودن لغات و اصطلاحات و به طور کلی زبان، با شخصیت گوینده: هر شخصی باید اصطلاحات و زبان خاص خود را به کار ببرد و استفاده از لغات و اصطلاحات مربوط به شخص دیگر، سخن را ناهنجار می‌کند.. در مقابل ممکن است مثلاً یک شخصیت فرنگ رفته، با به کار بردن مکرر اصطلاحات و عبارات بیگانه، . برای وانمود کردن اینکه این اصطلاحات خاص اوست – از سوی دیگر به زبان لطمه وارد کند. روش تحقیق مرحله اول: انتخاب جامعه آماری برای انجام این تحقیق ابتدا بر اساس مطالعات اولیه و طرح ارائه شده، نمونه گیری از جامعه آماری به شرح زیر صورت گرفت: تعداد کل جملات مورد بررسی: 12320 جمله تعداد مطبوعات منتخب : 22 مجله و روزنامه مطبوعات منتخب:
    1. سراسری: آفتاب یزد، ابرار، اطلاعات، اعتماد، ایران، جام جم، جمهوری، رسالت، شرق، کیهان، همبستگی، همشهری
    2. عامه پسند: آیینه، ابرار ورزشی، استقلال جوان، به سوی افتخار،، پیروزی، خانواده سبز، راه زندگی، طاق بستان 3. محلی: امین، خبر جنوب نسبت انتخاب: در میان 22 نشریه، از هر نشریه 560 جمله انتخاب و بررسی شده است.
    انتخاب جملات کاملا تصادفی و همگی از یک روز خاص (12 دی ماه 1384) به شرح زیر بوده است: سراسری: 6720 جمله عامه¬پسند: 4480 جمله محلی: 1120 جمله جمع: 12320 جمله موضوعات: اجتماعی:1309 جمله سیاسی: 1455 جمله فرهنگی: 1662 جمله ورزشی: 2262 جمله حوادث: 1011 جمله اقتصادی: 505 جمله دینی: 647 جمله علمی: 1169 جمله جمع: 12320 جمله قالب ها: گزارش: 3499 جمله خبر: 3938 جمله مصاحبه: 940 جمله مقاله: 3943 جمله جمع: 12320 جمله سعی کرده ایم نسبت موضوعات و قالب ها به نسبت نوع مطبوعات و گرایش آن‌ها تعیین شود. پس از انتخاب جامعة مورد بررسی، یکایک این جمله‌ها از نظر داشتن الگوهای زبانی غیر معیار، در لایه‌های دستوری، واژگانی و نیز اصول نگارش و ویرایش فنی، زبانی بررسی شده است. در هر یک از این سه‌سطح‌، موارد جزئی‌تر به شرح نمودار زیر بررسی می‌شوند:
    برای مطالعه متن کامل بر روی یکی از پیوست های زیر کلیک کنید

    الگوهای غیر معیار در زبان مطبوعات

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500